دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رعايت «اخلاق خانوادگي»

No image
رعايت «اخلاق خانوادگي»

چه بسيار زنان و مرداني كه بيرون از محيط خانه بشاش، اهل انصاف و مدارا، خوش گفتار و خوش‌رفتار، اما در محيط خانه نسبت به اعضاي خانواده عبوس، طلبكار، بدرفتار و بد گفتارند. در باب اخلاق خانوادگي و جايگاه مكارم اخلاقي در خانواده روايات زيادي از معصومين (ع) نقل شده كه از آن جمله بيان حضرت رسول اكرم (ص) در توصيف رفتار با خانواده است كه فرمودند: همانا بهترين شما كسي است كه با خانواده‌اش رفتار بهتري داشته باشد و من بهترين شما نسبت به خانواده‌ام هستم. اميرمؤمنان علي (ع) نيز در اهميت اين امر مي‌فرمايند: اهل و عيالت را به كسب مكارم و فضايل اخلاقي امر نما!

تعريف «اخلاق خانوادگي»

«اخلاق خانوادگي» به معناي شناخت حقوق اعضاي خانواده و رعايت كردن اين حقوق است. «اخلاق خانوادگي» به معناي همكاري و همياري براي ايجاد كانوني سرشار از ادب و اخلاق اسلامي‌ است. در محضر پيامبر از عبادت‌هاي زني بسيار تعريف كردند كه روزها را روزه مي‌گيرد و شب‌ها را به قيام و شب زنده‌داري مي‌گذراند. در انتها گفتند: «البته او بداخلاق است و اطرافيان و همسايگانش را با زبانش مي‌آزارد»، پيامبر(ص) بي‌درنگ فرمودند: هيچ خوبي و خيري در او نيست، او اهل آتش است. محبوب‌ترين كانون در نزد خداوند، كانون خانواده است و استواري بنيان‌هاي اين كانون وابسته به رعايت «اخلاق خانوادگي» است.

معيار خير و خوبي

ميزان خوبي يا بدي هر فرد در عرصه «اخلاق خانوادگي» و در چگونگي گفتار و رفتار او با خانواده‌اش محك مي‌خورد؛ چنانچه پيامبر(ص) معيار سنجش خوبي هر فرد را خوش‌ اخلاقي و خوش‌رفتاري او با خانواده‌اش معرفي فرموده‌اند: آگاه باشيد بهترين شما كسي است كه نسبت به خانواده‌اش اخلاق بهتري داشته باشد. اگر مي‌خواهيد بدانيد هر انساني تا چه حد خوب و شايسته است به منش او با خانواده‌اش بنگريد و اخلاق خانوادگي او را محك بزنيد. بداخلاقي در خانه و خانواده نه ‌تنها نشانه شايستگي و اقتدار نيست، بلكه نشانه‌اي از حقارت و خباثت و خودخواهي آدمي ‌است كه او را از دايره خير و خوبي به ‌طور مطلق خارج مي‌گرداند. بداخلاقي در محيط خانه، زندگاني را در كام ديگر اعضاي خانواده تلخ و ناگوار مي گرداند، باعث دوري و فرار اهل خانه از محيط گرم خانواده مي‌گردد و راه موفقيت‌هاي مادي و معنوي خانواده را مسدود مي‌كند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS