دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رجعت

No image
رجعت

كلمات كليدي : رجعت، شيعه ، اهل بيت، قرآن، روايات

نویسنده : كاظم احمدزاده

در لغت به معنای بازگشت است[1] و در اصطلاح عبارت است از این که خدای متعال هنگام ظهور امام مهدی (عج) برخی از شیعیان و دوستاران آن حضرت را که قبل از ظهور از دنیا رفته‌اند، را زنده می‌کند و به دنیا بازمی‌گرداند. تا به ثواب یاری حضرت ولیعصر (عج) و مشاهده دولت کریمه‌اش مشرف شوند. و همچنین بعضی از دشمنان ایشان را جهت گرفتن انتقام برمی‌گرداند تا عذاب دنیا را بچشند. و به قدرت و شوکت حضرت مهدی (عج) پی ببرند.[2]

رجعت در تعلیمات اهل بیت (ع)

رجعت از موضوعاتی است که امامان بزرگوار شیعه همواره بر آن به عنوان یک اعتقاد اصیل تأکید می‌کرده اند. در حدیثی امام صادق (ع) رجعت را از شرائط ایمان شمرده است.[3] مأمون عباسی از امام رضا (ع) پرسید،دربارۀ رجعت چه می‌گوئید، فرمود:رجعت حق است؛ در امتهای گذشته بوده و قرآن از آن یاد کرده است. پیغمبر اکرم (ص) فرمودند: هر آنچه در امتهای پیشین واقع شده نظیر آن در این امّت نیز واقع می‌شود.[4]در ادعیه و زیارات وارد شده از معصومین (ع) بارها به مسأله رجعت اشاره شده است.[5] ناگفته نماند رجعت همگانی نیست؛ بلکه خاص است و فقط کسانی به دنیا بازمی‌گردند که مؤمن خالص یا مشرک محض باشند.[6]

رجعت در نزد شیعه و سنّی

علّامه طباطبائی (ره)[7] در المیزان می‌نویسد: فرقه‌های غیرشیعی – عامه مسلمین- هر چند ظهور مهدی (عج) را قبول دارند و روایاتش را به طور متواتر از رسول خدا (ص) نقل کرده‌اند، ولی مسأله رجعت را انکار و آن را از ویژگیهای اعتقادی شیعه دانسته‌اند، در ادامه می‌افزاید : روایات اهل بیت (ع) نسبت به اهل رجعت تواتر معنوی دارد افزون بر این که تعدادی از آیات و روایات که در باب رجعت وارد شده دلالتش تام و قابل اعتماد است.علامه مجلسی (ره) می‌فرماید،چگونه ممکن است شخص باایمانی که حقانیّت اهل بیت (ع) را باور دارد در مورد رجعت، تردید به خود راه دهد در حالی که نزدیک به دویست حدیث صریح از معصومین (ع) به طور متواتر به ما رسیده، و بیش از چهل تن از بزرگان شیعه مانند شیخ طوسی، شیخ مفید و دیگران و بیش از پنجاه کتاب معتبر این احادیث را جمع‌آوری نموده‌اند. و اگر بنا باشد احادیث مربوط به رجعت – با این کثرتی که یاد شد- متواتر نباشد دیگر در هیچ موردی نمی‌توان ادعای تواتر نمود.[8]

رجعت در قرآن و روایات

قطعی ترین دلیل و راهنمای مسلمانان – قرآن- نه تنها رجعت را امری محال و ناشدنی نمی‌داند؛ بلکه آن را ممکن و به وقوع آن در امتهای گذشته در چندین جای قرآن اشاره کرده است.[9] از جمله آیاتی که بر اصل مسأله رجعت دلالت دارد آیه:

«ویومَ نَحْشُرُ من کلِّ امّةٍ فوجاٌ ممن یکذّب بآیاتنا فهم یُوزعون»[10]

«روزی را که ما از هر امتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می‌کردند محشور می‌کنیم و آنها را نگه می‌داریم تا به یکدیگر ملحق شوند».

باید توجه داشت مقصود از این آیه « قیامت» نیست چون با کلمۀ «من»[11] تبعیضیّه می‌فرماید: «من کلّ امةٍ فوجاٌ»یعنی از هر امتی گروهی را محشور می‌کنیم.

در حالی که قرآن کریم درباره حشر روز قیامت می‌فرماید:

«وحشرناهم فلم نغادر منهم احداٌ»[12]

«همه آنان [انسانها] را برمی‌انگیزانیم و احدی از ایشان را فرو گذار نخواهیم کرد»

در روایات معصومین (ع) برای اثبات رجعت به این آیه استناد شده است[13] لازم به ذکر است؛ رجعت جلوه‌ای کوچک از رستاخیز و قیامت بزرگ است و همان دلیلی که معاد جسمانی را ثابت می‌کند رجعت را نیز ثابت می‌کند تنها تفاوت بین رجعت و معاد در این است که زمان رجعت در دنیاست ولی زمان معاد آخرت است.

برخی از علل و فلسفه رجعت از دیدگاه روایات:

الف) نشان دادن شکوه و عزت مؤمنان، ذلت کافران

ب) استقرار حکومت صالحان

ج) انتقام از ستمگران و پدیدآورندگان حادثه عاشورا

د) مشارکت در حکومت عدل حضرت مهدی (عج)[14]

مقاله

نویسنده كاظم احمدزاده
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - امام شناسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS