دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زیارت عاشورا

No image
زیارت عاشورا
بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند بخشنده مهربان اَلسَّلامُ عَلَیْک یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْک یَا بْنَ سلام بر تو ای ابا عبداللّه سلام بر تو ای فرزند رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْک یا خِیَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْک یَا رسول خدا سلام بر تو ای برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر تو ای بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْک یَا بْنَ فاطِمَةَ فرزند امیر مؤ منان و فرزند آقای اوصیاء سلام بر تو ای فرزند فاطمه سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْک یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ بانوی زنان جهانیان سلام بر تو ای که خدا خونخواهیش کندو فرزند چنین کسی و ای کشته ای که انتقام الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَیْک وَعَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِک عَلَیْکمْ کشته گانت نگرفتی سلام بر تو و بر روانهائی که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگی از جانب مِنّی جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ من سلام خدا باد همیشه تا من برجایم و برجا است شب و روز ای ابا عبداللّه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِک عَلَیْنا وَعَلی براستی بزرگ شد سوگواری تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر جَمیعِ اَهْلِ الاِْسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصیبَتُک فِی السَّمواتِ عَلی همه اهل اسلام و گران و عظیم گشت مصیبت تو در آسمانها بر جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمی را که ریختند شالوده ستم و بیدادگری عَلَیْکمْ اَهْلَ الْبَیْتِ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکمْ عَنْ مَقامِکمْ وَاَزالَتْکمْ عَنْ را بر شما خاندان و خدا لعنت کند مردمی را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از مَراتِبِکمُ الَّتی رَتَّبَکمُ اللَّهُ فیها وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکمْ وَلَعَنَ اللَّهُ آن مرتبه هائی که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود و خدا لعنت کند مردمی که شما را کشتند و خدا لعنت کند الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکمْ بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَاِلَیْکمْ مِنْهُمْ آنانکه تهیه اسباب کردند برای کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند بیزاری جویم بسوی خدا و بسوی شما وَمِنْ اَشْیاعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَاَوْلِیاَّئِهِم یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ از ایشان و از پیروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان ای اباعبداللّه من تسلیمم و در صلحم سالَمَکمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَلَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ با کسی که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قیامت و خدا لعنت کند خاندان زیاد وَآلَ مَرْوانَ وَلَعَنَ اللَّهُ بَنی اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَلَعَنَ و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنی امیه را همگی و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را و اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَلَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَاَلْجَمَتْ خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمی را که اسبها را زین کردند و دهنه زدند وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِک بِاَبی اَنْتَ وَاُمّی لَقَدْ عَظُمَ مُصابی بِک فَاَسْئَلُ اللَّهَ و به راه افتادند برای پیکار با تو پدر و مادرم بفدایت که براستی بزرگ شد مصیبت تو بر من پس می خواهم از الَّذی اَکرَمَ مَقامَک وَاَکرَمَنی بِک اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِک مَعَ اِمامٍ آن خدائی که گرامی داشت مقام تو را و گرامی داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهی تو را در رکاب آن امام مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنی یاری شده از خاندان محمد صلی اللّه علیه و آله خدایا قرار ده مرا عِنْدَک وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ یا اَبا نزد خودت آبرومند بوسیله حسین علیه السلام در دنیا و آخرت ای ابا عَبْدِاللَّهِ اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلی اللَّهِ وَاِلی رَسُولِهِ وَاِلی امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلی فاطِمَةَ عبداللّه من تقرب جویم به درگاه خدا و پیشگاه رسولش و امیرالمؤ منین و فاطمه وَاِلَی الْحَسَنِ وَاِلَیْک بِمُوالاتِک وَبِالْبَراَّئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَک وَ و حسن و شما بوسیله دوستی تو و بوسیله بیزاری از کسی که با تو مقاتله کرد و نَصَبَ لَک الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ جنگ با تو را برپا کرد و به بیزاری جستن از کسی که شالوده ستم و ظلم عَلَیْکمْ وَاَبْرَءُ اِلَی اللّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِک وَبَنی بر شما را ریخت و بیزاری جویم بسوی خدا و بسوی رسولش از کسی که پی ریزی کرد شالوده این کار را و پایه گذاری کرد عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَجَری فی ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَیْکمْ وَعلی اَشْیاعِکمْ بَرِئْتُ بر آن بنیانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پیروان شما بیزاری جویم اِلَی اللَّهِ وَاِلَیْکمْ مِنْهُمْ وَاَتَقَرَّبُ اِلَی اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکمْ بِمُوالاتِکمْ وَمُوالاةِ بدرگاه خدا و به پیشگاه شما از ایشان و تقرب جویم بسوی خدا سپس بشما بوسیله دوستیتان و دوستی وَلِیِّکمْ وَبِالْبَر آئَةِ مِنْ اَعْداَّئِکمْ وَالنّاصِبینَ لَکمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَر آئَةِ دوستان شماو به بیزاری از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بیزاری مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ از یاران و پیروانشان من در صلح و سازشم با کسی که با شما در صلح است و در جنگم با کسی که با شما حارَبَکمْ وَوَلِیُّ لِمَنْ والاکمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداکمْ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذی در جنگ است و دوستم با کسی که شما را دوست دارد و دشمنم با کسی که شما را دشمن دارد و درخواست کنم از خدائی که اَکرَمَنی بِمَعْرِفَتِکمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِیاَّئِکمْ وَرَزَقَنِی الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِکمْ مرا گرامی داشت بوسیله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزیم کند بیزاری جستن از دشمنانتان را اَنْ یَجْعَلَنی مَعَکمْ فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ یُثَبِّتَ لی عِنْدَکمْ قَدَمَ به اینکه قرار دهد مرا با شما در دنیا و آخرت و پابرجا دارد برای من در پیش شما گام صِدْقٍ فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکمْ راست و درستی (و ثبات قدمی ) در دنیا و آخرت و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسندیده شما عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثاری مَعَاِمامٍ هُدیً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِّ] در پیش خدا و روزیم کند خونخواهی شما را با امام راهنمای آشکار گویای [به حق ] مِنْکمْ وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّکمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذی لَکمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنی که از شما (خاندان ) است و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتی که شما نزد او دارید که عطا کند بِمُصابی بِکمْ اَفْضَلَ ما یُعْطی مُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَةً ما اَعْظَمَها به من بوسیله مصیبتی که از ناحیه شما به من رسیده بهترین پاداشی را که می دهد به یک مصیبت زده از مصیبتی که دیده براستی چه وَاَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِی الاِْسْلامِ وَفی جَمیعِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ اَللّهُمَّ مصیبت بزرگی و چه داغ گرانی بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمین خدایا اجْعَلْنی فی مَقامی هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْک صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ چنانم کن در اینجا که ایستاده ام از کسانی باشم که برسد بدو از ناحیه تو درود و رحمت و آمرزشی اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَماتی مَماتَ خدایا قرار ده زندگیم را زندگی محمد و آل محمد و مرگم را مرگ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبَرَّکتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَابْنُ آکلَةِ محمد و آل محمد خدایا این روز روزی است که مبارک و میمون دانستند آنرا بنی امیه و پسر آن زن الاَْکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلی لِسانِک وَلِسانِ نَبِیِّک صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ جگرخوار ( معاویه ) آن ملعون پسر ملعون ( که لعن شده ) بر زبان تو و زبان پیامبرت که درود خدا بر او وَآلِهِ فی کلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّک صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ و آلش باد در هر جا و هر مکانی که توقف کرد در آن مکان پیامبرت صلی اللّه علیه و آله اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْیانَ وَمُعوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْک خدایا لعنت کن ابوسفیان و معاویه و یزید بن معاویه را که لعنت بر اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدینَ وَهذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَآلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ ایشان باد از جانب تو برای همیشه و این روز روزی است که شادمان شدند به این روز دودمان زیاد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْک وَالْعَذابَ حضرت حسین صلوات اللّه علیه را خدایا پس چندین برابر کن بر آنها لعنت خود [ الاَْلیمَ ] اَللّهُمَّ اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلَیْک فی هذَاالْیَوْمِ وَفی مَوْقِفی هذا و عذاب دردناک را خدایا من تقرب جویم بسوی تو در این روز و در این جائی که هستم وَاَیّامِ حَیوتی بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّک وَآلِ و در تمام دوران زندگیم به بیزاری جستن از اینها و لعنت فرستادن بر ایشان و بوسیله دوست داشتن پیامبرت و خاندان نَبِیِّک عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ اَلسَّلامُ پیامبرت که بر او و بر ایشان سلام باد پس می گوئی صد مرتبه : اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ خدایا لعنت کن نخستین ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِک اَللّهُمَّ ستمگری را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرین کسی که او را در این زور و ستم پیروی کرد خدایا الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتی جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَشایَعَتْ وَبایَعَتْ وَتابَعَتْ لعنت کن بر گروهی که پیکار کردند با حسین علیه السلام و همراهی کردند و پیمان بستند و از هم پیروی کردند عَلی قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً برای کشتن آن حضرت خدایا لعنت کن همه آنها را پس می گوئی صد مرتبه : اَلسَّلامُ عَلَیْک یا سلام بر تو ای اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِک عَلَیْک مِنّی سَلامُ اللَّهِ ابا عبداللّه و بر روان هائی که فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد [ اَبَداً ] ما بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی همیشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد این زیارت را خداوند آخرین بار لِزِیارَتِکمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلی زیارت من از شما سلام بر حسین و بر علی بن الحسین و بر اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ فرزندان حسین و بر اصحاب و یاران حسین پس می گوئی : اَللّهُمَّ خُصَّ خدایا مخصوص گردان اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّی وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِیَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ نخستین ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولی را و سپس دومی و سومی و چهارمی را اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ خدایا لعنت کن یزید را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبیداللّه پسر زیاد و پسر مرجانه را وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبی سُفْیانَ وَآلَ زِیادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلی و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفیان و دودمان زیاد و دودمان مروان را تا یَوْمِ الْقِیمَةِ روز قیامت پس به سجده می روی و می گوئی : اَللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ حَمْدَ خدایا مخصوص تو است ستایش الشّاکرینَ لَک عَلی مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلی عَظیمِ رَزِیَّتی اَللّهُمَّ سپاسگزاران تو بر مصیبت زدگی آنها ، ستایش خدای را بر بزرگی مصیبتم خدایا ارْزُقْنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَک روزیم گردان شفاعت حسین علیه السلام را در روز ورود ( به صحرای قیامت ) و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت مَعَ الْحُسَیْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْه ِالسَّلامُ با حسین علیه السلام و یاران حسین آنانکه بی دریغ دادند جان خود را در راه حسین علیه السلام التماس دعا

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS