دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رعایت اخلاق در رقابت های انتخاباتی

اخلاق انتخاباتی به عنوان یکی از مسائل مهم، هماره ازسوی رهبران دینی و سیاسی مورد تاکید و اهتمام قرارگرفته است؛ زیرا شرایط انتخاباتی، بستر مناسبی برای اتهامات، افترا، شایعه پراکنی مطالبات غیرواقعی و امور ضداخلاقی و ضدهنجاری دیگر است.
رعایت اخلاق در رقابت های انتخاباتی
رعایت اخلاق در رقابت های انتخاباتی
نویسنده: علی خانی

اخلاق انتخاباتی به عنوان یکی از مسائل مهم، هماره ازسوی رهبران دینی و سیاسی مورد تاکید و اهتمام قرارگرفته است؛ زیرا شرایط انتخاباتی، بستر مناسبی برای اتهامات، افترا، شایعه پراکنی مطالبات غیرواقعی و امور ضداخلاقی و ضدهنجاری دیگر است. حتی اگر رقیبان، اصول اخلاقی را مراعات نمایند، ممکن است هواداران و پیروان آنها، بعضا هنجارشکنی کنند. مراعات اخلاق در رقابتهای انتخاباتی از توصیه‌های همیشگی و مکرر رهبر معظم انقلاب است. ایشان در بیانی می‌فرمایند: «در انتخابات با کرامت رفتار کنند همه؛ چه آنهایی که نامزد می‌شوند، چه آنهایی که طرفدار آنهایند، چه آنهایی که مخالف با بعضی از نامزدها هستند. جناحهای مختلف کشور، بداخلاقی و بدگویی و اهانت وتهمت و این حرفها را مطلقاً راه ندهند. این از آن چیزهایی است که اگر پیش بیاید، دشمن از او خوشحال می‌شود». نیز می‌فرمایند: «...از بداخلاقیهای انتخاباتی باید به شدت پرهیز کرد؛ بدگویی کردن، اهانت کردن، تهمت زدن، برای عزیز کردن خود و یا نامزد مورد نظر خود، دیگران را و رقبا را در چشم مردم خوار کردن، اینها راهها و روشهای صحیح و اسلامی نیست. رقابت باید باشد؛ رقابت مثبت و پرشور، اما با رعایت موازین اخلاقی».

برخی از اصول اخلاقی که باید در رقابتهای انتخاباتی مورد لحاظ قرار گیرد عبارتند از: ‌

‌1- صداقت و پرهیز از دادن وعده‌های واهی: ‌

برخی کاندیداهای انتخاباتی به واسطه جذبه فوق العاده قدرت و به جهت موفقیت در جلب آرای مردم به سمت خویش، در جمع هواداران انتخاباتی وعده‌ها و شعارهایی را سر می‌دهند که قادر به انجام آنها نیستند و یا از حیطه وظایف آنها خارج است. متاسفانه برخی وعده‌ها نه در اثر تفکر و تعقل بلکه به دلیل فوق، طرح و تبلیغ می‌شوند. این گونه شعار گرایی، حکم فریب مردم را دارد و از منظر شرع و اخلاق، نکوهیده و ناپسند است. بنابراین، انسان‌های صالح، گوی سبقت را در میدان عمل از هم می‌ربایند و خدمت به خلق را نردبان قرب به خداوند متعال قرار می‌دهند. آنان از سخنان به ظاهر خوش آب و رنگ، ولی بی پایه که توان انجام دادن آن را ندارند، دوری می‌کنند. حضرت علی علیه السلام درباره پیروان و اصحاب جمل می‌فرماید: «چون رعد خروشیدند و چون برق درخشیدند، ولی کاری از پیش نبردند و سرانجام سست گردیدند. ما این گونه نیستیم. تا عمل نکنیم، رعد و برقی نداریم و تا نباریم، سیل جاری نمی‌سازیم». امام صادق(ع) می‌فرمایند: «هرگز به برادرت وعده‌ای نده که انجام آن به دست تو نیست».

قرآن مجید در سوره صف درباره انسان‌هایی که به گفتار خویش عمل نمی‌کنند، می‌فرماید:

«یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لاتفعلون کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لاتفعلون؛

هان ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا چیزهایی می‌گویید که به آنها عمل نمی‌کنید. خدای تعالی سخت به خشم می‌آید که چیزی را بگویید که بدان عمل نمی‌کنید».

همچنین امام علی(ع) می‌فرماید:

«وعده شخص بزرگوار، نقد و فوری است و وعده شخص فرومایه، امروز و فردا کردن و با بهانه جویی همراه است».

مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «(کاندیداها) در تبلیغاتشان ارزش‌های نظام را ندیده نگیرند؛ همدیگر را تخریب نکنند و از دادن آمارهای سست بپرهیزند. اگر قرار شد به مردم آماری بگویند و حرفی بزنند، آمارهای دقیق ارائه کنند. با مردم با کمال صداقت حرف بزنند؛ هر چه عقیده‌شان هست، به مردم بگویند. اگر بخواهند در دل مردم اثر بگذارند، این صداقت بیشتر در دل مردم اثر می‌گذارد. آن چیزی که حقیقتاً عقیده و نیت آنهاست، آن را به مردم بگویند، وعده‌هایی که معلوم است نمی‌توانند به آنها عمل کنند، به مردم ندهند. آنچه که در چارچوب قانون اساسی است و امکانات مملکت از امکان آن حکایت می‌کند، آن را به مردم بگویند. مردم باید توجه داشته باشند که تبلیغات رنگین و متنوع ملاک نیست؛ وعده‌های غیر عملی ملاک نیست، وظیفه نماینده این نیست که وعده عمرانی و فلان پروژه، فلان کار را در منطقه انتخابی خود به مردم بدهد؛ وظیفه نماینده این است که بتواند قانون مورد نیاز کشور را پیدا کند، آن را جعل کند. وعده‌های غیر عملی دادن، وعده‌های بزرگ دادن، اینها ملاک نیست؛ باید مردم توجه کنند؛ گاهی علامت منفی هم هست». ‌

‌2- پرهیز از شایعه پراکنی:

پرهیز از شایعه پراکنی یکی از مهمترین اصول اخلاقی در رقابتهای انتخاباتی است. در تعریف شایعه، چنین آمده است: «شایعه یک موضوع خاص گمانی بدون وجود ملاک‌های اطمینان بخش رسیدگی است، که معمولاً به صورت شفاهی، از فردی به فرد دیگر انتقال می‌یابد». شایعه‌سازی و شایعه پراکنی در طول تاریخ بشر همواره موجب خسارتهای بی‌شماری شده و اکنون نیز دامنگیر جامعه جهانی است، چنانکه امروزه بسیاری از بیماری‌های روحی و روانی و اشتغال زاید فکری بشر و اختلافات خانوادگی و مشکلات اقتصادی و سیاسی حکومتها ریشه در این امر ناصواب دارد. تاریخ گواه آن است که بسیاری از ناکامیهای مسلمانان بویژه در امور نظامی، نشات گرفته از شایعه پراکنی دشمنان و تحت تاثیر قرار گرفتن مسلمانان بوده است. در جنگ احد، شایعه مشرکان مبنی بر کشته شدن پیامبر(ص)، چنان صفوف منسجم و به هم پیوسته مومنان را از هم پاشاند که جز پیامبر(ص)، امیرالمومنین(ع) و چند نفر دیگر، کسی در کارزار نبرد باقی نماند و نتیجه جنگ چیزی جز شکست سپاه اسلام نبود.

«گسترش ناامنی، ترس و اضطراب»، «ایجاد تفرقه و رویارویی بین اقشار جامعه»، «به خطر افتادن امنیت عمومی جامعه»، «انحراف افکار عمومی»، «ایجاد بدبینی و سلب اعتماد مردم از مسئولین»، «حاکم شدن یاس و بی تفاوتی در جامعه»، «زمینه سازی برای دخالت بیگانگان» از آثار منفی گسترش شایعه در جامعه است. با توجه به تبعات منفی این آفت شوم، قرآن کریم برای سالم سازی محیط از نشر اکاذیب و حرکت بر محور صداقت، با این بلای اخلاقی به شدت مبارزه کرده و به مسلمانان دستور می‌دهد که به هر گزارشی ترتیب اثر ندهند و خبر هر گوینده‌ای را نپذیرند، بلکه گزارش و اخبار کسانی را بپذیرند که در آنها حالت خداترسی باطنی و نیز عدالت و وثوق و اطمینان وجود دارد. امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند: «مبادا از غیر کسی که ثقه و مورد اطمینان است خبری نقل کنی که تو خود کذاب خواهی بود، اگر چه از دیگری نقل کنی، زیرا دروغ مایه خواری و ذلت است».

در فرهنگ قرآن، شایعه پراکنان «مرجفون» نامیده شده اند. «مرجفون» از ماده «رجف» به معنای اضطراب و تزلزل است و «ارجاف» به معنای اشاعه اباطیل به قصد غمگین کردن دیگران است و از آنجا که شایعات موجب ایجاد اضطراب در جامعه می‌شود، این واژه به آن اطلاق شده است:

«لئن لم ینته المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینه لنغرینک بهم» (احزاب:60)،

یعنی: «اگر منافقین و بیماردلان دست از فسادانگیزی برندارند، و کسانی که اخبار و شایعات دروغی در بین مردم انتشار می‌دهند تا اغراض شیطانی خود را به دست آورند و یا حداقل در بین مسلمانان دلهره و اضطراب پدید آورند، تو را (ای پیامبر) مامور می‌کنیم تا علیه ایشان قیام کنی و نگذاری در مدینه در جوارت زندگی کنند، بلکه از این شهر بیرونشان کنی».

قرآن کریم در سوره نور، نحوه انتقال و انتشار شایعه را چنین تشریح می‌کند:

«اذ تلقونه بالسنتکم و تقولون بافواهکم ما لیس لکم به علم و تحسبونه هینا و هو عندالله عظیم»(نور:15).

«تلقی قول» به معنای گرفتن و پذیرفتن سخنی است که دیگران به انسان القاء می‌کنند و تقیید آن به «السنه « بیانگر آن است که خبر مزبور، زبان به زبان می‌گردد بدون اینکه درباره آن، تدبر و تحقیقی به عمل آید. بنابراین معنای آیه این چنین است: «شما بدون اینکه درباره آنچه شنیده‌اید تحقیقی کنید، و علمی به دست آورید، آن را پذیرفتید و دهان به دهان گردانیدید و منتشر ساختید. شما این رفتار خود را کاری ساده پنداشتید و حال آنکه نزد خدا کار بس عظیمی است».

دین اسلام به منظور عدم ابتلای مسلمانان به گناه شایعه‌سازی و شایعه پراکنی، همواره به انسان توصیه می‌کند نسبت به آنچه که به آن علم و یقین ندارد، زبان نگشاید:

«لاتقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا؛

به چیزی که علم و اطمینان نداری، اعتماد مکن و آن را بر زبان میاور، زیرا گوش و چشم و دل و اندیشه آدمی مسئول خواهند بود»(اسراء:36).

پیامبر اکرم (ص) درباره کیفر شایعه سازان می‌فرماید:

«گروهی را می‌شناسم که در قیامت آنچنان به سینه آنان ضربه وارد می‌شود که اهل جهنم صدای سینه آنان را می‌شنوند و آنان کسانی‌اند که در پی اطلاع از عیوب وگناهان پنهانی دیگران بوده‌اند و به هتک حرمت و فاش کردن آنها می‌پردازند و چیزهایی را علیه آنها شایعه می‌کنند که آنان اهل آن نبودند»(10).‌

اگر نگاهی گذرا به اخبار و اطلاعاتی شود که در سایتها و روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌های گروهی و همگانی منتشر می‌شود به آسانی می‌توان دریافت که دشمن با بهره گیری از گرایش‌های افراد به اشخاص و یا طیف و جناح خاص و یا زودباوری مردم می‌کوشد تا حریم‌های اخلاقی جامعه را بشکند و اموری را که در حریم خصوصی افراد قرار دارد در سطح جامعه مطرح سازد و این گونه هنجارهای اجتماعی جامعه را از میان بردارد. از اهداف دیگری که دشمن در هنگام انتخابات با شایعه سازی و شایعه پراکنی دنبال می‌کند فروپاشی و شکستن امنیت روحی و روانی جامعه است. بسیاری از اخباری که در بیرون مرزها تولید و ترویج می‌شود به هدف از میان بردن امنیت اجتماعی و سیاسی و مشروعیت سیاسی و مقبولیت دولت اسلامی است. در این میان برخی از نامزدهای انتخاباتی و هواداران آنها خواسته و ناخواسته در مسیری قرار می‌گیرند که دشمنان می‌خواهند و این گونه است که خود آن را باور کرده و به ترویج و تبلیغ آن به شکل طرح مسئله می‌پردازند. این درحالی است که قرآن از مومنان می‌خواهد از شایعه‌سازی و شایعه پراکنی اجتناب ورزند و اگر خبری را شنیده اند پیش از آن که پخش کنند و منتشر سازند با رهبران جامعه در میان گذارند (نساء آیه38) به ویژه آنکه این اخبار حریم خصوصی افراد (نور آیات 11 و 61 و 71) و یا امنیت سیاسی و اجتماعی و نظامی جامعه (نساء آیه38) را بشکند و آن را تهدید کند.‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
Powered by TayaCMS