دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رهایی از لجاجت

در این نوشتار در پی آن هستیم تا اندکی در مورد لجاجت و مضرات آن و را هکارهایی برای رفع آن صحبت کنیم .
رهایی از لجاجت
رهایی از لجاجت
نویسنده: سید محمد موسوی

در این نوشتار در پی آن هستیم تا اندکی در مورد لجاجت و مضرات آن و را هکارهایی برای رفع آن صحبت کنیم . ابتدا برای اینکه از نتایج بسیار بد لجاجت در زندگی آگاه شویم و به اهمیت بحث پیرامون این موضوع بیشتر پی ببریم مواردی از فرمایشات حضرت علی(ع) را پیرامون این صفت نا مطلوب از نظر خوانندگان عزیز می‌گذرانیم.

(لجاجت تخم بدی کاشتن است)

(لجاجت سبب برانگیختن جنگ‌ها ونزاع هاست.)

(لجاجت مرکبی است که سوار خود را به سر بر زمین می‌کوبد.)

(آدم لجباز رای واندیشه صحیحی ندارد.)

(لجبازی زیان وخسران در پی دارد.)

(لجاجت، رای واندیشه را تباه می‌سازد.)

(لجاجت چیزهایی را برای انسان به بار می‌آورد که نیازی به آنها ندارد.)

(لجاجت .....کینه‌ها در دل بر افروزد.)

(شخص لجباز در معرض بلاوگرفتاری است)

اما لجبازی با ما چه می‌کند؟اگر این ویژگی بد در ما پرورش یافت چه تاثیراتی بر اخلاق و رفتار ما می‌گذارد؟ «(انسان‌های لجباز) در هر حرکتی به دنبال رقیبی برای خود هستند تا در قالب رقابت با او و از لج او کاری را انجام دهند، سراسر زندگی خود را مشغول لجاجتها کرده‌اند، حتی با همسر وفرزندان خود لجاجت دارند ونه رفاقت، گویا بدون درگیری با بقیه، نَفس هم نمی‌توانند بکشند،
اگر مسافرت وتفریح هم میرود به قول خودش برای روکم کنی می‌رود . حالاشما حساب کنید روح وروان این فرد هیچ بهره ای از آن تفریح می‌برد ؟»

یا در جایی دیگر داریم که «انسان گرفتار لجبازی جز به رقابت فکر نمی‌کند انگیزه حیاتش فقط لجبازی است ودر آن راستا عمل می‌کند‌، حتی اگر دینداری کند برای رو کم کردن رقیب این کار را می‌کند . اگر بگویی دروغ بد است، می‌گوید باشد ولی دروغگویی را ادامه می‌دهد، اما اگر بگویی از دروغگویی تو دشمن استفاده می‌کند، دیگر دروغ نمی گوید. با رقابتها خود را از دروغ پاک می‌کند اما نه به خاطر حقیقت منفی دروغ، بلکه به صرف مقایسه ،از دروغ فاصله می‌گیرد. اگر صرف لجاجت به اعمال خوب دست بزنیم معلوم نیست که با حقایق روبرو شویم، چون اگر انگیزه حرکاتمان لجبازی بود در سراب زندگی می‌کنیم و با تاریکی می‌جنگیم» حال که از تاثیرات فردی لجاجت آگاه شدیم باید به این سئوال بپردازیم که گسترش روحیه لجبازی در میان افراد جامعه چه تاثیری بر جامعه دارد؟ «در فضای لجاجت نه کسی که سخن می‌گوید درست می‌گوید ونه کسی که آن سخن را می‌شنود درست می‌شنود، همه افراد سخن‌های همدیگر را به وهمیات خود متصل میکنند وسپس نسبت به آنها به قضاوت می‌نشینند، هیچ کس به هیچ کس نمی‌تواند تذکر بدهد‌، درحالی که اگر روحیه لجاجت از بین انسانها کنار رفت وفضای ذهنی افراد نسبت به هم آرام شد‌، شرایط (المُومِنُ مِراتُ المُومِن ) به صحنه می‌آید.

به طوری که هر کس آینه نمایش و تذکر به دیگری می‌شود. و هر کس وسیله هدایت دیگری می‌گردد. حضرت علی(ع) در قسمتی از نامه 31 نهج البلاغه می‌فرمایند: «وَ اِیاکَ اَن تَجمَحَ بِکَ مَطِیةُ اللَّجَاجِ» بر حذر باش از آن که روحیه لجبازی بر تو حکومت کند.

«اگر انسان بتواند خود را در کیفیتی قرار دهد که گرفتار لجبازی‌ها نشود اولین نتیجه اش آزاد شدن از مقایسه هاست .وقتی مقایسه‌ها وارد زندگی نشود‌، انسان همانی است که هست‌، نه بی عرضه است ونه با عرضه، نه مشهور است ونه گمنام‌، در این حالت سنگینی اوهام از ذهن انسان برداشته می‌شود.» حال که از تاثیرات منفی فردی و اجتماعی لجاجت آگاه شدیم باید برای رهایی از این صفت بسیار مخرب شخصیتی در پی راه چاره باشیم در همان نامه 31 نهج البلاغه حضرت علی (ع) راه حل‌هایی را برای مقابله با لجبازی و از بین بردن این ویژگی ناپسند بیان فرموده‌اند که می‌توان آنها را به 6 دسته تقسیم بندی کرد:

1) «احمِل نَفسَکَ مِن اخِیکَ» چون برادرت از تو جدا گردد تو پیوند دوستی را برقرار کن.

2) «عِندَ صَرمِهِ عَلَی الصِّلَةِ» اگر روی بر می‌گرداند‌، تو مهربانی کن.

همچنین پیامبر اکرم(ص) نیز می‌فرمایند: نرمخو بودن (با دیگران ) مبارک وخشونت بد است و زمانی که خداوند به اهل خانه‌ای خوبی بخواهد آنها را نسبت به یکدیگر مهربان می‌کند زیرا مدارا کردن در چیزی ((داخل)) نمی‌شود مگر اینکه آن را زینت می‌دهد و خشونت در چیزی وجود ندارد مگر اینکه آن را ذلیل می‌کند.

و یا اینکه در جایی دیگر می‌فرمایند: مدارا کردن با مردم نصف ایمان و رفتار ملایم کردن با مردم نصف زندگی کردن است (یعنی با ملایمت با دیگران زندگی برای انسان شیرین می‌شود.)

3)«وَعِندَ جُمُودِهِ عَلَی البَذلِ» وچون بخل ورزد، تو بخشنده باش.

در توضیح راهکار بالا داریم که: «یک وقت در مقابل بخلی که افراد نسبت به ما اعمال می‌کنند ماهم به همان نحو با انها برخورد می‌کنیم . و عملاخود را وارد تنگنایی می‌کنیم که آن افراد در آن قرار دارند . این همان لجبازی است که موجب ایجاد سایه‌های ذهنی است، در این صورت دیگر تو آزاد نیستی‌، وقتی که می‌گویی حالا که او برید، من هم می‌برم‌، یعنی تو انتخاب آزاد نکرده‌ای‌، در قالبی که او برایت ساخته، انتخاب کرده‌ای.

حضرت می‌فرمایند در این موارد درست بر عکس عمل کن‌، بگو اگر او می‌برد یا اگر بخل می‌ورزد‌، من عکس ان عمل می‌کنم تا از فضای تنگ رقابت ولجاجت آزاد شوی. »

4) «وَ عِندَ تَبَاعُدِهِ عَلَی الدُّنُوِّ» هنگامی که دوری می‌گزیند تو نزدیک شو.

5) «وَ عِندَ شِدَّتِهِ عَلَی اللِّینِ«وچون سخت می‌گیرد تو آسان گیر. که در این مورد خداوند در آیه 34 سوره فصلت می‌فرمایند: »هر گز نیکی وبدی یکسان نیست‌، بدی را با نیکوترین عمل پاسخ ده‌، تا همان کس که میان تو واو دشمنی است چون دوست مهربان تو گردد»

6) «وَ عِندَ جُرمِهِ عَلَی العُذرِ»و در موقع گناهش عذرش را بپذیر.

«به دنبال این نباش که به او ثابت کنی او این گناه را انجام داده است‌، به دنبال آن باش که اگر او آن را انکار کرد از او قبول کنی، و یا اگر در ارتکاب آن جرم عذری برای خود آورد آن عذر را بپذیر . با این کار او را از گناهی که کرده آزاده کرده‌ای وخودت نیز از اینکه به او به عنوان شخص مجرم نگاه کنی آزاد می‌شوی.»

مقاله

نویسنده سید محمد موسوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS