دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رهايی از یأس و ناامیدی در زندگی

No image
رهايی از یأس و ناامیدی در زندگی

همه ما آدم‌ها فكر مي‌كنيم كه اگر يك سري از كارهايي را در گذشته انجام مي‌داديم يا برعكس، زندگي حالمان چه تفاوتي مي‌كرد اما مي‌دانيم كه چنين حسرت خوردني بي‌فايده و پوچ است. مهم و ارزشمند اين است كه ياد بگيريم چگونه ادامه مسير زندگي را به گونه اي برويم كه پشيماني برايمان نداشته باشد. اگر چنين شرايطي برايتان رخ داده، نگران نباشيد، در ادامه مسير زندگي هرازگاهي نگاهي بازنگرانه به زندگي مان داشته باشيم تا اطمينان يابيم كه مسير زندگي را درست طي مي‌كنيم. در بياني امام جواد (ع) دستور‌العملي براي ما دارند كه با اجراي اين اصول در زندگي پشيماني در ما راه نخواهد يافت: سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند، پشیمان نگردد:
۱ - اجتناب از عجله ۲ - مشورت كردن ۳ - توكل بر خدا در هنگام تصميم‌گيري. (مسند الامام الجواد، ص ۲۴۷)

عجله نكردن و صبور بودن

درباره عجله در حديث داريم كه: «الْعجله بِالْاُمُورِ قبْل اوانِها» (بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۶۵؛ تحف العقول، ص ۱۴۶): عجله موضوعش آن جايي است كه زمان كار نرسيده است و كار آمادگي و پختگي لازم را پيدا نكرده تا فرد آن را دنبال كند. «عجله و شتاب» در كارها مايه سرافكندگي و ايجاد مشكلات در زندگي فردي و اجتماعي است.

تذكر

حواسمان باشد عجله ممكن است ممدوح باشد يا مذموم. يادمان باشد «سرعت و جديت در كارها، آرى؛ اما عجله و شتابزدگى، هرگز»! عجله مذموم آن است كه بررسى و مطالعه در جوانب كار و شناخت صورت نگيرد اما سرعت و عجله ممدوح آن است كه بعد از تصميم‌گيرى لازم، در اجرا درنگ نشود، و لذا در روايات مى‌خوانيم: «در كار خير عجله كنيد» يعنى بعد از آن كه خير بودن كارى ثابت شد ديگر جاى مسامحه نيست. (تفسير نمونه، آيت‌ا... العظمی ‌مكارم شيرازي دام ظله، ج ۱۲، ص ۵۹.)

مشورت

كساني كه در كارهايشان از اين توانمندي استفاده مي‌كنند و از ديگران نظرخواهي مي‌كنند چنان است كه گويا عقول ديگران را به استخدام خويش در آورده‌اند.

به عبارتي مشورت يعني گران ديگران را ارزان خريدن؛ گراني كه با مدت‌ها صرف عمر آن را به دست آورده و ما مي‌توانيم از آن بهره مند شويم. در قرآن كريم خداوند به پيامبرش مي‌فرمايد: (فبِما رحْمهٍ مِن‌ا... لِنْت لهُمْ و لوْ كنْت فظًّا غليظ الْقلْبِ لانْفضُّوا مِنْ حوْلِك فاعْفُ عنْهُمْ و اسْتغْفِرْ لهُمْ و شاوِرْهُمْ فِي الْامْرِ فإِذا عزمْت فتوكلْ علي‌ا... إِنّ‌ا... يحِبُّ الْمُتوكلين) (آل عمران، ۱۵۹) «پس به [بركت] رحمت الهي، با آنان نرمخو [و پر مِهر] شدي، و اگر تندخو و سخت دل بودي قطعاً از پيرامون تو پراكنده مي‌شدند. پس، از آنان در گذر و برايشان آمرزش بخواه، و در كار[ها] با آنان مشورت كن، و چون تصميم گرفتي، بر خدا توكل كن، زيرا خداوند توكل‌كنندگان را دوست مي‌دارد.» امام علي (ع) درباره افرادي كه با ديگران مشورت مي‌كنند و بهره‌اي كه در زندگي از آن مي‌برند مي‌فرمايد: هر كس كه از آراي مختلف استقبال كند مواقع خطا و اشتباه را مي‌يابد و هر كس بدون عاقبت انديشي وارد امور شود خودش را در معرض مشكلات و حوادث قرار خواهد داد. عاقبت انديشي قبل از عمل، تو را از پشيماني در امان مي‌دارد. (نهج البلاغه، قصار ۱۶۴) آن حضرت همواره بر اين باورند كه: «منْ لمْ يسْتشِرْ ينْدم» (نهج البلاغه، قصار/۱۵۲) كسي كه مشورت نمي‌كند پشيمان مي‌شود! در بياني پيامبر اكرم (ص) نيز مي‌فرمايد: «الْمُشاورهُ حِرْزٌ مِن النّدامهِ، و امْنٌ مِن الْملامهِ» (نهج الفصاحه (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (ص))، ص ۷۸۱) «مشورت موجب پيشگيري از پشيماني و ايمني از سرزنش است». تكبر و خود را مصون از خطا دانستن از عوامل مخربي است كه باعث مي‌شود انسان به دنبال مشورت و كمك خواهي فكري با ديگران نرود! لذا همواره همه اشتباهات را تجربه مي‌كند و چه بسا اشتباهي را مرتكب شود كه راهي براي جبران ندارد. يكي از راه‌حل‌هاي ساده براي مصون ماندن از خيلي خطاها مشورت يعني همان استخدام نيروي فكري انسان‌هاست.

به خدا توكل داشته باشيم

توكل، از آن مفاهيم ديني است كه خيلي وقت‌ها، كم كاري‌ها و قصور خودمان را به پاي آن مي‌نويسيم. مي‌گوييم توكل كرده‌ايم، اما در واقع منظورمان اين است كه تنبلي كرده‌ايم. توكل به معناي تنبلي كردن نيست، مهم اين است كه دل را از ديگران ببريم و تنها و تنها به خود خدا توكل كنيم... در حقيقت معناي توكل اين است كه من بنده، بندگي كنم... توكل كردن به معناي دنبال كارها نرفتن نيست... توكل يعني شخص وظيفه اش را انجام دهد، بعد از انجام وظيفه، نتيجه را به خدا بسپارد. چنانچه در اين زمينه امام علي (ع) در بياني مي‌فرمايند: عليك بسعي و ليس به نجح. بر تو باد سعي، ولي نتيجه بر تو نيست. (به نقل از حجت‌الاسلام عالي). به اميد آنكه با رعايت كردن اين نكات هيچگاه با نگاه كردن به گذشته‌مان دچار پشيماني و يأس و نااميدي نشويم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS