دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

No image
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

كلمات كليدي : سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي،توحيدي بدر، محمد سلامتي، بهزاد نبوي، محمد سلامتي، محسن آرمين، سيد مصطفي تاج زاده، هاشم آغاجري، جبهۀ دوم خردا

نویسنده : مهدی نظرپور , لطفعلی لطیفی

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از جمله گروه‌هایی است که در جبهۀ دوم خرداد، نقش اساسی ایفا می‌کند. این سازمان، از طریق اعضای کم شمار، ولی پرنفوذ خود، تأثیر فراوانی بر روند حرکت و استراتژی جبهۀ دوم خرداد و نیز تحولات جامعه داشته است.

مجاهدین انقلاب، از بدو شکل‌گیری رسمی تا به امروز بارها دچار تحولات اساسی شده‌اند. هویت این سازمان در حال حاضر با سازمانی که در 1358 ه‍.ش تشکیل شد، تفاوت اساسی دارد.

ویژگی اساسی اعضای کنونی سازمان این است که هیچ‌گاه در رأس مسایل قرار نگرفتند و همواره به صورت کارگردانان پشت صحنه به عنوان دستیار، معاون و نایب رئیس به شکل «دولت سایه» عمل کردند.

الف) سابقۀ تاریخی

در بین سال‌های 1349 تا 1357 ه‍.ش هفت گروه مبارز با نظرات و دیدگاه‌های نزدیک به هم در نقاط مختلف کشور و به طور همزمان در حال مبارزه علیه رژیم شاه بودند. این هفت گروه عبارت بودند از: امت واحده، توحیدی بدر، توحیدی صف، فلاح، فلق، منصورون و موحدین.

وجود مشترکاتی مانند اعتقاد به تشکیل حکومت اسلامی، رهبری امام خمینی (ره)، مبارزۀ مسلحانه علیه رژیم شاه و مخالفت با سازمان مجاهدین خلق و نیز تأکید امام خمینی (ره) بر وحدت گروه‌های مبارز سبب گردید این هفت گروه به علاوه اعضای فعّالِ مسلمانِ جدا شده از سازمان مجاهدین خلق، در هفتم فروردین 1358 ه‍.ش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دهند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، اولین گروه منسجم سازمان یافته پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود که برخی از اعضای آن در تشکیل سپاه، کمیتۀ انقلاب اسلامی، مبارزه با گروه فرقان و افشا و خنثی سازی توطئۀ کودتای نوژه نقش مؤثر داشتند.

ب) اختلافات درونی و انحلال

اختلافات درونی این سازمان در سال 1358 در مورد دو مسأله بروز کرد. مسألۀ اول، انتشار اطّلاعیه به مناسبت روز کارگر بود که عده‌ای بر این اعتقاد بودند که هر نوع توجه به کارگر در روز جهانی کارگر که ملهم از اندیشه‌های مارکسیستی است، نوعی التقاط است. دومین اختلاف در مورد التقاطی، بدعت گذار ویا متفکر و مصلح بودن دکتر علی شریعتی بود.امام (ره) با پیشنهاد اعضای این سازمان آیت الله حسین راستی کاشانی را به عنوان نمایندۀ خود در سازمان منصوب کرد.با ورود نمایندۀ امام (ره) به سازمان، اختلافات به شکل دیگری آغاز شد. و آن در حدودِ وظایف و اختیارات نمایندۀ امام (ره) بود که در نتیجه سه دیدگاه در سازمان به وجود آمد:

1- دیدگاهی که معتقد به ارجحیت حکم حزبی و سازمانی بر نظرات فقهی نمایندۀ امام (ره) بودند. این گروه شامل بهزاد نبوی، محسن آرمین، مصطفی تاج‌زاده، هاشم آغاجری و محمد سلامتی می‌شد.

2- دیدگاه راست که معتقد به ولایت تام وی در سازمان بودند. این گروه شامل آقایان محمدباقر ذوالقدر، حسین فدایی و علی عسگری بود.

3- دیدگاه میانه و بی‌طرف که معتقد بودند هیچ راه‌حلی برای تفاهم دو جناح وجود ندارد. از این رو، خواستار انحلال سازمان شدند.مانند آقایان محسن رضایی و مرتضی الویری.

سرانجام در سال 1365 ه‍.ش آیت الله راستی کاشانی از نمایندگی امام (ره) استعفا داد و سازمان را نیز منحل نمود.

ج) تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و مواضع آن

در سال 1370 ه‍.ش اعضای استعفا داده سازمان قبلی، شامل بهزاد نبوی، محمد سلامتی، محسن آرمین، سید مصطفی تاج‌زاده، هاشم آغاجری و... به عنوان «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران» به طور رسمی از وزارت کشور اجازه فعّالیّت گرفتند. دبیر کل این سازمان، محمد سلامتی است و از آن تاریخ تا کنون این سازمان با حاکمیت کامل جناح چپ و استراتژی جدید به کار خود ادامه می‌دهد.

این سازمان تاکنون عضوگیری نکرده و تنها از سال 1373 تا اوایل 1381ه‍.ش هفته نامۀ سیاسی – اجتماعی «عصر ما» را که ارگان رسمی این سازمان بود منتشر کرده است.

در سال 1376در پی حمایت این سازمان از نامزدی آقای خاتمی، پایگاه اجتماعی این گروه افزایش یافت؛ چنانچه در انتخابات مجلس ششم دو نفر از کاندیداهای این سازمان از تهران به مجلس راه یافتند.

مواضع این گروه پس از تجدید حیات در سال 1370 ه‍.ش بیشتر انتقاد از برخی عملکردهای دولت آیت الله هاشمی رفسنجانی و جناح راست بود.

پس از دوم خرداد 1376 ه‍.ش این سازمان به عنوان بخشی از جبهۀ دوم خرداد از شعارهای جامعۀ مدنی، توسعۀ سیاسی و فرهنگی، رقابت سیاسی احزاب و گروه‌ها حمایت کرده است. آنان با تعطیلی نشریات زنجیره‌ای مخالفت کرده آن را غیرقانونی دانستند. هم چنانکه پس از انحلال نهضت آزادی و محکومیت 21 نفر از اعضای آن، رأی دادگاه را محکوم کرد.

بالاخره در تاریخ 29/3/1381 هاشم آغاجری طی سخنانی ابراز داشت سلسله مراتب

و تشکیلات روحانیت تحت تأثیر کلیسای کاتولیک شکل گرفته است او همچنین از مقلّدین

مراجع تقلید، تعبیر به میمون کرد. (برگرفته از کتاب جریان شناسی، مهدی نظرپور و لطفعلی لطیفی)

مقاله

نویسنده مهدی نظرپور , لطفعلی لطیفی
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
Powered by TayaCMS