دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زهد و ساده زیستى

No image
زهد و ساده زیستى

زهد و ساده زیستى:

آیت الله حاج آقا رضا همدانى از مظاهر دنیوى، به شدّت پرهیز مى کرد. او زندگى بسیار ساده اى را براى خود برگزیده بود. حاج سید مرتضى خراسانى، از شاگردان وى مى گوید:

استاد ما با این که مرجعیت داشت و وجوهات شرعیه در اختیارش بود، زندگى بسیار سادهاى داشت.

سید محسن امین عاملى نیز مى گوید:

«او بعد از آن که به زعامت و مرجعیت رسید و پیشواى مسلمانان گردید، هیچ گونه تغییرى در زندگى معمولى اش نداد، لوازم زندگى اش را خودش از بازار مى خرید و به منزل مى برد. شبها فانوس به دست گرفته به تنهایى راه مى پیمود و بر خلاف رسم بعضى از علماى بزرگ، به کسى اجازه نمى داد در پیشاپیش او چراغ بگیرد. روز تعطیلى او را دیدم که شخصاً مشغول خرید هیزم بود و این در زمانى بود که مردم او را به عنوان مرجع تقلید مى شناختند و از او تقلید مى کردند. به او گفتم: استاد! کسى را مأمور کن برایتان هیزم بخرد، گفت: من راه و رسم خودم را عوض نمى کنم.»([11])

او در سایه زهد و ساده زیستى توانست به قلّه رفیع علم و تقوا برسد و مردم مسلمان را رهبرى کند و از کیان مذهب شیعه محافظت نماید.

قلبى که عشقِ دنیا و مظاهر آن را در خود جاى داده باشد، چگونه مىتواند محل عشق الهى و جایگاه انوار آسمانى باشد؟! ساده زیستى مهمترین راز موفقیت رهبران الهى و عمدهترین عامل نفوذ آنان در قلب تودههاى عظیم مردم است.

امام خمینى(رحمه الله) در این زمینه مى فرماید:

«من اکثر موفقیتهاى روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامى، در ارزش عملى و زهد آنان مى دانم و امروزه هم این ارزش نه تنها نباید به فراموشى سپرده شود که باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت. هیچ چیزى به زشتى دنیا گرایى روحانیت نیست و هیچ وسیله اى هم نمى تواند بدتر از دنیا گرایى، روحانیت را آلوده کند.»([12])

حضرت امام(قدس سره) هنگامى که زندگى تجملاتى و اشرافى بعضى روحانیون را مشاهده مى کند، بانگرانى و ناراحتى خاصى از آن یاد مى کند و مى فرماید:

«با این بساطها نمى شود شیخ مرتضى انصارى و صاحب جواهر تحویل جامعه داد. این موجب نگرانى است و واقعاً با این وضع چکنم؟! این تشریفات باعث آن خواهد شد که روحانیت شکست بخورد.... زندگى صاحب جواهر را با زندگى روحانیون امروز که بسنجیم، خود مى فهمیم که چه ضربهاى بدست خودمان به خودمان مى زنیم.»([13])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS