دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

روش تربيت فرزند

No image
روش تربيت فرزند

در روايات ما آمده است که فرزندان را با نماز، روزه، وضو و هر آنچه در حد فهم کودک است آشنا کنيم و بدين وسيله او را به دين پيوند زنيم، البته بايد توجه داشت آموزش تدريجي است و در زمان‌هاي مناسب بايد اقدام کرد. از بيانات مولا در نامه ?? نتايجي حاصل مي‌شود که اصول آن را در ادامه مي‌خوانيد.

فرزند پاره تن است: والدين توجه داشته باشند که فرزند ثمره وجودي آنهاست، از گوشت و پوست و خون آنها است، اگر آسيبي به او برسد، گويي والدين دچار آسيب شده‌اند و اگر والديني به اين باور نرسند نمي‌توانند زمينه‌ساز سعادت فرزند خود باشند.«وَ وَجَدْتُکَ بَعْضى، بَلْ وَجَدْتُکَ کُلى حَتى کَاَنَ شَيْئا لَوْ اَصابَکَ اَصابَنى، وَ کَاَنَ الْمَوْتَ لَوْ اَتاکَ اَتانى، فَعَنانى مِنْ اَمْرِکَ ما يَعْنينى مِنْ اَمْرِ نَفْسى».

تربيت ديني: پاک و پليد و خوب و بد يکي نيست، دين آن برنامه‌اي است که موجب فلاح و رستگاري بشر است، از اينجا ضرورت اهتمام به تربيت ديني فرزند روشن مي‌شود. «اِنى اُوصيکَ بِتَقْوَى اللهِ وَ لُزُومِ اَمْرِهِ، وَ عِمارَهِ قَلْبِکَ بِذِکْرِهِ، وَ الاِعْتِصامِ بِحَبْلِهِ وَ اَىُ سَبَب اَوْثَقُ مِنْ سَبَب بَيْنَکَ وَ بَيْنَ اللهِ اِنْ اَنْتَ اَخَذْتَ بِهِ؟! اَحْىِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَهِ، وَ اَمِتْهُ بِالزَهادَهِ، وَ قَوِهِ بِالْيَقينِ، وَ نَوِرْهُ بِالْحِکْمَهِ، وَ ذَلِلْهُ بِذِکْرِ الْمَوْتِ، وَ قَرِرْهُ بِالْفَناءِ، وَ بَصِرْهُ فَجائِعَ الدُنْيا، وَ حَذِرْهُ صَوْلَهَ الدَهْرِ، وَ فُحْشَ تَقَلُبِ اللَيالى وَ الايامِ...»

لقمه حلال: انحراف بشر از آنجا شکل مي‌گيرد که به سمت پليدي‌ها سوق پيدا مي‌کند، کودکاني که فطرت پاک دارند و هنوز در اجتماع حاضر نشده‌اند بيشترين اثر انحرافي را از ناحيه لقمه مي‌بينند، براي جلوگيري از اين امر شايسته است به مقوله تغذيه از لقمه حلال پيش از بيش توجه داشته باشيم.

موعظه: براي استحکام بنياد اخلاقي کودک بايست او را موعظه کرد،‌ البته اين مواعظ نبايد از موضع بالا و متکبرانه باشد،‌ با لحن نرم و اگر در سنين پايين‌‌تر باشد، بازگويي داستان‌ها و قصه‌هاي قرآني که ارزش‌هاي ديني و ضد ارزش‌ها را به کودک آموزش مي‌دهد گزينه مناسبي خواهد بود. «فَاَصْلِحْ مَثْواکَ، وَ لاتَبِعْ آخِرَتَکَ بِدُنْياکَ، وَ دَعِ الْقَوْلَ فيما...وَاْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَکُنْ مِنْ اَهْلِهِ، وَ اَنْکِرِ الْمُنْکَرَ بِيَدِکَ وَ لِسانِکَ، وَ بايِنْ مَنْ فَعَلَهُ بِجُهْدِکَ وَ جاهِدْ فِى اللهِ حَقَ جِهادِهِ، وَ لا تَاْخُذْکَ...»

آشنايي با دين: در روايات ما آمده است که فرزندان را با نماز، روزه، وضو قبله و هر آنچه در حد فهم کودک است آشنا کنيم و بدين وسيله او را به دين پيوند زنيم، البته بايد توجه داشت آموزش تدريجي است و در زمان‌هاي مناسب بايد اقدام کرد، مثلاً هنگامي که کودک کسل و خواب‌آلود است،‌ اين رفتار مضر است.«وَاعْلَمْ يا بُنَىَ، اَنَ اَحَبَ ما اَنْتَ آخِذٌ بِهِ اِلَىَ مِنْ وَصِيَتى تَقْوَى اللهِ، وَ الاِقْتِصارُ عَلى ما فَرَضَهُ اللهُ عَلَيْکَ، وَ الاَخْذُ بِما مَضى عَلَيْهِ الاَوَلُونَ مِنْ آبائِکَ، وَ الصالِحُونَ مِنْ اَهْلِ بَيْتِکَ، فَاِنَهُمْ لَمْ يَدَعُوا اَنْ نَظَرُوا لِاَنْفُسِهِمْ کَما اَنْتَ ناظِرٌ، وَ فَکَرُوا کَما اَنْتَ مُفَکِرٌ... وَ اَنْ اَبْتَدِئَکَ بِتَعْليمِ کِتابِ اللهِ وَ تَاْويلِهِ، وَ شَرائِعِ الاِسْلامِ وَ اَحْکامِهِ، وَ حَلالِهِ وَ حَرامِهِ، لا اُجاوِزُ ذلِکَ بِکَ اِلى غَيْرِهِ...».

لزوم تسريع تربيت فرزندان: امام در اين نامه به نکته مهمي اشاره فرموده‌اند و آن اينکه فطرت پاک کودک همچون کشتزاري است که تا زبر نشده بايد در آن باورهاي اعتقادي و تربيت ديني نهادينه شود، بهترين زمان از نونهالي تا دوران نوجواني است.

شناخت نيکي‌ها: چه خوب است فرزند را با نيکي‌ها به صورت عملي آشنا کنيم،‌ اگر قصد کمک به ايتام نيازمندان را داريم، کودک را با انفاق آشنا کنيم، بدين صورت که با حضور در مراسم اين چنيني مانند جشن عاطفه‌ها پول و کادوي اهدايي را به دست فرزند دهيم تا او آن را تقديم نيازمندان کند. «لِغَيْرِکَ ما تُحِبُ لِنَفْسِکَ، وَ اکْرَهْ لَهُ ما تَکْرَهُ لَها، وَ لاتَظْلِمْ کَما لاتُحِبُ اَنْ تُظْلَمَ، وَ اَحْسِنْ کَما تُحِبُ اَنْ يُحْسَنَ اِلَيْکَ، وَاسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِکَ ما تَسْتَقْبِحُ مِنْ غَيْرِکَ، وَارْضَ مِنَ الناسِ بِما...».

علم به يقينيات: آگاه‌سازي مي‌تواند عاملي براي دوري از تشکيکات بوده و فرد را در عمل به يقينيات و آنچه براي او روشن است ياري کند، تربيت ديني کودک از دوران طفوليت موجب مي‌شود تا در سنين نوجواني و جواني فرزندان مسير پيش‌رو را به درستي تشخيص داده و با توجه به مبدأ و معاد قدم در راه سعادت گذارند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS