دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راه آهن

No image
راه آهن

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، رضاخان، مهندس كاساكوسكي، مصدق، انگلستان، پل ورسك

نویسنده : سيد جواد موسوي

>

یکی از مهمترین لایحه‌هایی که در سال 1305ش. به مجلس ارائه شد، لایحه تأسیس راه‌آهن سراسری بود که بحث‌های فراوانی درپی‌ داشت. این طرح مخالفین و موافقین فراوانی داشت. مصدق یکی از اعتراض کنندگان به لایحه تأسیس راه‌آهن بود.

اصولاً انگلیس اعتقاد داشت که این خط‌‌ آهن از شمال به جنوب کشیده شود، تا بتواند جهت حمله احتمالی به روسیه و سپس شوروی پس از انقلاب اکتبر 1917م. استفاده شود.[1]

احمدشاه نیز در پاسخ پیشنهاد انگلیس‌ها برای مفتوح ساختن باب مذاکره در مورد کشیدن راه‌آهن گفت: «راه آهنی که به صلاح و صرفه ایران است، راه‌آهنی است که از دزداب زاهدان فعلی شروع می‌شود و مسیر آن به اصفهان و تهران باشد و از آنجا به اراک و کرمانشاه متصل شود، یعنی از شرق به غرب ایرن، چنانکه از زمان داریوش هم راه تجارت هندوستان در آسیا و سواحل مدیترانه همین راه بوده است و این راه برای ملت ایران نهایت صرفه را از لحاظ تجارت خواهد داشت؛ ولی راه‌آهن عراق به منجر خزر فقط جنبه نظامی و سوق‌الحیشی دارد و من نمی‌توانم، پول ملت را گرفته یا از کشورهای خارج وام گرفت و صرف راه‌آهنی که فقط جنبه نظامی دارد نمایم.»[2]

در سال 1912(1291ش.) که در مجلس عوام انگلستان گفتگو بر سر مسئله راه‌آهن سراسری ایران به میان آمد، لر کتر زین نایب‌السلطنه هندوستان که بعدها به عنون وزیر خارجه منصوب شد، گفت: «در مدت 20 سال تأیید کردند که هندوستان باید محاظ باشد، در یک حلقه کوهها و صحراها که بدون تلفات زیاد و پول غیرقابل عبور باشد.این سیاست، هندوستان را از هر جمله‌ای حراست کرده و هیچ ملتی حق عبور از این منطقه حمایت شده را نداشت؛ اما اگر این راه‌آهن، راه‌آهن غربی – شرقی ایران ساخته می‌شد، آن وقت تمام آن سیاست به خطا بوده و به ما می‌گویند، این اصول را نپذیرید که سیاست حقیقی هند عبارت است از باز کردن سرحدات آن به طرف مغرب»[3] با اینکه همگان به سودمندی راه‌آهن شرق و غرب چه از لحاظ تجاری و چه از لحاظ نظامی، آقا بوده و اعتقاد داشتند که این سیر کار بردهای فراوانی دارد؛ ولی رضاشاه آن را نپذیرفت.می‌توان تصور کرد که در آغاز این مسئله از سوی رضاشاه در درجه اول مربوط به نفوذ انگلیس بر ارکان دولتش بوده و او آن قدرها حکومت خود را مستحکم نمی‌دید که بتواند در مقابل انگلیس‌ها به صورت قاطع ایستادگی کند و منافع آن را نادیده گیرد.از سوی دیگر رضاشاه همیشه نسبت به روسیه نظر نامساعدی داشت و در آن هنگام مخالفت با شوروی را ارجع می‌دانست.[4]نقش دیگری در احداث دنیس رایت در کتاب خود می‌نویسد:«در اینکه تا پایان دوره قاجار هیچ خط ‌آهن طویل المسافتی در ایران کشیده نشده بود، در نتیجه هیچ گونه قصوری که از جانب بریتانیا نبود.جولیوس دو رویتر از میان جنبه‌های متعدد امتیاز وسیع و همه جانبه‌ای که در سال 1872از شاه کسب کرده بود و در دره نخست به راه‌آهنی دل بسته بود که امید داشت بین دریای خزر و خلیج فارس بکشد.دلوت بریتانیا از خطری که روسیه را متوجه ایران ساخته بود، بیش از پیش نگران شده بود.سخت عقیده داشت که چنانچه راه‌آهنی بین خلیج فارس درون ایران موجود نباشد، کمک نظامی بریتانیا به ایران در صورت حمله روسیه از شمال غیر ممکن خواهد بود.»[5]

کمپانی یونس آمریکایی و اعزام نماینده به ایران

اولین کمپانی که در امر نقشه‌برداری و ساختمان راه‌آهن سراسری نماینده‌اش را به ایران فرستاد کمپانی ساختمانی یونس آمریکایی بود. الهیار صالح که در آن موقع با سمت مترجمی در سفارت آمریکا مشغول خدمت بود، مأمور شد تا جهت مترجمی با نماینده کمپانی یونس و رضاشاه اقدام کند، در این هنگام رضاشاه هنوز رئیس‌الوزاء بود.[6]پس از بررسی‌های متعدد مهندسان مشاور آمریکایی تصمیم گرفته شد که مرحله نخست خط‌ آهن در جهت کلی شمال شرقی- جنوب غربی از دریای خزر به خلیج فارس احداث گردد. ملاحظات سیاسی و نظامی بیش از همه ذهن رضاشاه را مشغول داشته بود.باید از هرگونه خط شمال به جنوب و شرق به غرب اجتناب گردد.خط ‌آهن در ضمن باید از مرزهای هند، عراق و ترکیه هم دوری گزیند و حتی‌‌الامکان از خطوط آهن شوروی در آذربایجان شوروی و جمهوری‌های آسیای میانه و نیز از شبکه راه‌آهن بریتانیا در عراق و هند فاصله گیرد.همچنین تصمیم گرفته شد که خط به هیچ شهر بزرگ به استثناء پایتخت نرود و بیشتر از مناطق چادرنشین که تسلط بر آنها برای حکومت مرکزی اهمیت شایان دارد، بگذرد.[7]بحث پیوسته این بود که خارج راه‌آهن از کجا تأمین شود.پاره‌ای استدلال می‌کردند که اجرای هیچ‌گونه طرح بزرگ زیربنایی بدون سرمایه خارجی ممکن نیست.گروهی دیگر مزایای سرمایه خارجی را قبول داشتند؛ ولی می‌گفتند که تاریخچه وام‌گیری قاجارها در گذشته که صرفاً برای مصارف شخصی و مستلزم گروگذاری عواید کشور به عنوان وثیقه بود، خواه ناخواه اخذ هرگونه وام خارجی را نفرت‌انگیز ساخته است. این عمل در آغاز زمامداری دودمان تازه‌ای که آن همه چشم‌ داشت از آن هست فاجعه بار می‌آورد.[8]

اولین کلنگ ساختمان راه‌آهن

روز یکشنبه 23 مهر ماه 1306 بر حسب دعوتی که از طرف وزارت عوامه به عمل آمده بود، در بیرون دروازه گمرک با حضور وزراء رجال نمایندگان مجلس سفر او امرای ارتش، مدیران جراید و طبقات دیگر در محوطه حسین‌آباد در ساعت 8صبح پس از آنکه رضاخان بیانانی ایراد نمود، نخست وزیر هم در پاسخ مطالبی بیان داشت و کلنگ نقره‌ای به دست رضاخان داد و او هم بر زمین زد که طبق نقشه محل ایستگاه راه مرکزی راه‌آهن شروع به ساختمان گردد.[9]

نظریات مهندس کاسکی راجع به راه‌آهن ایران

مهندس کان کوسکی در استخدام دولت ایران و در وزارت فوائد عامه رسماً مشغول کار بود، وی راجع به راه‌آهن و اینکه چه خطی به صرفه و صلاح کشور ایران است به مطالعات عمیقی نموده و طی دو رساله مفصل نظریات خود را بیان کرده است. نسخه‌ای از آن در اواخر دوره ششم به دست دکتر مصدق که در آن موقع نماینده مجلس و مخالف با خط از شمال به خرمشهر بوده رسیده و چون موضوع خیلی مهم بوده، دکتر مصدق هم برای تأیید نظریات خود، نظریات مهندس کاساکوسکی را بدون آنکه در اصل موضوع تغییر داده باشد خلاصه نموده[10] و وی که می‌دانست هزینه این کار از طریق مالیات و عایدات قند و شکر تأمین خواهد شد، گفت که به جای آنکه این اندوخته مالی که باید به دشواری تهیه شود، صرف کشیدن راه‌آهن و مخارج سنگین آن شود، درست‌تر آن است که همین کار را با هزینه بسیار کمتری از طریق کشیدن جاده‌های سوله فراوان تأمین کرد.دکتر مصدق با دو رساله مهندس کاساکوسکی راجعه به راه‌آهن مواجه شد و آن را مشابه نظریات کارشناسانه خود یافت.[11] بنابراین مقدمات مهندس مزبور خط اصلی راه‌آهن ایران را خط چاه بهار قصر شیرین می‌داند به این طریق که از چاه بهار شروع شده از بمپور، سریعا با کرمان، یزد، اصفهان، دولت آباد، کرمانشاهان، قصر شیرین و کرکوک بگذرد و در موصل به راه‌آهن بغداد متصل و از آنجا به بندر اسکندریه در سواحل مدیترانه متنهی گردد و به این طریق مسافرت از اروپا به آسیا از طریق خشکی و دریا میسر می‌شود.[12]

زیر ساختمان‌های شبکه راه آهن

همانطور که گفته شد، این زیر ساخت از 23 مهر آغاز شد و تکمیل آن 11 سال به طول انجامید. هزینه آن عمدتاً از محل مالیات ویژه‌ای که بر پای و قند و شکر دو قلم حیاتی در غذای روزانه (نان و پنیر و چای)مردم بسته شد و کسری آن نیز از طریق وام‌های بانکی و اعتبارات دولتی تأمین می‌شد.این طرح بی‌گمان از لحاظ اقتصادی فاجعه‌آمیز بود.مسیر جنوبی راه‌آهن از تهران به خلیج‌فارس، می‌بایستی با در نظر گرفتن مسائل نظامی داخلی تعیین شده باشد؛ زیرا دستیابی بر مناطق سکنی اقوام و عشایر ناآرام را بسیار آسانتر می‌ساخت. در حقیقت احتمال دارد که رضاشاه سخت هنگامی که برای سرکوب شیخ خزعل به خوزستان لشکرکشی می‌کرد، به این فکر افتاده باشد، مسیر شمالی راه‌آهن از تهران تا بندر شاه اهداف دو گانه‌ای را برآورده می‌کرده است: تهران را به مازندران، زادگاه خود رضا‌شاه و جایی که او املاک وسیعی را بدست آورده و دری برای مصادره اموال بسیاری دیگر بود و فراتر از آن به ترکمن صحرا متصل می‌کرد که از لحاظ تولید پنبه بسیار حاصلخیز بود و او به اراضی حاصلخیز آن چشم طمع داشت. در ضمن این راه قطبی یک راه‌آهن سراسری واقعی بود و این خواست جزئی از یک نیروگاه کلی بود.[13]

طرفداری رضاشاه از آلمان و پشیمانی از مفهوم نکردن راه‌آهن

رضاشاه در اواخر حکومتش از آلمانی‌ها طرفداری می‌کرد، او فکر می‌کرد که آلمان قدرتمند می‌تواند با شکست روس و انگلیس اولاً دو دشمن دیرینه ایران را سرکوب کرده و ثانیاً ایران را به عنوان یک متحد در بخشی از این پیروزی شریک کند؛ اما او نمی‌دانست که همین راه‌آهن زمینه شکست آلمان و تبعید او از کشور را فراهم می‌سازد.چنانکه پس از تمهید، از این که بناها و تأسیسات راه‌آهن را تخریب نکرده بود، تأسف می‌خورد.[14] ملکه مادر در خاطراتش می‌نویسد: «یادم هست که رضا دو سه روز بعد از اشغال ایران به من گفت: تاجی جان ما خبط(اشتباه) بزرگی کردیم که پل ورسک را متهد نساختیم، ما باید از همان اواسط مرداد ماه که زمزمه حمله به ایران را شنیده بودم، اقدام به نابود کردن راه‌آهن می‌کردیم. رضا تا پایان عمر همیشه غبطه می‌خورد که چرا پل ورسک را، خراب نکرده و راه متفقین را نبسته است».[15]

مقاله

نویسنده سيد جواد موسوي
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS