دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رشد جمعیت

رشد جمعیت
رشد جمعیت

كلمات كليدي : افزايش طبيعي جمعيت، افزايش مطلق جمعيت، رشد جمعيت، زمان دو برابر شدن جمعيت

نویسنده : مريم اميني يخداني

در محاسبات جمعیتی، به‌جای ارقام مطلق افزایش یا کاهش جمعیت، از میزان یا نرخ افزایش یا کاهش (رشد جمعیت) استفاده می‌شود.

نرخ رشد که مقدار افزایش یا کاهش جمعیت یک منطقه را در یک سال نسبت به صد نفر از همان جمعیت نشان می‌دهد،[1] معمولاً به دو نوع رشد جمعیت تقسیم‌بندی می‌شود که عبارت‌اند از، افزایش طبیعی و افزایش مطلق جمعیت. در ذیل به هریک از این موارد پرداخته می‌شود:

افزایش طبیعی

"افزایش طبیعی جمعیت" (Natural Increase) از مفاهیم مربوط به حرکات جمعیت (Population Mobility) است که از تفاوت موالید و مرگ‌ومیر (شاخص‌های حیاتی) ناشی می‌شود. افزایش طبیعی جمعیت حاصل "موازنه جمعیت" (population balance) است و آن عبارت است از فزونی (یا کاستی) موالید به مرگ‌های یک سال در جامعه معین.

اگر جمعیتی بسته باشد، یعنی درون‌کوچی و برون‌کوچی نداشته باشد، عواملی که در افزایش یا کاهش آن تاثیر می‌گذارند عبارت خواهند بود از تولد و مرگ. از این‌رو افزایش جمعیت بسته همیشه از نوع افزایش طبیعی است. در تغییرات جمعیت، اگر تعداد موالید بیشتر از مرگ باشد، جمعیت رو به فزونی می‌رود (افزایش) و در صورت عکس، کمتر می‌شود (کاهش). در حالت اول صحبت از رشد مثبت و در وضعیت دوم سخن از رشد منفی خواهد بود. آمارهای جمعیتی نشان می‌دهد که معمولاً در اکثریت قریب به اتفاق کشورها تعداد موالید بر رقم مرگ فزونی دارد و همه‌ساله بر جمعیت آن‌ها افزوده می‌شود.[2]

نرخ افزایش طبیعی

"نرخ افزایش طبیعی جمعیت" عبارت است از اختلاف نرخ‌های موالید و مرگ‌ومیر جمعیت در یک جامعه و یا نسبت تفاضل موالید و مرگ جمعیت یک سال به جمعیت میانه آن سال:[3]

r=میزان خام موالید-میزان خام مرگ و میر

تعداد موالید در یک سال B=

تعداد مرگ های اتفاق افتاده در یک سال =D

جمعیت میانه سال =P

لازم به یادآوری است که در محاسبه نرخ افزایش طبیعی جمعیت از نرخ موالید واقعی (زنده متولد شده) و مرگ‌ومیرهای پس‌زادی یا نرخ مرگ‌ومیر عمومی استفاده می‌کنند.

نرخ افزایش طبیعی در یک جمعیت ثابت را"میزان لوتکا" گویند زیرا ضریب افزایش سالیانه جمعیت را در میان جمعیت ثابت، برای نخستین‌بار جمعیت‌شناسی به نام آلفرد لوتکا (Alfred James Lotka: 1880-1949)، محاسبه کرده است.[4]

افزایش و کاهش جمعیت در سطح جهان به نرخ افزایش طبیعی آن بستگی دارد، اما توزیع کشورهای جهان از نظر تفکیک آن‌ها به صنعتی و غیرصنعتی گویا است: در سال 1985 متوسط نرخ رشد سالیانه جمعیت جهان 6/1، کشورهای در حال توسعه0/2 و کشورهای توسعه‌یافته صنعتی6/0 درصد بوده است.[5]

افزایش مطلق

در افزایش و کاهش جمعیت یک منطقه تنها موالید و مرگ‌و‌میر تاثیر ندارند بلکه درون‌کوچی و برون‌کوچی جمعیت نیز در این امر نقش مهمی ایفا می‌کنند. از این‌رو اگر در محاسبه افزایش جمعیت یک منطقه هر چهار عامل را دخالت دهیم، سخن از افزایش مطلق جمعیت (Absolute Increase) در میان خواهد بود. همچنان که پیداست، افزایش مطلق در مورد "جمعیت باز" قابل طرح است. از این‌رو افزایش مطلق را به‌عنوان افزایش یک جمعیت باز نیز تعریف می‌کنند. افزایش مطلق جمعیت در سطح قاره، منطقه و کشور محاسبه می‌شود.

نرخ افزایش مطلق

موازنه جمعیتی تولد و مرگ، و همچنین درون‌کوچی و برون‌کوچی جمعیت را "افزایش مطلق" و نسبت افزایش خام به جمعیت میانه سال را در صد یا هزار نفر از جمعیت"نرخ افزایش مطلق" جمعیت گویند و از رابطه زیر به دست می‌آید:[6]

تعداد موالید =N

تعداد درون‌کوچان =I

تعداد مرگ‌ومیر در یکسال معین =M

تعداد برون‌کوچان =E

رشد جمعیت

میزان افزایش مطلق جمعیت را "میزان رشد جمعیت" (Population Growth) نیز می‌گویند. در سطح جامعه، برای محاسبه رشد جمعیت معمولاً دو عامل طبیعی (موالید و مرگ) را در نظر می‌گیرند، مگر اینکه عامل مهاجرت نقش مهمی در افزایش یا کاهش جمعیت یک منطقه داشته باشد. در این صورت لازم است حجم مهاجرت و موازنه آن را در محاسبات وارد کرد. در محاسبات جمعیتی، به‌جای ارقام مطلق افزایش جمعیت، از میزان یا نرخ افزایش (رشد جمعیت) استفاده می‌شود. "نرخ رشد"، مقدار افزایش جمعیت یک منطقه را در یکسال نسبت به هزار یا صد نفر از جمعیت نشان می‌دهد.

نرخ رشد مطلق جمعیت را به دو طریق محاسبه می‌کنند:

1- اگر ارقام مربوط به موالید، مرگ‌ومیر، درون‌کوچی و برون‌کوچی مشخص باشد نرخ رشد جمعیت را بر اساس فرمول فوق محاسبه می‌کنند.

2-اگر ارقام مربوط به تولد، مرگ، درون‌کوچی و برون‌کوچی مشخص نباشد و فقط تعداد جمعیت جامعه در دو زمان مختلف در دست باشد (از طریق سرشماری یا آمارگیری‌های نمونه‌ای) در این صورت نرخ رشد جمعیت توسط فرمول ذیل محاسبه می‌شود.[7]

که در آن Pt جمعیت سال مقصد (سال بعد)، P0 جمعیت سال مبداء (سال قبل) و t فاصله زمانی دو سال مزبور را نشان می‌دهد. در این رابطه فرمول زیر هم می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد:

مطالعات جمعیتی نشان می‌دهد که نرخ رشد جمعیت جهان که در سال‌های اول تاریخ میلادی نزدیک به صفر (40/0 درصد) بود، اوایل سده 20 به حدود یک درصد و در سال 1970 به بیش از 0/2 درصد افزایش پیدا کرد. از دهه 70 به بعد نرخ رشد جمعیت جهان کاهش پیدا کرده و در اواخر سده 20 به حدود 65/1 درصد رسیده است.

نرخ رشد جمعیت ایران نیز در سال 1300 حدود یک درصد بود، در سال‌های 45-35 به 2/3 درصد رسیده است. در دهه 55-45 این نرخ به 9/2 کاهش یافت و دوباره در فاصله دهه 65-55 به 5/3 درصد یا بیشتر افزایش پیدا کرد، اما پس از آن شروع به کاهش نمود.

زمان لازم برای دو برابر شدن جمعیت‌ها

در صورتی که رشد سالانه جمعیت (طبیعی یا مطلق) یک کشور یا منطقه مثبت باشد تعداد جمعیت آن افزایش خواهد یافت و پس از سال‌ها دو برابر می‌شود. هرچه میزان رشدسالانه جمعیت یک کشور یا منطقه بیشتر باشد تعداد سال‌های دو برابر شدن جمعیت آن کمتر می‌شود. با داشتن میزان رشد سالانه جمعیت یک کشور یا منطقه می‌توان تعداد سال‌های دو برابر شدن آن جمعیت را به‌وسیله فرمول زیر محاسبه کرد.

متغیرهای این فرمول عبارتند از:

طول زمان دو برابر شدن جمعیت P.d.t= Population doubled time

لگاریتم نپرین رقم 2 =Log Nep2

رشد سالانه جمعیت =r

لگاریتم نپرین رقم 2 (با استفاده از جداول لگاریتمی) مساوی مقدار ثابت 69315/0 است. در صورتی که رشد سالانه جمعیت منطقه‌ای مساوی 2 درصد در سال باشد جمعیت این منطقه پس از 35 سال دو برابر خواهد شد.

علاوه‌بر این می‌توان از طریق تقسیم رقم 7/0 بر میزان سالیانه رشد جمعیت، زمان موسوم به زمان دو برابر شدن را به‌دست آورد.[8]

 

مقاله

نویسنده مريم اميني يخداني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS