دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ره آوردهاى فکرى

No image
ره آوردهاى فکرى

ره آوردهاى فکرى

استاد پس از سالها مطالعه و پژوهش و تأمّل در آیات و روایات، اظهار مى دارد که:

«ما در همه ابعاد غنى هستیم و در دین و جامعه، هیچ نیازى به ]هیچ[ مکتب و حزبى نداریم. آنچه در همه مکتب ها و مذهب ها و فلسفه ها گفته شده، همه خیرها و نیکى ها، در اینجا هست، از قلّه مطالب که توحید است تا مسائل روز زندگى، همه اش بخصوص در مذهب تشیع و در اسلامى که محمدى است و این اسلام همان اسلام ثَقَلینى است، یعنى قرآن و اهل بیت، و فهمیدن قرآن از طریق اهل بیتى که در اسلام مرجعیّت علمى دارند و در بیان معارف و احکام اسلام هرگز خطا نمى کنند. عظیم ترین کتاب الهى و جهان هستى قرآن کریم است که باید در عین خواندن و دانستنِ فلسفه (براى واجدان شرایط، در استاد و شاگرد)، بازگردیم به سره شناسى معارف قرآنى و رجوع تامّ به اهل قرآن (على و آل على(علیهم السلام)) با پیوستن به آبشار لایزال قلب معصوم(علیه السلام) در معارف تألّهى و صیرورت انسانى و قرب ولایى (که قرب وریدى بدون آن تحقق نمى یابد) و باعث فرا جَستن از انواع قفس هاى اختراعى از قدیم تا امروز و از شرق تا غرب مى شود.

صحیح ترین و بالاترین مرتبه معارف، در قرآن و حدیث است و مشى در فهم اخبار باید همان مشى تعقّلى وَحْیانى باشد که فرموده اند: اهل درایت باشید نه تنها اهل روایت. و صلاح انسانیت و سعادت دنیا و آخرت انسان در پیروى از قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) است، هم از نظر معارف و شناخت (علمى)، هم از نظر سلوک و عمل (عملى).

قرآن و حدیث به هیچ روى از هم جدایى ندارند و یک حقیقت واحده ترکیبى اند و به اصطلاح دو روى یک سکّه اند.

من مکتبى و مذهبى را ندیدم به جامعیت مکتب اهل بیت(علیهم السلام)، از اول توحید تا جزئیات مسائل، هیچ مکتبى با آن مقابله نمى کند. اصلاً توحید اهل بیت(علیهم السلام) که از قرآن و سنت پیامبر(صلى الله علیه وآله)گرفته شده، نسبتش با توحیدى که در فلسفه هاى قدیم و جدید و شرق و غرب هست، نسبت طلاست به مس، منتهى همه اشخاص دنبال آن نمى روند. مجموعه میراث ائمه با آنچه که جمیع متفکران بشر از قدیم تاکنون گفته اند، قابل قیاس نیست. و عقل جمعى بشر، در مقابل عقل معصوم(علیه السلام)قطره در مقابل اقیانوس است.

توحید اهل بیت(علیهم السلام) راقى ترین، سالم ترین و صحیح ترین توحید است نسبت به مکتب هاى مختلف فلسفى و عرفانى شرق و غرب.

فهم درست دین یعنى فهم خالص و غیر التفاطى دین، یعنى فهم قرآنى دین، فهم محمدى دین، فهم علوى، فهم باقرى و جعفرى و رضوى دین بطور خالص. براساس «عقل خود بنیاد دینى»، نه عقل یونانى بنیاد التقاطى.

سلمان فارسى به جهت جهان بینى اى که داشت، بعد از رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله) با دیدن گروه هایى که وارد مدینه مى شدند، مى فهمید که چه پرسش و سؤالى دارند. پس از آن که از نزد خلیفه باز مى گشتند، آنها را نزد على(علیه السلام)مى برد و صدا مى زد یا على اَغِثِ الاسلام. (اسلام را دریاب!).

جوهر اعلاى اسلام در تشیع متجلى است که همان تربیت و فلسفه امامت است. و فهم درست و همه جانبه مسئله امامت، ما را در شکل دادن به سیاست اسلامى و اداره جامعه اسلامى از جهات گوناگون کمکى بى مانند خواهد کرد.

غزالى ها، شمش تبریزى ها و ابن عربى ها و... در مقابل اهل بیت(علیهم السلام) هیچ اند، و ذکر آنان فقط در تمدن اسلامى جا دارد نه در «تدیّن اسلامى»، هر چند در مقابل اهل بیت(علیهم السلام) قابل قیاس و طرح نیستند.

وبالاخره کامل ترین و مهم ترین چیز در طول عمر انسان این است که بتواند رضاى خدا را بدست آورد و رضاى او در رضایت ولىّ اوست. کسب رضاى حق به عمل حاصل مى شود اما شرط صحت عمل، رضایت آل محمد است. و رضایت ائمه(علیهم السلام) و حضرت حجت(عج)، در آن است که مبانى و معارف آنها را نشر دهیم. و به آن ها به طور خالص باور داشته باشیم، گداى در خانه دیگران نباشیم».

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS