دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ریخت شناسی اجتماعی

ریخت‌شناسی(مورفولوژی)، از واژۀ یونانی (Morphe) به معنای شکل، قالب و هیئت و واژه (Logos) به معنای شناخت، علم و منطق ترکیب یافته است.
ریخت شناسی اجتماعی
ریخت شناسی اجتماعی

ریخت‌شناسی اجتماعی (Social Morphology)

ریخت‌شناسی(مورفولوژی)، از واژۀ یونانی (Morphe) به معنای شکل، قالب و هیئت و واژه (Logos) به معنای شناخت، علم و منطق ترکیب یافته است. ریخت‌شناسی اجتماعی، علمی است که در آن، دربارۀ شناخت هیأت و شکل بیرونی امور و پدیده‌ها، در ارتباط با عوامل جغرافیایی، حجم، گستردگی، پراکندگی و تراکم جمعیت از یک سو، و عوامل فیزیولوژیک اجتماعی از سوی دیگر، بحث و گفتگو می‌شود.

دورکیم یکی از جنبه‌های تمایز جامعه‌شناسی از روان‌شناسی را «ریخت شناسی اجتماعی» ذکر کرده و در تعریف آن گفته است:

«ریخت‌شناسی اجتماعی عبارت است از مطالعه اساس جغرافیایی ملّت‌ها و روابط آن با سازمان اجتماعی؛ یعنی مطالعه میزان و تراکم جمعیّت و نحوۀ توزیع آن بر سطح زمین».

انواع ریخت‌شناسی

در ریخت شناسی اجتماعی، سه امر مورد توجه است:

الف) عینیت امور و پیوستگی اجزاء و عناصر؛

ب) تفاوت‌های مربوط به بافت اساسی و ریشه‌ای پدیده‌ها و امور؛

ج) تغییرات پدیده‌ها، در ارتباط با شکل‌ها و قالب‌های واقعیات اجتماعی.

دانشمندان علوم اجتماعی متناسب با این سه امر، سه نوع ریخت‌شناسی را از هم تفکیک نموده‌اند:

1- ریخت‌شناسی بیرونی؛ هنگامی که عینیّت پدیده‌ها و یا واقعیت اجتماعی مورد مطالعه قرار گیرد، ریخت‌شناسی بیرونی و خارجی می‌باشد؛

2- ریخت‌شناسی درونی؛ در صورتی که عوامل و عناصر درونی و پنهانی امور و واقعیّات اجتماعی مطمح نظر باشد، ریخت‌شناسی درونی است؛

3- ریخت‌شناسی تجربی؛ موقعی که تغییرات و رشد و دگرگونی اجزاء و کلیّت یک پدیده و واقعیت اجتماعی مورد بررسی است، ریخت‌شناسی تجربی می‌باشد، که گاهی آن را ریخت‌شناسی صوری نیز می‌گویند.

در تغییر و تحولات اجتماعی، عوامل مورفولوژیک در کنار سایر عوامل نقش مهمی دارد. چرا که در تحولات و دگرگونی‌‌های اجتماعی، چه تحولات سریع و چه تحولات کند و تدریجی، نقش مورفولوژی (ریخت شناسی) اجتماعی به ثبوت رسیده است. مثلاً در وقوع انقلاب مشروطه ایران، این شهرهای بزرگ با جمعیت زیاد بودند که در ارتباط با وضع تربیتی، فرهنگی و اقتصادی – اجتماعی آن‌ها، نقش مؤثّر داشتند.

نکته پایانی اینکه علم ریخت‌شناسی اجتماعی، شاخه‌هایی دارد که از جمله آنها می‌توان به ریخت‌شناسی جمعیتی، ریخت‌شناسی روستایی و ریخت‌شناسی شهری اشاره کرد.

    منابع:
  • 1- آراسته خو، محمّد؛ فرهنگ اصطلاحات علمی – اجتماعی، تهران، چاپخش، 1381: ص 344-342.
  • 2- شایان مهر، علیرضا؛ دایرة المعارف تطبیقی علوم اجتماعی، تهران، کیهان، 1377، (کتاب اول): ص 514.
  • 3- توسلی، غلام عباس؛ نظریه‌های جامعه شناسی، تهران، سمت، 1369: ص 66.
  • 4- شایان مهر، علیرضا؛ دایرة المعارف تطبیقی علوم اجتماعی، تهران، کیهان، 1379، (کتاب دوم): ص 328.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS