دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سد ابواب

No image
سد ابواب

كلمات كليدي : تاريخ، پيامبر اكرم (ص)، حضرت علي (ع)، مسجد النبي، سد ابواب

نویسنده : يدالله حاجي زاده

ساخت مسجد در شهر مدینه از نخستین اقدامات رسول ‌خدا(ص) پس از هجرت به این شهر است. همزمان با ساخت مسجدی که بعدها «مسجدالنبی» نامیده شد، حجره‌هایی برای سکونت پیامبر(ص) و برخی از همسران آن حضرت متصل به مسجد ساخته شد. پس از مدتی، برخی از صحابه که توانایی داشتند حجره‌ای در کنار مسجد ساختند. این حجرات علاوه بر دری که به سمت بیرون داشتند، دری نیز به سمت مسجد داشتند و در وقت نماز، صاحبان حجرات از این درها وارد مسجد می‌شدند و دوباره از همان در به خانه‌هایشان برمی‌گشتند. رسول اکرم(ص) در سال سوم هجری به امر الهی مأمور شد همه آن درها را غیر از در حجره علی(ع) ببندد. عده‌ای از صحابه ناراحت شدند و به پیامبر اعتراض کردند. آن حضرت اعلام کرد که خداوند او را به این کار، مأمور کرده و این اقدام، خودسرانه نبوده است.

احادیث سد ابواب

از زید بن ارقم روایت شده است که خانه عده‌ای از صحابه رسول‌خدا(ص) درهایی به سوی مسجد داشتند. روزی حضرت فرمود که این درها غیر از در خانه علی(ع) را ببندید. مردم در این‌باره اعتراض کردند. حضرت که متوجه سخنان مردم شده بود، فرمود: «من مأمور بستن این درها غیر از در خانه علی(ع) شده‌ام. شما در این‌باره سخنانی گفتید. به خدا سوگند! من از پیش خودم به بستن یا گشودن دری دستور ندادم. من به وظیفه‌ای مأمور شدم و از آن تبعیت کردم.»[1]

در حدیثی دیگر آمده است که رسول‌ خدا(ص) درهای مردم را به سمت مسجد بست و فقط در حجره علی(ع) را باز گذاشت. برخی از مردم به باز ماندن در حجره او اعتراض داشتند، حضرت فرمود: «من آن را باز نگذاشتم. خداوند دستور داد که باز بماند.»[2] در موردی دیگر آمده است که پیامبر در جواب اعتراض معترضان فرمود: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! من این درها را نبستم و نگشودم، بلکه خداوند آنها را بست.» سپس پیامبر این آیات را خواند:[3]

« وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‌ ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَ ما غَوى‌... إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحى.»[4]

در منابع آمده است که حمزة بن عبدالمطلب با حالتی گریان نزد رسول‌خدا(ص) آمد و گفت: «عمو را بیرون می‌کنی و پسر عمو را جای می‌دهی؟» پیامبر(ص) فرمود: «من جای نمی‌دهم، بلکه خداوند او را جای داده است.»[5] این حدیث نشان می‌دهد که حمزه عموی پیامبر، حجره‌ای کنار مسجد داشته و ناراحت است از اینکه در حجره‌اش به طرف مسجد بسته شده و تنها در حجره علی باز مانده است. رسول‌ خدا(ص) در جواب عمویش این امر را خواست الهی معرفی می‌کند.

منابع احادیث سد ابواب

این احادیث در بسیاری از کتابها و با اسناد مختلف ذکر شده‌ است. ابن شهر آشوب این روایات را با نقل‌های مختلف و از راویان گوناگون ذکر کرده است. [6]

ایشان می‌نویسد که حدیث سد ابواب را حدود 30 نفر از صحابه، مانند: زید بن ارقم، سعد بن ابی‌وقاص، ابوسعید خدری، ام‌سلمه، ابورافع و ... روایت کرده‌اند.[7] ابن‌بطریق در فصل بیستم کتابش تحت عنوان «‌فی سد الابواب من المسجد الا باب علی(ع)»، یازده حدیث را با اسناد مختلف در این باره ذکر کرده است.[8] قندوزی در ینابیع‌الموده در باب 17 تحت عنوان «‌فی سد ابواب المسجد الاباب علی(ع)» احادیث زیادی با اسنادهای مختلف نقل کرده است.[9] علامه مجلسی می‌نویسد: روایات سد ابواب از روایات متواتر شمرده می‌شوند.[10]

علامه امینی در الغدیر قبل از ذکر این احادیث می‌نویسد: «پیشوایان اهل سنت با اسانید صحیح و فراوان از جمعی از صحابه ـ که تعداد آنها به حدی است که تواتر این حدیث را ثابت می‌کند ـ آن را نقل کرده‌اند.»[11] ابن‌عساکر این احادیث را در کتاب «ترجمه امام علی بن ابی‌طالب(ع)» ج1 در حدود 30 صحفه ذکر کرده است.[12] از دیگر منابعی که این احادیث را در کتاب‌های خویش آورده‌اند می‌توان به کتب ذیل اشاره کرد: نسائی در سنن الکبری،[13]طبرانی در المعجم الاوسط،[14]ابن ابی‌الحدید در شرح نهج البلاغه،[15] خطیب بغدادی در تاریخ بغداد.[16]حدیث مذکور در بسیاری دیگر از کتاب‌های اهل سنت و شیعیان ذکر شده است.

جعل حدیث به نفع ابوبکر

در مقابل حدیث سد ابواب که در فضیلت علی(ع) است، عده‌ای از اهل سنت، حدیثی را ذکر می‌کنند و قائل‌اند که پیامبر(ص) هنگام وفاتش دستور داد همه درهایی که به طرف مسجد باز است بسته شود، مگر باب ابی‌بکر. [17] در برخی از منابع اهل سنت آمده است که پیامبر(ص) فرمود:

«سدوا عنی کل خوخه فی المسجد غیرخوخه ابی‌بکر.»[18]

برخی از همین افراد از این حدیث، این‌گونه بهره‌برداری کرده‌اند که پیغمبر(ص) ابوبکر را جانشین خویش معرفی کرده است. ابن‌حبان می‌نویسد: «پیامبر(ص) با صدور این حدیث درباره ابوبکر، طمع دست‌یابی به خلافت را از دیگران گرفت.»[19]

این توضیح، لازم است که راویان حدیث سد ابواب و خوخه در باره ابوبکر به صحت حدیث سد ابواب درباره حضرت علی(ع) معتقدند و می‌گویند که این دو گروه از احادیث با یکدیگر تنافی ندارند.

ابن‌کثیر پس از نقل حدیث سد ابواب درباره علی(ع) می‌نویسد: «و این منافاتی ندارد با آنچه در صحیح بخاری ثابت شده است که پیامبر(ص) در مرض موتش به بستن درهای منتهی به مسجد، مگر باب ابی‌بکر صدیق دستور فرمود؛ چرا که در زمان حیات پیامبر(ص)، فاطمه(س) چون می‌خواست به دیدار پدرش برود و برای رعایت حال او، این باب باز بود؛ اما بعد از وفاتش این علت از بین رفت و احتیاج شد که باب ابوبکر باز شود؛ چرا که وی(به عنوان خلیفه) می‌خواست به مسجد بیاید و با مردم نماز بخواند.»[20]

نکته‌ای که اینجا به نظر می‌رسد این است که اگر قبلا رسول‌ خدا(ص) دستور بستن همه درها غیر از در خانه علی را به طرف مسجد داده بود؛ بنابراین زمان مرض موت حضرت، دری جز در خانه علی(ع) باز نبوده است که حضرت بخواهد دستور دهد همه درها را ببندید؛ مگر باب ابی‌بکر را؛ مگر بخواهیم «خوخه» را به معنای دیگر بگیریم که البته این احتمال هم بعید است. عموم راویان حدیث خوخه، معتقدند که خوخه، دری بوده است که ابوبکر هنگام نماز از این در وارد مسجد می‌شد.

باید توجه داشت که اهل سنت به تعارض این دو گروه از احادیث کاملا واقف‌اند؛ مگر اینکه عده‌ای از آنها در صدد توجیه برآمده ‌باشند تا به نحوی، احادیث دربارۀ ابوبکر را نیز صحیح جلوه دهند؛ اما برخی دیگر، تنها به تنافی این دو گروه از احادیث اشاره دارند. قاضی نعمان به نقل از ابن‌حجر می‌نویسد: ظاهر احادیثی که به «سد ابواب الا باب ابوبکر» اشاره دارند با احادیث دیگر درباره علی(ع) مخالف است.[21]

ابن ابی‌الحدید معتقد است، حدیث سد ابواب درباره ابوبکر از مجعولات «بکریه» است. وی می‌نویسد: «بکریه اتباع ابی‌بکرند و آنان همان کسانی‌اند که در مقابل احادیثی که شیعیان دربارۀ علی روایت می‌کردند، احادیثی ساختند؛ مثلا در برابر حدیث الاخاء، حدیث "لو کنت متخذا خلیلا ..." و در برابر حدیث سد ابواب که دربارۀ علی(ع) صادر شده است. همین حدیث را دربارۀ ابی‌بکر بیان کردند.»[22]

سد ابواب دیگران فضیلتی مهم برای علی(ع)

ابن‌بطریق در حدیثی به نقل از نافع، غلام عمر می‌نویسد: به ابن‌عمر گفتم: «چه کسی پس از رسول ‌خدا(ص) از همه برتر است؟» گفت: «به تو چه ربطی دارد، ای بی‌مادر!» سپس گفت: «استغفرالله! بهترین آنها پس از پیامبر، کسی است که هر آنچه بر خودش حلال بود بر او نیز حلال بود[23] و هر آنچه بر خودش حرام بود بر او نیز حرام بود.» گفتم: «او چه کسی است؟» گفت: «علی(ع).» سپس گفت: «پیامبر درهای مسجد را بست؛ مگر باب علی(ع) را و به او گفت که هر آنچه در این مسجد بر من جایز است بر تو نیز جایز است. ... تو وارث من و وصی من هستی، دین مرا ادا می‌کنی... .»[24]

این حدیث هم به نحوی ادعای قائلان حدیث سد ابواب درباره ابوبکر را رد می‌کند. ابن‌بطریق پس از نقل این حدیث به نقل از یحیی بن حسن می‌نویسد که خداوند در اینجا فرق بین علی و دیگران را آشکار کرده است. خداوند متعال نیز می‌فرماید:«انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس ... .»[25]

ابن‌عساکر در حدیثی دیگر به نقل از علاء بن عرار از پدرش چنین نقل می‌کند که به عبدالله بن عمر گفتم: «دربارۀ علی(ع) و عثمان چه می‌گویی؟» عبدالله گفت: «اما علی، کسی دربارۀ او سؤال نکند؛ به منزلت او نزد پیامبر(ص) نگاه کن. پدرم می‌گفت: "پیامبر، ما را از مسجد بیرون کرد؛ مگر علی(ع) را"» و ابن جعفر گفت: «پیامبر درهای ما را که به سوی مسجد باز می‌شد بست و در علی(ع) را باز گذاشت.»[26]

حدیث سد ابواب، فضیلتی انحصاری برای علی(ع) بود که بسیاری حسرتِ آن را به دل داشتند. حاکم نیشابوری پس از نقل حدیث سد ابواب و بیان این نکته که این حدیث صحیح‌الاسناد است، می‌نویسد:« از عمر بن خطاب نقل شده است که به علی‌(ع) سه خصلت عطا شد که دوست داشتم یکی از این سه خصلت برای من بود. به او گفتند: «این سه خصلت چیست؟» «گفت: 1. فاطمه را به ازدواج علی(ع) درآورد؛ 2. او را در مسجد سکونت داد و حلال کرد برای او آنچه برای خودش حلال بود؛ 3. پرچم را در روز خیبر به دست علی داد.»[27]

برخی همین حدیث را از عبدالله بن عمر روایت کرده‌اند. قاضی نعمان می‌نویسد: «از عبدالله بن عمر روایت شده است که گفت: "به علی سه منقبت عطا شد که اگر یکی از آنها برای من بود، نزد من محبوب‌تر از شتران سرخ مو بود: 1. فاطمه(س) را به ازدواج او در آورد که حسن و حسین(علیهما السلام) از او متولد شدند؛ 2. روز خیبر، پرچم را به او داد بعد از اینکه گفت: “ پرچم را فردا به دست کسی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند.” 3. در]خانه[های همه مردم را به سوی مسجد بست، غیر از در (خانه) او را ... ."»[28]

بسته‌شدن درهای دیگران به مسجد، فضیلتی است که علی در روز شورا[29] به آن استناد کرد و در این‌باره از دیگران اقرار گرفت. آن حضرت در روز شورا فرمود: «آیا در میان شما کسی هست که کتاب الهی، او را پاک دانسته باشد[30] تا جایی که پیامبر، ابواب همه مهاجران را به مسجد بست و باب من را باز گذاشت... .»[31] این حدیث از طرق گوناگون و زیاد و به وسیله راویان موثق نقل شده است.[32]

یکی از منکران این حدیث، ابن‌تیمیه است. او این حدیث را از مجعولات (ساخته‌های) شیعیان می‌داند.[33] بدون شک، تعصب و دشمنی وی با شیعه، سبب انکار حقایق فراوانی درباره امام علی(ع) و شیعیان شده است که البته این مورد هم یکی از آن موارد است. این حدیث در اکثر جوامع روایی اهل سنت و با اسناد فروان نقل شده است؛ به حدی که می‌توان درباره آن، ادعای تواتر داشت؛ اما ابن‌تیمیه به راحتی آن را انکار کرده است. جمله‌ای که ابن‌حجر درباره کور دلی و گمراهی ابن‌تیمیه گفته است، می‌تواند تا حدی، حقیقت را آشکار کند. ابن‌حجر می‌نویسد: «ابن‌تیمیه، بنده‌ای است که خداوند، او را ترک کرده و گمراه و کور و کرش ساخته و ذلیل کرده است.»[34]

در پایان بد نیست یک بیت از شعر شاعر بزرگ عرب، «میری» درباره سد ابواب ذکر کنیم.

فقیل له اسدد کل باب فتحته سوی باب ذی التقوی علی فسددا.[35]

ترجمه: به پیامبر(ص) دستور رسید که همه درها را ببندد؛ مگر در صاحب تقوا و پرهیزگاری، علی(ع) را و این دستور الهی انجام شد.

مقاله

نویسنده يدالله حاجي زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS