دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رفق و مدارا

قال علی(ع): «اعْلَمْ انَّ رَأْسَ الْعَقْلِ بَعْد الْایمانِ بِاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مداراةُ النَّاسِ وَ لا خَیرَ فی‌ مَنْ لایعاشِرُ بِالْمَعْرُوفِ مَنْ لابُدَّ مِنْ مُعاشَرَتِهِ» بدان که پس از ایمان به خدای بزرگ، رأس خردمندی مدارا کردن با مردم است و کسی که با مردم به نیکی معاشرت نکند، خیری در او نیست. (الوافی، فیض کاشانی، ج‌26؛ ص236)
No image
رفق و مدارا

رفق و مدارا

قال علی(ع): «اعْلَمْ انَّ رَأْسَ الْعَقْلِ بَعْد الْایمانِ بِاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مداراةُ النَّاسِ ...»

مدارا عبارت از آن است که ناگواری‌ای که از کسی به تو رسد را متحمل شوی و به روی خود نیاوری و این از جمله صفاتی است که آدمی را در دنیا و آخرت به مراتب بلند و درجات ارجمند می‌رساند و اغلب کسانی که در دنیا به مرتبه عظیم رسیدند از این صفت جلیله است.[1] و حتی در یک عبارت لطیف امام باقر(ع) می‌فرماید:

«إنَّ اللّهَ رَفِیقٌ یحِبُّ الرِّفْقَ، وَ یعْطِی عَلَی الرِّفْقِ ما لا یعْطِی عَلَی الْعُنْفِ»[2]

به‌راستی خدای عزوجل نرمش‌کن است و نرمش را دوست دارد و به نرمش عوض و اثری دهد که به سختگیری ندهد.

لذا خداوند متعال گوشه‌ای از این صفت زیبای خویش را به بندگان پاک خود هدیه کرده و به وسیله آن نردبان انسانیت را بنا کرده است.

به لطف خلق توان کرد صید اهل نظر     به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

مدارا در امور دنیوی و اخروی

1.     در باب معاشرت با مردم و انجام امور دنیوی

مثلًا آن‌طور که ممکن است انسان با رفق و مدارا در قلوب مردم تصرّف کند، ممکن نیست با ناراحتی و عدم مدارا موفق به امری از امور شود. فرضاً که با شدّت و سلطه کسی از انسان اطاعت کند؛ چون قلب او همراه نشود، از خیانت وی نباید ایمن بود. در همین باب حضرت رسول(ص) می‌فرماید:

«إذا أراد اللَّه بعبد خیرا رزقهم الرّفق‌ فی معایشهم و إذا أراد بهم شرّا رزقهم الخرق فی معایشهم»[3]

وقتی خداوند برای بندگان نیکی خواهد آنها را در کارهای زندگیشان با مدارا قرین سازد و هنگامی که برایشان بدی خواهد آنها را با درشتی همراه کند.

2.    امور دینی و هدایت بشر و امر به معروف و نهی از منکر

خداوند پس از آن‌که حضرت موسی و هارون-علیهما‌السلام- را مأمور فرمود که پیش فرعون بروند و او را دعوت و ارشاد کنند، از جمله دستوراتی که به آنها می‌دهد، می‌فرماید:

«إذْهَبَا إلَی فِرْعَوْنَ إنَّهُ طَغی* فَقُوْلَا لَهُ قَوْلًا لَیناً لَعَلَّهُ یتَذَکَّرُ أوْ یخْشی»[4]

دل سخت فرعون را-که أنانیتش به جایی رسیده بود که به دعوی الوهیت برخاسته بود- باز با رفق و مدارا بهتر می‌توان به‌دست آورد.

از این جهت می‌فرماید:

«بروید پیش فرعون سرکشِ یاغی، و با او با نرمی و رفق سخن بگویید، شاید این سخن نرم او را متذکر خدا کند و از روز جزا بترسد.»[5]

هم‌چنین در تفسیر آیه «قولو للناس حسنا»[6] امام صادق(ع) می‌فرماید: "

منظور از آیه همه مردم، اعم از مؤمنان و مخالفان است؛ با مؤمنان باید با خوش‌رویی روبه‌رو شد و با مخالفان نیز باید با مدارا سخن گفت تا آنها را به‌سوی دین و مکتب جذب نمود و به آسانی، خود و مؤمنان را از گزندشان محفوظ داشت."[7]

آسایش دو گیتی تفسیرِ این دو حرف است   ‌  با دوستان مروت با دشمنان مدارا

مدارا کلید آرامش در همسرداری

یکی از وظایف اخلاقی همسران نسبت به یکدیگر رفق و مداراست؛ بدین معنا که در مقابل عیب‌ها و کاستی‌های همسر و رفتار ناخوشایند او برخورد تند و خشن نداشته باشیم و با صمیمیت و دوستی با او رفتار کنیم. طبیعی است که هر یک از زن و مرد در رفتار خود کاستی‌هایی دارند که از نظر دیگری ناخوشایند تلقّی می‌شود، البتّه معنای مدارای با همسر این نیست که نسبت به عیب‌ها و رفتار ناپسند او بی‌اعتنا باشیم، بلکه بدین معناست که در مورد اصلاح همسر ملاحظه ظرفیت او را کرده و بیش از توانش از او انتظار نداشته باشیم و به‌طور کلّی در مورد ویژگی‌های نامطلوب او رفتاری بزرگوارانه پیشه کنیم.

پس ای برادر از غلظت و درشتی در گفتار و کردار بپرهیز که آن صفتی است خبیث که موجب نفرت مردم و باعث اختلال در امور زندگی می‌شود؛ لذا حق تعالی پیغمبر خود را به کلمه مبارکه ارشاد فرمود:

«و لو کنت فظّا غلیظ القلب لا انفضوا من حولک»[8]

اگر خشن و سنگ‌دل بودی، از اطراف تو پراکنده می‌شدند.

و ضدّ این صفت خبیثه رفق و نرمی در افعال و اقوال است و آن در همه کارها خوب است.[9]

مهمّی که بسیار مشکل بود          برفق و مدارا توان ساختن

توان ساخت کاری نرمی چنان       که نتوان بتیر و سنان ساخت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS