دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رفتارهای ناپسند در حق ما

No image
رفتارهای ناپسند در حق ما  

 گاهی يك سلسله از رفتارهاي ناپسند، متوجه ما مي‌شود. در مقابل چنين رفتارهايي چه عكس العملي بايد نشان دهیم؟

 اينگونه از رفتارها را مي‌توان به سه دسته تقسيم كرد:

 ۱) وظيفه ديگري است كه رفتاري را در حق من انجام ندهد؛ ولي انجام داده است. مثلاً همسايه است و نبايد به همسايه اش ظلم كند ولي ظلم كرده است.

 ۲) وظيفه ديگري است كه رفتاري را در حق من انجام دهد؛ ولي انجام نداده است؛ مثلاً بايد صله رحم كند ولي نكرده است.

 ۳) وظيفه‌‌اي است كه اخلاق اجتماعي اقتضاي انجام آن را دارد؛ گرچه نه انجام آن واجب است و نه ترك آن حرام. مثلاً به كمك دوستي احتياج دارم؛ ولي او با وجود توانايي، از اين كمك، دريغ مي‌كند.

 دسته اول از اهميت بيشتري برخوردار است.

اينكه كسي نسبت به انسان ظلم كند، حقش را تضييع كند، مالش را تلف كند، به او توهين كند، آبرويش را بريزد، بطور كلي در حق او ظلم كند، در اين موارد چه بايد كرد؟

 درباره دسته سوم حضرت امير (ع) مي‌فرمايند: «يعطي من حرمه».

 در زماني كه او به تو احتياجي داشت، فراموش كن كه روزي تو را محروم كرده است و در مقابل، ياريت را از او دريغ نكن. اگر به كمك مالي محتاج شد، در حد توان به او كمك كن و فراموش كن كه روزي تو نياز مالي داشتي و او به تو كمكي نكرد.

درباره دسته دوم مولا علي (ع) مي‌فرمايند: «يصل من قطعه». اگر كسي از خويشاوندان ارتباطش را با من قطع كرد و اين تكليف- كه بعد از احسان به والدين از واجب‌ترين تكاليف انسان‌هاست- را انجام نداد، وظيفه من در مقابل او چيست؟ من رحم او هستم و رحم، طرفيني است؛ ولي او به وظيفه اش عمل نكرد، چه بسا سالي گذشت و نيامد احوالي از خويش خود بپرسد، يا راه دوري بود يك تلفن نزد، در ايام عيد تبريكي نفرستاد و خلاصه حداقل صله رحم را به‌جا نياورد و طوري رفتار كرد كه گويا با من رابطه خويشي ندارد، در اينجا وظيفه اين است كه سعي كنيم رابطه قطع نشود. او به وظيفه اش عمل نكرد من نبايد به او نگاه كنم بلكه بايد سعي كنم اين پيوند گسسته نشود. اين پيوندي است كه خدا بين انسانها برقرار كرده است و حكمت‌هايي در آن نهفته است. صله رحم يكي از واجب‌ترين وظايف شرعي است كه متاسفانه كمتر درباره اش بحث مي‌شود. در صورتي كه بعد از احسان به والدين يكي از بزرگ‌ترين واجبات است. كسي كه صله‌رحم نكند هم در دنيا عقوبت مي‌شود هم در آخرت. خداي متعال هم مي‌فرمايد همچنان كه تو خويشاوندت را قطع كردي من هم تو را قطع مي‌كنم. تو ديگر رابطه‌‌اي با من نداري. كسي كه رابطه اش را با خويشاوندش قطع كند، خدا هم با او قهر مي‌كند. (مشكاه الانوار في غررالاخبار/ص۱۶۵)

قطع رحم گناه بزرگي است. درچند آيه از آيات قرآن كريم راجع به قطع رحم بحث شده است. (از جمله آيات ۷۲ بقره) اينها وظايف ماست درمقابل كسي كه وظيفه خودش را ترك كرده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS