دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زندگی به سبك انتظار

No image
زندگی به سبك انتظار

 سبك زندگي انسان منتظر، از سايرين متمايز است. زمينه‌سازي براي ظهور حضرت مهدي (عج) هويت خاصي به ديدگاه‌ها و گرايش‌ها و رفتارهاي فرد مسلمان مي‌دهد. يعني اگر در نظر بگيريم كه سبك زندگي يك فرد منطبق بر آموزه‌هاي اسلام است، اين ديدگاه شيعي درباره حضرت حجت (عجل‌الله تعالي فرجه) و زمينه‌سازي براي ظهور ايشان مانند نخ تسبيحي همه اجزاي زندگي مومنانه آن فرد را به هم متصل مي‌كند و به آن جهت مي‌دهد. در اين نوشتار به بررسي كلي درباره سبك زندگي زمينه‌سازظهور حضرت مهدي (عليه السلام) مي‌پردازيم.

  مفهوم سبك زندگی منتظرانه

 سبك زندگي مجموعه‌اي از عملكردهاست كه بر اساس بينش ما به زندگي شكل مي‌گيرد و فرد با بهره‌گيري از آنها، افزون بر رفع نيازهاي جاري خود، روايت خاصي از هويت شخصي خود را در برابر ديگران، مجسم مي‌سازد و در واقع از اين نظر ميان قشرهاي گوناگون اجتماعي، تمايز به وجود مي‌آورد.

يكي از صاحب نظران بر اساس ديدگاه رهبر معظم انقلاب در تعريف سبك زندگي مي‌گويد: سبك زندگي، مجموعه‌اي نظام‌مند از فعاليت‌هاست كه از بينش‌ها، گرايش‌ها و كنش‌هاي اشخاص بر مي‌خيزد و به همين مناسبت، مقام معظم رهبري تاكيد مي‌كند كه «رفتار اجتماعي و سبك زندگي، تابع تفسير ما از زندگي است.

 هدف زندگي چيست؟ هر هدفي كه ما براي زندگي معين كنيم، بطور طبيعي، متناسب با خودش، يك سبك زندگي براي ما به همراه دارد»به اين ترتيب اگر زمينه‌سازي براي ظهور حضرت مهدي (عج) در اولويت اهداف زندگي انسان مسلمان شيعه مذهب قرار گيرد و با علم و معرفت نيز همراه باشد، علايق، گرايش‌ها و عملكرد فرد را تحت تاثير قرار مي‌دهد. در واقع اين هدف مقدس، اهداف جزئي‌تر زندگي را دوباره تعريف مي‌كند و بر اين اساس سبك خاصي از زندگي شكل مي‌گيرد.

 

  سبك زندگی زمينه‌سازانه

انتظار بر تمام مسئوليت‌هاي ديني سايه مي‌افكند و آن را در نسبتي خاص با امام زمان (عج) قرار مي‌دهد. در واقع سبك زندگي انسان منتظر، بر اساس تكاليف ديني تعريف شده است، با اين تفاوت كه نيت ما را در انجام اعمال ديني تغيير مي‌دهد و تكامل مي‌بخشد. پس شاخصه و مولفه اصلي فرهنگ انتظار همه آن تكاليفي است كه در تعاليم ديني آمده است و هيچ تغييري در وظايف و تكاليفمان به وجود نمي‌آيد و تنها وظيفه ما سخت‌تر شده است و از آن طرف فضيلت‌هاي ما هم برتر شده است و به همين جهت، مردم زمان غيبت، اگر به وظايف خود عمل كنند، برترين مردم در تمام دوران هستند. بر اساس روايات: اگر روزى هيچ كس از اولاد امام حسين (عليه السلام) را نبينيد، از خداوند استعانت طلبيد و به طريقه‌ و سنتي كه عمل مي‌كرديد، توجه نموده از آن پيروى نماييد...

بنابراين فرهنگ انتظار، همان تماميت اسلام ناب محمدي است كه در دوران غيبت بطور خاص، با انتظار امامي كه غايب است، خودش را نشان مي‌دهد. در واقع فرد منتظر تكاليف ديني را با اين نيت انجام مي‌دهد كه در دوران غيبت نيز از امام خويش اطاعت كند و به تبع آن ظرفيت ولايت‌پذيري را در خود بالا ببرد و زمينه ظهور ايشان را فراهم كند.

در اين زمينه همچنين گفته شده است: ما به عنوان شيعه منتظر در دوران غيبت، بايد به اين باور رسيده باشيم كه امام مهدي (عج)، با وجود غيبت ظاهري، امام، حي و حاضر و ناظر و شاهد بر اعمال ماست و آن حضرت يك تكاليفي از ما مي‌خواهد كه بايد به آنها عمل كنيم. امام غايب ما، امام مهدي (عج)، حجت خدا و منجي موعود است. امام به عنوان حجت الهي، معيار و شاخص است و ما وظايفي نسبت به آن حضرت بر عهده داريم. بقيه حجت‌هاي الهي، معمولاً در جامعه خودشان حاضر بودند؛ اما اين امام، اين ويژگي را دارد كه غايب است و با وجود غيبتش، مردم موظف به اطاعتش شده‌اند و معيار سنجش عملكرد افراد در دوران غيبت نيز اطاعت از امام است؛ يعني مردم در دوران غيبت، با وجود غيبت ظاهري امام، بايد حرمت امامشان را پاس بدارند و مطيع او باشند.

 

 

 جهت بخشی نگاه منتظرانه به سبك زندگی

 بنابراين اگر انتظار را به معناي دست روي دست گذاشتن و صرفا چشم به راه آينده بودن تعريف نكنيم و آن را به نوعي تلاش جهت زمينه‌سازي براي ظهور بدانيم، نگاه منتظرانه از دو ديدگاه به سبك زندگي ما جهت مي‌بخشد؛ يكي از اين نظر كه انسان همان‌گونه كه در برابر حجت‌هاي آشكار الهي تكليف دارد، در مقابل امام غايب هم مكلف به اطاعت است و ديگر از آن جهت كه بايد خودش و جامعه را براي پذيرش حضور و ظهور حضرت مهدي (عج) آماده كند وگرنه غفلت از اين مهم ظهور ايشان را به تاخير مي‌اندازد.

 در واقع همين دو نيت در سبك زندگي اسلامي ما نفوذ مي‌كند و آن را تكامل مي‌بخشد. كسي كه به تكاليف ديني تنها از آن جهت مي‌نگرد كه در دين به رعايت آن دستور داده شده است، با كسي كه وظايف ديني را به مثابه خشت‌هايي مي‌داند كه در هر لحظه بناي رفيع ظهور را تكميل مي‌كند، اين دو نگاه از نظر انگيزشي در يك سطح نيستند.

 امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايد: هر كس كه از بودنش در شمار ياران امام قائم شادمان است بايد به انتظار باشد و با همين حال انتظار با اخلاق نيكو رفتار كند. پس اگر اجلش فرا رسيد و امام قائم پس از مرگ او قيام كرد پاداش او همانند پاداش كسى است كه امام قائم را درك كرده باشد. پس كوشا باشيد و به انتظار بنشينيد. گوارا باد بر شما اى گروهى كه مشمول رحمت خداييد.

 يعني عمل همراه با ورع و برخورداري از فضايل اخلاقي، بايد رويكردي منتظرانه داشته باشد و كسي كه مي‌خواهد از اصحاب امام مهدي (عج) به شمار آيد، بايد حتي در ورع و اخلاق پسنديده، به اين معنا توجه داشته باشد كه اينها در نسبتي خاص با امام زمان (عج) و براي فراهم شدن زمينه‌هاي ظهور است.

 جزئياتی از سبك زندگی مهدوی

در ميان روايات مهدوي يكسري از روايات، جزئيات بيشتري از تربيت و سبك زندگي مهدوي را نشان مي‌دهند. در اين بخش به صورت كلي به رواياتي اشاره مي‌كنيم كه هر كدام از زاويه‌اي، ويژگي‌هايي را كه در آمادگي براي ظهور موثرند، روشن مي‌سازند. بديهي است كه اين ويژگي‌ها فرع بر موضوعي است كه در فوق درباره سبك زندگي زمينه‌سازگفته شد. يعني درست است كه سبك زندگي زمينه‌ساز بر اساس الگوي كامل ديني است و فراتر از آن تعريف نمي‌شود، ولي مواردي وجود دارد كه در تعجيل ظهور موثرترند. بي‌شك اين موارد از جهت اولويت‌بندي در سبك زندگي زمينه‌ساز سرآمدند.

در ذيل برخي از اين دسته روايات آمده است: رواياتي كه درباره ويژگي‌هاي ياران حضرت مهدي (عج) از لحاظ زهد، بصيرت، عبادت و ولايت‌پذيري، شجاعت و... آمده است.

 رواياتي كه درباره ويژگي‌هاي دولت و حكومت حضرت پس از ظهور سخن مي‌گويد. بعضا در اين روايات درباره ويژگي‌هايي كه افراد پس از ظهور كسب مي‌كنند يا درباره ويژگي‌هاي اجتماعي آن دوران سخن گفته شده است. بر اساس اين روايات نيز مي‌توان اولويت‌هاي سبك زندگي زمينه‌ساز را مشخص كرد.

 همه رواياتي كه درباره انتظار و منتظران و همچنين شيعيان در عصر غيبت، توصيه‌هايي دارد. به عنوان نمونه مي‌توان به پايداري بر دين، خواندن دعاهاي خاص، چنگ زدن به محبت اولياي الهي و دوستي با دوستان خدا و دشمني با دشمنان خدا اشاره كرد. رواياتي كه درباره گروه يا گروه‌هايي كه براي ظهور حضرت مهدي (عج) زمينه‌سازي مي‌كنند. روشن است كه آن چه در فوق گفته شد شامل همه مسئوليت‌هاي ديني فرد منتظر، اعم از فردي و اجتماعي است.

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS