دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راه تمحیص دل

…ولیبتلی الله ما فی صدورکم ولیمحّص ما فی قلوبکم… (سوره آل عمران، آیه 154) ترجمه: …واینها برای این است که خداوند، آنچه در سینه هایتان دارید ، بیازماید؛ و آنچه را در دلهای شما (از ایمان،) است ، خالص گرداند… (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
راه تمحیص دل
راه تمحیص دل

…ولیبتلی الله ما فی صدورکم ولیمحّص ما فی قلوبکم…

(سوره آل عمران، آیه 154)

ترجمه:

…واینها برای این است که خداوند، آنچه در سینه هایتان دارید ، بیازماید؛ و آنچه را در دلهای شما (از ایمان،) است ، خالص گرداند…

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح:

راه تمحیص دل

قرآن، همان گونه که هدف وحی را نزاهت روح آدمی می‌داند، راه تهذیب روح را هم ارائه کرده، می‌فرماید: ﴿ولیبتلی الله ما فی صدورکم ولیمحّص ما فی قلوبکم﴾[1]؛ جهاد اکبر، اوسط و اصغر و هرگونه دستور الهی، برای آزمون دل است. اگر دلی تیره باشد، خداوند با افاضه‌های متوالی آن چنان فیض مستمرّ و متنوّع را از راه وحی و عقل یا از راه آزمونهای علمی و عملی ادامه می‌دهد تا این تیرگی را برطرف کند.

تمحیص، به معنای تطهیر است و تأدیب ظریفی را نیز به همراه دارد: معلوم می‌شود گناه، آلودگی است و گنهکار، آلوده است و آلوده به حریم کبریای خدا، راه ندارد. خداوند وقتی ناخالصی را زدود، صفا در قلب می‌نهد. البته شفافیّت و صفا مراتبی دارد: اگر به اوج خود برسد، معرفت خود را به آن قلب، تا آن جا که ظرفیت دارد، عطا می‌کند و اگر به اوج شفّافیّت نرسد، بعضی از مراحل وسط و پایین علوم و الهامها را بهره او می‌کند؛ اوصاف ملائکه، آخرت، بهشت و گوشه‌ای از اسرار نهانی و غیب را به او می‌فهماند.

برای «تمحیص»، دو نمونه در سوره مبارکه «رعد» آمده است که یکی در امور طبیعی و دیگری در امور صنعتی است. در زمینه امور طبیعی می‌فرماید: ﴿أنزل منَ السّماء ماء فسالَت أودیة بقدرها فاحتمل السَّیل زَبَداً رابیاً﴾[2]؛ خداوند از آسمان، بارانی نازل کرده است که این بارانهای متراکم، سیل می شود و این سیل خروشان، کفی را به همراه دارد.

در زمینه امور صنعتی نیز می‌فرماید: ﴿وممّا یوقدون علیه فی النّار ابتغاء حلیة أومتاعٍ زبدٌ مثله﴾[3]؛ اگر فلزی مانند طلا را گداخته و ذوب کنید، کفی بر روی آن قرار می‌گیرد که زرگرها برای استحصال طلای ناب آن کف را می‌زدایند و به این کار« تمحیص» می‌گویند.

رودخانه‌های کم آب، در مسیر رسیدن به دریا، به مصارف گوناگون کشاورزی، صنعتی و مانند آن رسیده یا وارد شن‌زاری می‌شود و در شنها فرو می‌رود و به دریا نخواهد رسید. این سیل است که از قلّه کوه، ریزش می‌کند و به سینه و دامنه آن می‌رسد و چیزی جلو آن را نمی‌گیرد و خود را به اقیانوس می‌رساند و به مقصد می‌رسد اما عُبابِ سیل را حُباب و زَبَد همراهی می‌کند و آنچه ماندنی است همان عُباب است که به مقصد می‌رسد.

چنانکه برای تشخیص طلای خالص از ناخالص و زدودن ناخالصی از آن، کوره حدّادی و گداختن لازم است. اگر کسی بخواهد مشکلات اخلاقی خود را برطرف کند باید خلق خالص را از خلق ناخالص جدا کند و این، تنها با موعظه و درس و بحث، حاصل نمی‌شود، بلکه باید یا سیل گونه اشک بریزد و بنالد و ضجّه بزند و یا بر اساس علل و عواملی باید جان گداخته و دل سوخته‌ای او را بسوزاند و به تعبیر استاد ما مرحوم «الهی قمشه‌ای» بگوید:

حاصل عمرم سه سخن بیش نیست ٭٭٭٭ خام بُدم، پخته شدم، سوختم
بنابراین، اگر کسی بخواهد پاک شود و به بهشت راه پیدا کند، باید گداخته شود. اگر خود، گداخته نشود، گدازندگان او می‌گدازند: ﴿کُلَّما نَضِجَتْ جُلودهم بدَّلناهُم جلوداً غیرها﴾[4].

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص175-176
    پی نوشت:
  • [1] . سوره آل عمران، آیه 154.
  • [2] . سوره رعد، آیه 17.
  • [3] . همان.
  • [4]. سوره نساء، آیه 56.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS