دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زیباترین عمل

به بندگانم بگو: سخنی بگویند که بهترین باشد.
زیباترین عمل
زیباترین عمل
زیباترین عمل

قال الله تعالی: «وَ قُلْ لِعِبادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»(اسراء/53)

خدای تبارک در قرآن کریم بندگان خود را به بهترین انتخاب دعوت می‌کند و می‌فرماید: همه‌ی دستورات من زیباست، ولی شما از میان آنها زیباترین را انتخاب کنید؛[1] چنان‌که در رفتار عادلانه می‌فرماید: عدالت زیباست، اما شما بکوشید بالاتر از عدالت قدم بردارید که احسان باشد.

«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ...»[2]

«خداوند به عدل و احسان فرمان مى‌دهد...»

عدل در برابر ظلم است؛ به این معناست که در اعمال و رفتارتان افراط و تفریط نباشد؛ اما احسان تفضل و زائد بر مقدار حقوق واجب است. به عبارتی در عدل، خیر در مقابل خیر و شر در مقابل شر است؛ اما در احسان، در برابر خیر بالاتر از آن و در برابر شر به کمتر از آن عمل می‌شود. به عنوان نمونه اگر کسی به جان، مال و خانواده‌ی دیگری تعدی و تجاوز کند، طرف مقابل که در حق آن تعدی شده می‌تواند به عدالت رفتار کند و به همان میزان به تجاوزگر ضرر برساند و با این نحو حق خود را بگیرد؛ اما اگر از گناه و لغزش او بگذرد، احسن و بالاتر از عدل عمل کرده و بدی را با خصلتی برتر و نیکوتر جواب داده و آن بدی را از خود دفع کرده است، تا حدی که با این عفو و بخشش دشمن او رفیق صمیمی وی می‌شود.[3] البته در احسان لزومی ندارد که رساندن خیر و منفعت ما به دیگران در برابر عمل آنها باشد؛ بلکه به صورت ابتدایی نیز می‌توانیم به دیگران احسان داشته باشیم. در همین زمینه خداوند در قرآن می‌فرماید:

به بندگانم بگو در هنگام سخن گفتن و رفتارشان نه تنها بدگویی نکنند و عمل زشت انجام ندهند؛ بلکه نیکوترین سخن و بهترین شیوه را انتخاب بکنند؛ زیرا ممکن است شیطان بین آنها اختلاف ایجاد کند؛[4] پس در گفتار، بهترین قول‌ها و در رفتار، بهترین فعل‌ها را برگزینند. به عبارتی بندگان خدا بهترین و زیباترین ادب را از خود نشان دهند.

تلاش قرآن بر این است که انسان را به اوج مقام‌های ممکن برساند؛ گرچه همه‌ی سالکان به آن مقصد نمی‌رسند؛ اما رسیدن به آن مقام متوقف و محدود به گروه خاصی نیست؛ لذا قرآن اصرار دارد به اینکه انسانِ صالح از نظر فضائل در یک حد معین توقف نکند و بکوشد تا به بالاترین درجه راه یابد.[5]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS