دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زهد در کلام امیرالمومنین

بی میلی تو نسبت به آن کس که به تو علاقه مند است ، دلیل کمی بهره ی تو در دوستی است و تمایل تو نسبت به کسی که بی اعتناست سبب خواری توست .
زهد در کلام امیرالمومنین
زهد در کلام امیرالمومنین

قال علی علیه السلام:

«زهدک فی راغب فیک، نقصان حظٍ ورغبتک فی زاهد فیک ذل نفس»

(نهج‌البلاغه، حکمت 451)

ترجمه :

بی میلی تو نسبت به آن کس که به تو علاقه مند است ، دلیل کمی بهره‌ی تو در دوستی است و تمایل تو نسبت به کسی که بی اعتناست سبب خواری توست .

توضیح :

زهد

برای رسیدن به «ما عنداللّه»، چاره‌ای جز ترک متاع فریب نیست و این ترک، «زهد» نام دارد که به تعبیر مرحوم محقق طوسی از مراحل مانع‌زدایی از سیر و سلوک است. البته زهد، به معنای ترک متاع فریب نیست، بلکه به معنای بی‌رغبتی است، و چون بی‌رغبت بودن، تمرین طلب می‌کند، نخست انسان باید متاع نیرنگ را ترک کند، آنگاه کم کم در آن بی رغبت شود و برای بی‌رغبتی، معرفت لازم است. اگر انسان بداند چیزی مایه فریب است و او را بعد از سلب حیثیّت رها می‌کند آن را ترک می‌کند؛ مانند این که شخص معتاد، مواد مخدّر را ترک می‌کند و نسبت به آن زاهد و بی‌رغبت می‌شود تا به زیانش آگاه باشد و بداند که این مواد، انسان را ترک می‌کند؛ یعنی انسان را به جایی می‌رساند که دیگر تحمّل آن را ندارد. بنابراین، زهد، صِرف ترک نیست، بلکه ترکِ آمیخته با بی‌رغبتی است و ترک، اولین قدم زهد است.

در قرآن کریم در قصّه حضرت یوسف (علیه السلام) آمده است: ﴿وکانوا فیه من الزاهدین﴾[1] ؛ آنان، در خرید یوسف، بی رغبت بودند. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز می‌فرمایند: «زهدک فی راغب فیک، نقصان حظٍ ورغبتک فی زاهد فیک ذل نفس»[2]؛ بی‌رغبتی تو نسبت به کسی که به تو علاقه‌مند است دلیل کمی بهره‌ی توست و رغبت تو به کسی که او نسبت به تو بی میل است،عاملِ خواری توست. پس زهد در یک شی‌ء به معنای بی رغبتی به آن است.
تعلّق به دنیا برای سالک، رهزن و پایبند است و قدرت را از وی سلب می‌کند. از این رو تلاش قرآن کریم این است که انسان را نسبت به دنیا بی رغبت کند و بگوید در عین حال که دنیا جلال و جمال فراوانی دارد، ولی جز ابزار چیز دیگری نیست و بنابراین، اگر کسی به این ابزار دل ببندد، خود را «متعلّق» می‌سازد و با دست خودش، پای خود را می‌بندد و از سلوک باز می‌ماند.

قرآن کریم به پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) می‌فرماید: ﴿لا تمدّنّ عَینیک إلی ما متّعنا به ازواجاً منهم زهرة الحیوة الدّنیا لنفتنهم فیه ورزق ربّک خیر وأبقی﴾[3]؛ به شکوفه‌هایی که در دست دیگران است و ما به آنان داده‌ایم، چشم مدوز؛ زیرا ما می‌خواهیم آنان را با آن شکوفه‌ها بیازماییم ولی رزق پروردگار تو بهتر و ماندنی‌تر است؛ زیرا شکوفه‌های دنیا برای کسی میوه نخواهد شد. عالَم طبیعت چنان سرد است که تا این شکوفه بخواهد به بار بنشیند و به ثمر تبدیل شود سرمای زودرس طبیعت از راه می‌رسد و شکوفه می‌ریزد.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 171-172
    پی نوشت:
  • [1] . سوره یوسف، آیه 20.
  • [2] . نهج‌البلاغه، حکمت 451.
  • [3] . سوره طه، آیه 131.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS