دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رشد پدیده خشونت در خانواده

خشونت خانوادگی به عنوان یکی از بزرگترین معضلات اجتماعی جوامع کنونی بشری به شمار می‌رود.
رشد پدیده خشونت در خانواده
رشد پدیده خشونت در خانواده

خشونت خانوادگی به عنوان یکی از بزرگترین معضلات اجتماعی جوامع کنونی بشری به شمار می‌رود. خشونت خانگی واقعیتی آزار دهنده و غیر قابل انکار در دنیای امروز است، در جهانی که محیط خانه می‌باید پناهگاهی باشد تا ساکنانش در آن بیاسایند و خستگی‌ها و رنج‌های ناشی از دشواری‌های محیط بیرون خانه را به فراموشی بسپارند، متاسفانه برای بسیاری از مردم، خانه به جهنمی می‌ماند که آتش دشمنی، خشم، خشونت، کینه و انتقام در آن هر لحظه شعله ورتر می‌شود. خشونت‌های خانگی مخصوص جامعه یا طبقه خاصی نیست، بلکه اکنون همه کشورهای دنیا و طبقات اجتماعی مختلف با آن دست به گریبانند و تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر روزه بر میزان آن افزوده است. پدیده خشونت خانوادگی در کشور ما در قیاس با پاره‌ای از کشورها کمتر رخ می‌دهد اما به هر حال واقعیت تلخی است که وجود دارد و عواملی نظیر بی پناهی اعضای آزار دیده، ترس و شرم اعضای خانواده در بیان آزار، کاستی های قانونی، بی توجهی نهادهای حمایتی و هزاران عامل دیگر در گسترش این امر دخیل است. این امر ضروری به نظر می‌رسد که با یک عزم ملی‌، علل گرایش به خشونت توسط کارشناسان بررسی شده و روشهای درمانی متناسب با آن به افکار عمومی ارائه شود. خانواده در ایران دارای ویژگی‌های خصوصی خاصی است. در اثر این ویژگی ها، رابطه میان مرد و زن و کودکان رابطه‌ای تلقی می‌شود که دیگران اجازه دخالت در آن را ندارند. محدوده خصوصی خانواده و روابط میان افراد تنها به محیط خانه ختم نمی‌شود؛ بلکه خصلت خصوصی بودن رفتار خانوادگی مهم‌تر از مکان رخ دادن آن است، به طوری که حتی اگر رفتار خانوادگی در اماکن عمومی نیز صورت گیرد دیگران از دخالت مستقیم در آن خودداری کرده و احیاناً به نصیحت یا سرزنش اکتفا می‌کنند. وجـود سـازمـان‌های نـظارتی مانند کلانتری و دادگاه‌هایی که بر چگونگی رفتار افراد در خانواده نـظـارت دارنـد، می‌تـوانـد کـمک موثری در جـلـوگـیری از بروز خشونت خانوادگی باشد. در یک بررسی که به صورت مصاحبه‌های عمقی با زنانی که به مـراکـز مـشـاوره بـهزیستی در تهران مراجعه می‌کردند، صورت گرفت، مشخص شـد هـیـچ یـک حـاضـر به طلاق و جدایی و پایان بخشیدن بــه شـرایـط دشـوار زنـدگـی خـود نیستند. زنان برای بهبود یافتن شرایط زندگی خود به هر کاری از جمله مراجعه به مراکز مشاوره، کلانتری و دادگاه دست می‌زنند؛ اما مردان به ندرت تمایلی به حضور در جلسات مشاوره دارند. در نتیجه مشاور و مددکار تنها با زنی روبه روست که در زندگی مشکلاتی دارد. با توجه به مشکلات اجتماعی و اقتصادی که در صورت جدایی برای زنان به وجود می‌آید، معمولاً این مراکز سعی در منصرف کردن زن از جدایی، آرام کردن او، دادن پیشنهاد گفتگو با شوهر و در بسیاری از موارد، درخواست تحمل از طرف زن و تغییر رفتار او متناسب با درخواست‌های شوهر دارند. دکتر امان الله قرائی مقدم آسیب شناس مسائل اجتماعی در خصوص عواملی که به خشونت خانوادگی منجر می‌شود می‌گوید: «ضعف قانونی، فضا را برای بروز خشونت در خانواده فراهم می‌کند. نبود فرهنگ مناسب، نبود قوانین و مقررات مشخص، عدم حمایت‌های قضائی و وجود زمینه بروز خشونت در جامعه سبب شده است که بسیاری از خشونت‌ها به قتل تبدیل شود.خشونت‌های جسمی بویژه خشونت در خانواده و بروز قتل افزایش یافته است.فقر، بیکاری و ناتوانی والدین در برآورده کردن نیازهای خانواده‌، توقعات نامعقول اعضای خانواده و مشکلات روحی و روانی می‌تواند خشونت در خانواده را افزایش دهد. ضعف و مشکلات قانونی سبب شده است، اعضای خانواده بویژه مرد و پسران فضا را برای اعمال خشونت در خانواده باز ببینند. وجود این تفکر سنتی مبنی بر اینکه مشکلات باید در درون خانواده حل شود عاملی در بروز جرایم و خشونت در خانواده است. بسیاری از زنان و دختران در خانه مورد خشونت قرار می‌گیرند، اما به دلیل این تفکر سنتی این مسئله را بروز نمی‌دهند. متاسفانه قانون نیز از آسیب دیدگان بویژه زنان حمایت خاصی نمی‌کند. نبود فرهنگ مناسب و قوانین و مقررات مشخص، عدم حمایت‌های قضائی و وجود زمینه بروز خشونت در جامعه سبب شده است که بسیاری از خشونت‌ها به قتل تبدیل شود. سریال‌ها و فیلم‌هایی که صحنه‌های دلخراش خون و ترور و برخورد نامناسب افراد در جامعه را به نمایش می‌گذارد سبب سردرگمی و فرو ریختن ارزش‌ها و هنجارها در نتیجه بروز خشونت در درون خانواده می‌شود. مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در بروز خشونت در خانواده نقش دارد. فرد در بیرون از خانواده مورد خشونت اعضای جامعه قرار می‌گیرد و این خشونت را به داخل خانواده سوق می‌دهد و سعی می‌کند انتقامش را از یکی از اعضای خانواده بگیرد».

سطح سواد و تحصیلات، شخصیت درونی افراد، وضع اقتصادی و نحوه تربیت وی همگی در بروز خشونت نقش دارند.مسائل ناموسی یکی از دلایل عمده در بروز قتل‌های خانوادگی است. افراد به دلیل توهمات، تعصبات و گاها تصورات به خود این اجازه را می‌دهند که به بهانه دفاع از آبرو، شرف و حیثیت دست به قتل یکی از اعضای خانواده بزنند.دو نوع قتل در خانواده رخ می‌دهد که در یکی از آن‌ها قتل به وسیله زنان رخ می‌دهد و دیگری مردان قتل را انجام می‌دهند.قتل هایی که توسط زنان صورت می‌گیرد، خشونت کمتری دارد و بیشتر با حضور و همکاری شخص ثالثی و به وسیله مسمومیت، خفگی و ... رخ می‌دهد.قتل هایی که به وسیله مردان در درون خانواده رخ می‌دهد، بیشتر به دلیل تعصبات و به بهانه دفاع از حیثیت و آبرو رخ می‌دهد.که این موضوع به نگرانی خانواده‌ها دامن زده است. دکتر غلامرضا علیزاده،آسیب شناس مسائل اجتماعی در این خصوص می‌گوید: «بروز خشونت در خانواده زنگ خطری برای جامعه است. مسئولان باید هزینه خشونت در خانواده را بالابرده تا افراد به دلیل ترس از عقوبت خود، به راحتی دست به این جنایت نزنند. مشکلات روحی و روانی افراد مهمترین علت بروز قتل در خانواده است.بسیاری از سریال ها، فیلم‌ها و حتی بازی‌های کامپیوتری، به باز تولید خشونت در جامعه دامن می‌زند. گاهی افراد و اعضای خانواده با رفتار و کردار خود خشونت را تائید می‌کنند. در برخی فیلم‌ها نوعی ستایش از خشونت وجود دارد. در فیلم‌های وارداتی به دلیل پاره ای از محدودیت در انتخاب فیلم، بیشتر فیلم هایی انتخاب می‌شود که بار خشونت آن بیشتر است، در حالی که خود این مسئله باعث می‌شود که خشونت در جامعه گسترش یابد و قبح بسیاری از مسائل در جامعه بریزد.متاسفانه در برخی اقوام به دلیل نبود کنترل‌های اجتماعی برخی افراد به خود اجازه می‌دهند دست به جنایت علیه خانواده خود بزنند و در صورتی که مراجع قضائی و کیفری برای پایان دادن به این رسم وارد میدان نشوند این چرخه همچنان ادامه می‌یابد. متاسفانه مسائل ناموسی و خانوادگی نقش مهمی در بروز جنایت در خانواده ایفا می‌کند.گاهی مسئله آنقدر بزرگ نیست که افراد دست به جنایت بزنند، اما تصورات، توهمات و تعصبات افراد سبب می‌شود که افراد دست به جنایت بزنند».

زنان بیشترین قربانیان این نوع خشونت هستند.مسائل ناموسی در پاره ای از خرده فرهنگ‌ها بسیار مهم است، به طوری که با بروز مسئله ای کوچک فرد به خود اجازه می‌دهد، خواهر یا همسر خود را از بین ببرد.باید قبل از درمان به فکر پیشگیری باشیم.متاسفانه به این دلیل که فرهنگ سازی سخت و زمان بر است، مسئولان چندان به این امر مهم و حیاتی توجه نمی‌کنند، در حالی که فرهنگ سازی از طریق رسانه‌ها و آموزش و پرورش می‌تواند در کاهش خشونت نقش بسزایی داشته باشد.

اثرات اجتماعی خشونت‌های خانوادگی

یـکـی از نتایج مهمی که از بررسی‌های خشونت خانوادگی به دست آمده، این است که روابط خشن در خانواده تنها بر فرد تاثیر نمی گذارد؛ بلکه جامعه را نیز دربرمی گیرد؛ بدین معنا که قربانیان خشونت در روابط اجتماعی خود دارای مشکلاتی هستند. این افراد معمولاً در مـحـیـط‌های کـاری کـارآیـی پـایـیـنـی دارند و رفتارهای پرخاشگری یا حالات افسردگی در آنان مشاهده می‌شود. تمایل به رفتارهای بزهکارانه، مصرف مواد مخدر و حتی تمایل به خودکشی در میان قربانیان خشونت بیش از دیگران است و در زندگی خانوادگی نیز رفتار اجتماعی مناسبی ندارند. بررسی‌های متعدد ثابت کرده است که افراد خشن در دوران کودکی قربانی یا شاهد خشونت بوده‌اند. به این ترتیب، خشونت خانوادگی به یک فرد منتهی نمی شود و قربانی در بزرگسالی و پس از تشکیل خانواده، همان رفتار فراگرفته را برای حل تعارض‌ها و تنش‌های خانوادگی به کار می‌گیرد؛ پدیده‌ای که در جامعه شناسی از آن به عنوان «گردش خشونت» نام می‌برند.

روزنامه رسالت، شماره 7158 به تاریخ 29/9/89، صفحه 6

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS