دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راه‌های مقابله با سختی‌های زندگی

No image
راه‌های مقابله با سختی‌های زندگی

مدتی بود خیلی دلم گرفته بود و پشت سر هم می نالیدم! یک لحظه به ناله های من گوش بده: خدایا خیلی دلم گرفته. دیگر از این تکرار ملال‌آور روزها خسته شده‌ام.خدایا تو خود می‌دانی که چه سخت است اگر که ماهی کوچک اسیر آب دریای بیکران باشد. خدایا تو خود می دانی برای من که همیشه با تو زندگی کرده ام این سیر تکراری روزگار که ناخواسته مرا به کام خود می برد چه قدر ملال آور و خسته کننده است. خدایا از این همه گرفتاری های متفاوت خسته شدم مگر نه این است که همه امورات دست توست پس چرا امروز این مشکل، فردا مشکل دیگری!بعد چند تا سؤال در ذهنم رسوخ کرد که با پیگیری به جواب‌هایشان رسیدم و آرام شدم! شاید یکی از شما ها هم همین دردهای مرا داشتید؟ چرا گاهی با روی دادن یک واقعه تلخ و ناخوشایند ممکن است به ناشکری بیفتیم؟ اولاً: ایمان به خدای متعال باید همراه ایمان به عوالم غیب باشد: «(پرهیزكاران) كسانى هستند كه به غیب [آنچه از حس پوشیده و پنهان است‌] ایمان مى‌ آورند و نماز را برپا مى‌دارند و از تمام نعمت ها و مواهبى كه به آنان روزى داده ‌ایم، انفاق مى ‌كنند.» و كسانی كه به عوالم غیب ایمان دارند، نوع نگاهشان به دنیا به گونه‌ای نیست كه ناهمواری های دنیا، كمرشان را بشكند و در مقابل آن تاب و توان خویش را از دست بدهند. بلكه انسان با نگاه به عالم حقیقی كه پس از مرگ رخ می نمایاند، تمام سختی های دنیا برایش پذیرفتنی و چه بسا شیرین می شود. مانند ورزشكاری كه سخت زحمت می كشد، اما امیدش به كسب جایزه، رنج را برایش هموار می كند. ثانیاً: انسان با دقت در دنیای مادی می فهمد كه رنج و سختی جزء جداناشدنی دنیاست و همگان به نوعی سختی‌ها و مرارت‌های دنیا را تجربه می كنند. بنابراین تلاش برای منتفی کردن هر نوع ناگواری، نتیجه ای جز شكست نخواهد داشت و كسانی در این میدان پیروز می‌شوند كه به جای تلاش برای تغییر همه چیز، به تغییر خود بپردازند و با ایجاد وسعت درونی، مشكلات را برای خویش هموار كنند. همان گونه كه خدای متعال، برای پیامبرش چنین نسخه ای داشت: «آیا سینه‌ ات را برایت نگشودیم؟ و بار گرانت را از پشتت برنداشتیم؟» انسان با دقت در دنیای مادی می‌فهمد كه رنج و سختی جزء جدا ناشدنی دنیاست و همگان به نوعی سختی ها و مرارت های دنیا را تجربه می كنند. بنابراین تلاش برای منتفی کردن هر نوع ناگواری، نتیجه ای جز شكست نخواهد داشت.ثالثاً: بسیاری از بلاها و مصیبت هایی كه بر سرمان می‌آید، نتیجه اعمال خودمان است و باید شاكر خدای متعال باشیم كه حتی بسیاری از بلاهای خود ساخته ما را، از ما دور كرده است. «فساد، در خشكى و دریا به خاطر كارهایى كه مردم انجام داده ‌اند آشكار شده است. خدا مى‌خواهد نتیجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (به سوى حق) بازگردند.» رابعاً: بسیاری از اموری كه برایمان ناپسند شده، در واقع خیر ماست و به دلیل جهل و نادانی، قادر به تشخیص مصلحت خویش نیستیم و گاهی اوقات، مصلحت های خویش را ناپسند می‌شماریم: «چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن كه خیرِ شما در آن است و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و خدا مى‌ داند، و شما نمى ‌دانید.» خامساً: مكروهات دنیا، محكی برای ادعای ایمان است. تا فرق بین مؤ‌من حقیقی و مدعی سست عنصر روشن شود: «قطعاً همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مال ها و جان ها و میوه‌ ها، آزمایش مى ‌كنیم و بشارت ده به استقامت‌ كنندگان.» «آیا مردم گمان كردند همین كه بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها مى‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟» به طور كلى بلاء و مصیبت و مشکلات به سه بخش تقسیم مى‌شود:

  1. بلا و مصیبت به هدف آزمایش و امتحان.2. بلاها و مصیبت هایى كه به عنوان كفاره گناه مؤمن، موجب ریزش گناهان اوست.3. بلاها و مصیبت هایى كه براى ترفیع درجه و ارتقاء كمالات انسانى است، مانند بلاها و مصیبت هایى كه به انبیاء و اولیاء عظیم الشأن وارد مى‌شد.امام على(علیه السلام) مى فرمایند: «ان البلاء للظالم ادب و للمومن امتحان و للانبیاء درجه» بلا براى ستمگر تأدیب است و براى مؤمن امتحان و براى پیامبر، مقام و درجه است. بهترین کار در مواقع مشکلات در کنار موارد بالا، استغفار کردن جهت آمرزش گناهان است. بلاها و دشوارى‌ها، فلسفه‌هاى متعددى دارند. حداقل آن در مورد بندگان صالح خدا امور زیر است: 1- وسیله‌ اى براى آمرزش گناه، 2- زمینه تقرب بیشتر و اعتلاى رتبه، 3- وسیله‌ اى براى تربیت و استكمال نفس. چه زیبا برایمان تصویر کردند که..... امام على(علیه السلام) مى فرمایند: «ان البلاء للظالم ادب و للمومن امتحان و للانبیاء درجه» بلا براى ستمگر تأدیب است و براى مؤمن امتحان و براى پیامبر، مقام و درجه است. بهترین کار در مواقع مشکلات در کنار موارد بالا، استغفار کردن جهت آمرزش گناهان است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه

براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه

گویی اندیشمندان شرق و غرب، در این راه به مسابقه پرداخته اند، تا دقیق ترین و صحیح ترین و استوارترین برهان وجود شناختی را عرضه کنند. غربی ها در این راه به اعتراف خودشان شکست خورده و علی الظاهر به بن بست رسیده اند.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS