دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سجایاى اخلاقى

No image
سجایاى اخلاقى

سجایاى اخلاقى

در این زمینه به نقل، دو داستان از «فضائل اخلاقىِ» ملاّ عباس تربتى، تبرّک مى جوییم:

شکیبایى گاهى مواقع برخى از هم ولایتى هاى آخوند، سهمیه آب وى را قطع کرده و به زمین خود مى بستند. حاج آخوند پس از تحقیق، مشاهده مى کرد که دیگرى آب را به زمین خود باز کرده است بدون هیچ پرخاش و عصبانیتى، به آن شخص مى فرمود:

«هر وقت زمین شما آب خورد، آب را باز کنید که پایین بیاید.»([39])

تقو در سال هاى جنگ بین المللى اوّل (1297 ـ 1293 ش) علاوه بر قحطى، بیمارى هاى متعدّدى مثل وبا و آنفلوانزا ایجاد شده بود. در خانواده حاج آخوند به جز کدبانوى آن، مابقى به بیمارى مبتلا شده بودند که در پایان، کودک خردسال وى نیز از دنیا رفت.

دکتر ضیاءالاطباء ـ که از مریدان خاصّ آخوند بود ـ پس از آگاهى از بیمارى و فقر غذایى و اقتصادى این خانواده، یک روز به عیادت آنان آمده و مبلغى پول را کنار بستر حاج آخوند مى گذارد. ایشان مى پرسد:

این چیست؟

ـ پولى است که شخصى براى مصارف این چند بیمار، داده و از وجوهات شرعیه نیست.

ـ چه کسى داده است؟

ـ فلان شخص داده است و به من سپرده که نگویم امّا چون پرسیدید، ناچار شدم که بگویم!

حاج آخوند که آن شخص را مى شناخت، در حالى که اشک از دیدگانش جارى بود، فرمود:

«حضرت آقا! در این قحطى، که مردم از گرسنگى مى میرند، این آدم عروسى راه انداخت و از مشهد مُطرب زنانه آورد و مبلغ ها صرف عرق و شراب کرد و داد مردم مسلمان خوردند!»

سپس فرمود:

«آیا شما روا مى دانید که من از چنین آدم، پول قبول بکنم؟ من راضى هستم بمیرم و از چنین کسان، نوشدارو نگیرم!»

دکتر که سخت منقلب شده و به گریه افتاده بود، پول را برداشت و به صاحبش بازگرداند.([40])

دعوت به نیکى

آخوند ملاّ عباس تربتى در راستاى گسترش«معروف» و محو «منکر»، از شیوه هاى متعددى بهره مى گرفت که به چند نمونه آن اکتفا مى شود:

تکریم انسانیّت

روزى که وى براى معالجه دخترش به نزد پزشک رفته بود، مشاهده کرد خانم بیمارى براى بار دوم پیش دکتر آمده و بین آنان چنین گفت و گویى رخ داده است:

ـ نسخه سابق کو؟

ـ نسخه را خوردم.

ـ یعنى کاغذ را جوشاندى و خوردى؟!

ـ آرى.

ـ حیف آن نانى که شوهرت به تو مى دهد!

حضّار از این مسئله به خنده درآمدند پزشک مجدّداً براى او نسخه اى نوشته و به او فهماند که داروها را از عطّارى بگیرد و بخورد، نه نسخه را. ساعتى بعد از این ماجرا ـ که همه بیماران معالجه شده و رفته بودند ـ حاج آخوند پس از دعا در حقّ پزشک، براى معالجه فرزندش، چنین گفت:

«مى خواستم خدمت شما عرض کنم آن کلمه اى که به آن زن گفتید و زن هاى دیگر خندیدند، آن زن در میان بقیه شرمسار شد خوب نبود.»([41])

اصلاح نه افساد

در دهه عاشوراى یکى از سال ها، واعظى بالاى منبر به استاندار خراسان حملات شدیدى کرد... تا این که در جلسه اى خصوصى، ملاّ عباس مؤدّبانه از آن واعظ پرسید:

شما چرا در بالاى منبر از اشخاص، با ذکر نامشان، به بدى یاد مى کنید؟

وى در پاسخ گفت: براى نهى از منکر.

ملا عباس گفت: در کجا این دستور داده شده که بالاى منبر، کسى را به نام بد بگویید آن هم نسبت به امرى که صحّت آن ثابت نشده است؟!... و اگر فرضاً آن شخص مرتکب گناهى هم شده باشد همین که در بالاى منبر آبرویش برود، در مقام لجاجت و ستیز بر مى آید.

و در ادامه فرمود:

کسى که حاکم جایى مى شود، اشخاص مختلفى از او توقّعاتى دارند هر گاه به منافع آن ها زیانى برسد یا توقّعات آنان برآورده نشود، ممکن است به او نسبت هاى ناروایى بدهند و از طریق امثال شما و از این راه (منبر)، از او انتقام بکشند. البته چه بسا آن حاکم و مسئول هم آدم خوبى نباشد و گناهانى داشته باشد امّا این افراد شاکى هم معلوم نیست که عادل و راستگو باشند.

آن واعظ گفت: آخر همه مى گویند.

مرحوم حاج آخوند گفت: مگر آنچه همه مى گویند، صحیح و حجّت است...

در پایان هم، چنین به روشنگرى پرداخت:

ممکن است یک نفر چیزى به دروغ بگوید و در دهان مردم اندازد و آن ها نیز آن مطلبِ بى اساس را بازگو کنند. بنابراین، هرگاه خودتان چیزى را دیدید یا دو شاهد عادل نزد شما گواهى دادند، در آن صورت قبول کنید... آن گاه فاعل منکر را در خلوت نصیحت کنید و اگر نپذیرفت، بر اساس شرایط ]دینى و اجتماعى [از آن منکر جلوگیرى کنید...([42])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS