دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زندگي، فرصت تلاش

No image
زندگي، فرصت تلاش

امروز و فردا کردن براي انجام امري، زمان آن را هدر مي‌دهد. با شروع هر کار، نقطه اميدي در انسان ايجاد مي‌شود و انجام هر کار نيز تجربه جديد به انسان مي‌آموزد که تا سال‌هاي سال مي‌تواند مورد استفاده ديگران قرار گيرد. با نگاهي به آيات سي و هشتم تا چهلم سوره نجم، در مي‌يابيم که هر کس بايد سعي کند خودش کار خودش را انجام دهد تا بتواند جوابگوي آن باشد. خداوند در اين مورد فرموده است: «کسي بار گناه ديگري را به دوش نمي کشد و براي انسان، جز آنچه در راهش کوشش نمايد، چيزي وجود ندارد و البته روزي نتيجه کوشش را خواهد ديد». با قرار گرفتن در موقعيت دو نفر که يکي از آنها هدفي را با تلاش دنبال مي‌کند تا به هدف برسد و ديگري که در ميان راه، توجهش به چيز ديگري غير از هدف معطوف مي‌شود و گاه راه را مي‌پيمايد و گاه از آن منحرف مي‌شود و يا احساس ناتواني و درماندگي مي‌کند و سرانجام، در يک جا مي‌ماند و از رسيدن به مقصد صرف نظر مي‌کند و يا پيمودن آن را به زماني ديگر وا مي‌گذارد، معني اين آيات را به خوبي در مي‌يابيم. نکته اي که بايد به آن توجه داشت، اين است که هر کاري که بدون در نظر گرفتن خدا انجام شود، يا به مقصد نمي رسد و يا بي‌نتيجه مي‌ماند. انسان‌هايي هستند که کار مي‌کنند، ولي کارشان بيهوده است و افزون بر آن، چون رنگ خدايي ندارد، در جامعه نمود پيدا نمي کند. چنين افرادي زيانکارترين مردم به شمار مي‌روند، زيرا دستاورد تلاش خود را نمي بينند. همچنان که خدواند متعال در قرآن کريم فرموده است: «آيا شما را به زيانکارترين انسان‌ها در کارها خبر دهم؟ کساني که سعي و تلاششان در زندگي دنيا ضايع شده و پنداشتند که کارهايشان را، به خوبي انجام داده اند.» (سوره کهف،آيه ???) کار خوب آن است که رضاي خداوند را هم به دنبال داشته باشد. اگر بر هر کاري که انجام مي‌دهيم، خدا را حاضر و ناظر ببينيم، کمتر دچار ناراستي و کجي مي‌شويم. اگر کار براي خدا انجام نگيرد، پاداشي نخواهد داشت، چنان که خداوند در اين مورد فرموده است: هر کس کار شايسته و نيکي انجام دهد و مؤمن باشد(براي خدا انجام دهد)، پس تلاش او را انکار نمي کنيم(ناديده نمي گيريم) و آن را برايش مي‌نويسيم. (سوره انبياء،آيه ??)، در جاي ديگر هم مي‌فرمايد: و هر کسي که آخرت را خواست و براي آن تلاش نمود و ايمان داشت، پس آنها تلاششان ستوده(مورد توجه خداوند) است. (سوره انبياء،آيه ??) از معني اين دو آيه، به خوبي در مي‌يابيم، تلاش پاداشي دارد که اگر با ايمان به خداوند و براي او انجام گرفته باشد، برعهده او و اگر نه، پاداشش بر عهده کسي خواهد بود که کار براي او انجام شده است. خداوند به کساني که تلاششان در راه خشنودي او باشد، چنان پاداشي مي‌دهد که آنها را خشنود کند. چنانچه در سوره غاشيه آيه ? نيز مي‌فرمايد: (بهشتيان) از تلاششان راضي هستند؛(يعني در کاري که براي خدا انجام گيرد، پشيماني راه ندارد). موضوع ديگري که لازم است بدان توجه شود، اين است که يک مسلمان حق ندارد کاري را که خودش توانايي انجامش را دارد، به ديگري واگذار کند؛ زيرا اين کار، افزون بر تنبلي، موجب ايجاد غرور و خودبيني در فرد مي‌شود، طوري که به خود اجازه مي‌دهد، به ديگران با ديده «تحقير» نگاه کند و «خود بزرگ بيني» که از صفات رذيله انساني است، در او پرورش پيدا کند. بنابراين، اگر هر يک از ما بکوشيم تا وظيفه‌اي را که برعهده ما گذاشته شده است، به خوبي انجام دهيم و در هر حالي خدا را در نظر داشته باشيم، کار ما ارزش مي‌يابد ما را مي‌سازد، افزون بر آن، جايگاه اجتماعي مان را در نزد ديگران بالا مي‌برد. بهتر زيستن در دنيا، خشنودي خداوند را در آخرت که بهترين پاداش مي‌باشد، به دنبال دارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS