دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زهد و ورع

No image
زهد و ورع

اخلاق و افکار

حوزه علمیه مشهد با تأثیر پذیرى از مشرب قرآنى و معارف الهى آیت الله میرزا مهدى اصفهانى متحول شده بود. آیت الله شیخ غلامحسین تبریزى نیز از همان روش برخوردار بود و از نظر فکر، هم رأىِ مرحوم آیت الله سیّد ابوالحسن اصفهانى و مرحوم آیت الله بروجردى به حساب مى آمد.([42])

آقاى تبریزى براى عالمان احترام خاصّى قائل بود و با حضرات آیات: میرزا جواد آقا تهرانى، حسینعلى مروارید، حاج شیخ مجتبى قزوینى، حاج سیّد جواد خامنه اى، سیّد محمّدهادى میلانى، آقا سیّد على علم الهدى، حاج سیّد یونس اردبیلى و حاج آقا حسین قمى رابطه نزدیک داشت و مورد احترام همه آنان بود:

آیت الله میلانى به حاج شیخ لقب «شیخ العلما» داده بود.([43])

حاج شیخ که شاگرد مکتب شیخ الشریعه اصفهانى بود، تسلّط کامل بر مبانى عقاید اسلامى داشت و از قرآن و عترت، افکار عمیق و معارف اسلامى را به دست آورده بود. وى به همین سبب شبهات را قدرتمندانه پاسخ مى داد. او به افکار و اندیشه هاى زمان خود آگاهى بسیارى داشت و در هر شرایطى که قرار مى گرفت و منکر را از هرکسى که مى دید، طبق عقاید قلبى خود، امر به معروف و نهى از منکر مى کرد. در جلسه اى که به دیدار آیت الله کاشانى رفته بود، همان جا آقاى دکتر بقایى وارد شد، آیت الله کاشانى از او تجلیل زیادى کرد و در کنار خود نشاند. شیخ غلامحسین تبریزى همان شب به آیت الله کاشانى گفت: «این آقایان روشنفکرانى که اطراف شما هستند در دشوارى به کار شما نخواهند آمد، من از مشروطیت تجربه دارم همین مردم کوچه و بازار به کار ما روحانیان مى آیند. این روشنفکران که امروز دور و بر شما را گرفته اند، فردا شما را تنها خواهند گذاشت.» و همین جور هم شد.([44])

وى از سهم امام استفاده نمى کرد و مى گفت:

«عالمى که نیاز به وجوهات دارد، باید مجیب التجّار باشد.»([45])

روحیه پالایش شده حاج شیخ، وى را خداترس نموده و او پیوسته در زندگى، متعهّد به حلال و حرام الهى بود. او از سخن بیهوده پرهیز و از حرکتى که موجب کدورت بود امتناع مى ورزید. زهد و ورع این عالم بزرگ در مقابل علمش زبانزد بود، به همین خاطر مردم عاشق وى بودند.

حاج شیخ به دعا عشق مى ورزید و در آشکار و نهان با خداى خود راز و نیاز داشت. در ایّام ماه مبارک رمضان در جمع عدّه اى که در مسجد گوهرشاد، شب هاى قدر را اعتکاف مى کردند، وارد مى شد و از دیدن معتکفین و شنیدن دعا و مناجات آنان لذت مى برد. دکتر محمّدهادى عبدخدایى درباره پدرش چنین مى گوید:

«دنیا را مى خواست تا دو رکعت نماز بالاى سر مطهّر امام هشتم(علیه السلام) بخواند.»([46])

و در مورد مستجاب الدّعوة بودن ایشان نقل کرده است:

«مردى به خانه حاج شیخ مى آید و عرضه مى دارد که همسرش مریض است و دکترها او را جواب کردند و در حال موت است، از وى درخواست مى کند که همراهش به بیمارستان رفته و برایش دعا کند. حاج شیخ که عاشق دعا بود به بیمارستان مى رود، مى گوید: خدایا زمانى که من در راه دین تو در خفا زندگى مى کردم این زن و خانواده اش به من خدمت کردند، اگر صلاح مى دانى او را شفا بده! بعد از دعاى حاج شیخ، مریض حالش خوب شد و چندین سال زندگى کرد.»([47])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS