دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سر هم آوایی روز غدیر با شب قدر

اول: سرّ هم آوایى «روز غدیر» با «شب قدر» همانا هماهنگى و همتایى مظروف آن دو، یعنى قرآن و ولایت است که ظرف‌ها را همسان ساخته است.
سر هم آوایی روز غدیر با شب قدر
سر هم آوایی روز غدیر با شب قدر
نویسنده: آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

اول: سرّ هم آوایى «روز غدیر» با «شب قدر» همانا هماهنگى و همتایى مظروف آن دو، یعنى قرآن و ولایت است که ظرف‌ها را همسان ساخته است. آن‌چه در وجود علمى قرآن کریم است، در وجود عینى انسان کامل معصوم علیه السلام است. اگر آن کتاب الهى موصوف به: «لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه» است، این امام معصوم [نیز] متصف به آن است؛ امام معصوم از قرآن خبر مى‌دهد و خداوند درباره آن کتاب آسمانى چنین فرمود: «اذا قرى‌ء القرآن فاستمعوا له وأنصتوا».

دوم: قرآن مجید معصوم از هر نقص و مصون از هر عیب است، لذا قائم به نفس و قیم جامعه بوده و به ملت اقوم هدایت مى‌کند: «ان هذا القرآن یهدى للتى هى أقوم» امام معصوم که در بامداد غدیر کسوت «هذا على مولاه» پوشید، تا شامگاه معاد به عنایت خداوند وابسته بوده و در هدایت محتاج بشرى نبوده و هماره قیم معنوى جوامع بشرى است: «انما الائمةً قوام الله على خلقه وعرفاؤه على عباده ولا یدخل الجنةً الا من عرفهم و عرفوه ولا یدخل النار لا من أنکرهم و أنکروه»: کسى که اهل‌بیت وحى را که غدیریان خداى قدیرند، به رسمیت بشناسد و مورد شناسایى آن ذوات نورانى قرار بگیرد، وارد بهشت مى‌شود، وگرنه گرفتار دوزخ خواهد شد و این مطلب سامى یکى از چند معناى «قسیم الجنة و النار» بودن پرچمداران غدیر است.

سوم: راز رهبرى قرآن به اتحاد، همانا متحد بودن تمام آیات مکى و مدنى آن است که قریب به ربع قرن متناوباً نازل شد و هیچ اختلافى بین اصول و فروع، جهان‌‌بینى، جهان‌‌دارى و جامعه‌‌‌‌پرورى، عبادات، احکام، عقود و ایقاعات آن نیست: «أفلا یتدبرون القرآن ولو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً». همین رمز در امام معصوم علیه السلام که منصوص خدا و منصوب روز غدیر است، وجود دارد، لذا هر امام سابق، مبشر لاحق و هر امام لاحق، مصدق سابق است؛ چنانچه تمام عقاید، اخلاق و اعمال هر کدام منسجم و هماهنگ است و آفت اختلاف نه در درون آنها و نه در بیرون آنان رخنه نمی‌‌کند. کلام امیرمؤمنان که ساحت غدیر به نام آن حضرت علیه‌السلام رقم خورد و متبرک شد، چنین است: «...و لیس رجل فاعلم احرص على جماعة امة محمد ـ صلى الله علیه و آله وسلم ـ و اُلفتهاء منى ابتغى بذلک حسن الثواب وکرم المآب».

هیچ کس نسبت به وحدت امت اسلامى از صاحب غدیر علاقه‌‌مندتر نیست؛ زیرا نه کسى مانند آن حضرت در این‌‌باره علم صائب دارد و نه کسى در این جهت عمل صالح. احاطه علمى آن حضرت به آثار سوء اختلاف را می‌‌توان از کلام نورانى آن حضرت استنباط نمود: «‌‌فایاکم والتلون فى دین الله فان جماعةً فیما تکرهون من الحق خیر من فرقة فیما تحبون من الباطل وان الله سبحانه لم یعط أحداً بفرقةٌ خیراً ممن مضى ولا ممن بقى.» آنچه از این بیان جامع برمی‌‌آید، این است که سنت الهى که در گذشته و حال و آینده مساوى است، همانا حق، صدق، خیر و حسن بودن انسجام اسلامى و باطل، کذب، شر و قبیح بودن اختلاف است.

چهارم: همتایى قرآن و غدیر که نماد عترت ائمه اطهار علیهم السلام است، در امور فراوانى است که بارزترین آنها حیات بخشى این دو ثقل خواهد بود؛ زیرا درباره قرآن که عنصر اصلى دعوت حضرت ختمى نبوت است، چنین آمد: «‌‌‌‌یا أیها الذین آمنوا استجیبوا ‌ وللرسول اذا دعاکم لما یحییکم واعلموا أن الله یحول بین المرء وقلبه وأنه الیه تحشرون» و درباره امامت از حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم چنین رسید: «‌‌‌‌من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة».

جریان غدیر سلسله جنبان ولایت است، لذا اسامى مبارک امامان معصوم علیهم‌‌‌‌السلام حتى حضرت مهدى موجود موعود در احتجاج طبرسى در آن یافت می‌‌شود. حیات برین انسان که حوزه کرامت به آن اختصاص دارد و قلمرو خلافت الهى مختص آن می‌‌باشد، با کوثر وحى و امامت تأمین می‌‌شود. سر تقابل بین زنده و کافر در آیه «لینذر من کان حیاً ویحق القول على الکافرین» همین است و راز زنده دلى انسان به حکمت که در کلام نورانى امیرمؤمنان علیه‌‌‌‌السلام آمده است که: «...الحکمة التى هى حیاة للقلب المیت و بصر للعین العمیاء...» همین خواهد بود؛ چنان که آن حضرت در کلام دیگر فرمودند: «أحى قلبک بالموعظة».

پنجم: قرآن و غدیر که متن امامت است و ولایت دوازده معصوم علیهم السلام شرح آن می‌‌باشند، هر دو جهانی‌‌اند، هر چند گروه خاصى از آنها بهره‌‌مندند. گستره جهانى بودن قرآن را از آیات فراوانى مانند: «للعالمین نذیراً،» «ذکرى للبشر»، «کافة للناس» و «رحمة للعالمین» می‌‌توان استفاده نمود، چنانچه تلازم حوزه وحى و نبوت نیز شاهد همین گستردگى است. پهنه عالمى بودن امامت انسان کامل معصوم غدیرى را می‌‌توان از بیان نورانى آن حضرت علیه السلام که فرمود: «إ‌‌ن‌الله جعلنى اماماً لخلقه ففرض على التقدیر فى نفسى ومطعمى و مشربى و ملبسى کضعفاء الناس کى یقتدى الفقیر بفقرى ولا یطغى الغنى غناه» استظهار کرد؛ زیرا سخن از امامت آن حضرت براى مخلوق خداست نه خصوص مسلمان.

جهانى بودن قرآن از دو منظر قابل ارزیابى است: یکى دعوت همگان به اسلام و ارائه ادله جهانى و دیگرى اداره جهان در کیفیت برخورد مسلمانان با اقوام و مللى که بر اثر قصور یا تقصیر اسلام را نپذیرفتند.

بررسى آیاتى که اتحاد و انسجام را در سه سطح محلى، منطقه‌‌اى و بین المللى لازم دانسته و براى هر کدام حکم خاص صادر فرمودند، شاهد گویاى مدعاى یاد شده است. غدیر که ساحت امامت است، باید اتحاد و انسجام اسلامى در سطوح سه‌‌گانه مزبور را طراحى، برنامه‌‌ریزى و اجرا نماید تا دو ثقل به جا مانده از حضرت ختمى نبوت صلى الله علیه و آله و سلم، جهانى شدن اسلام را به هر دو منظر عرضه کنند.

ششم: غدیر که مهبط امامت است، همانند لیلةالقدر که مهبط وحى است، از اعیاد برجسته اسلامى است. عید بودن فطر و اضحی و جمعه براى عبادت ویژه‌‌اى است که در آن ایام‌‌الله‌ مطرح است. نیایش مأثور این روز سپاس خدایى است که ولایت را همانند قرآن حبل متین قرار داد اولاً، و انزال آن را مرز صقع ربوبى و بارگاه ملکوت به کارگاه ناسوت همسان قرآن مجید به‌‌صورت آویختن قرار داد نه انداختن ثانیاً، و یک طرف این حبل ناگسستنى را همتاى قرآن کریم به دست خود گرفت و طرف دیگر آن را در دسترس خاک نشینانى چند قرار داد ثالثاً، و اعتصام آن را همانند دستاویز ساختن عروةالوثقاى قرآن حکیم مایه نجات اعلام فرمود رابعاً، و دستور روز غدیر را دعاى «‌‌‌‌‌‌‌‌الحمدلله ‌ الذى جعلنى من المتمسکین بولایة مولانا امیر المؤمنین علیه السلام والائمة من اهل البیت علیهم السلام» از یک سو و عقد اخوت که نماد اتحاد ملى و انسجام اسلامى است، از سوى دیگر قرار داد خامساً.

هفتم: اهتمام به غدیر که تجلى امامت است، هم به لحاظ خود ولایت است که از اصول رصین و مرصوص مذهب است و هم به لحاظ شرط قبول توحید از یک سو و باب علم نبوت بودن از سوى دیگر است که آن دو همانند معاد از اصول بى‌بدیل و اولى دین‌‌اند. امیرمؤمنان حضرت على بن ابى‌طالب علیه‌السلام فرمود: «ان للا اله الا الله شروطاً، وانى و ذریتى من شروطها». و آنچه از حضرت علی‌‌ بن‌‌ موسى‌الرضا علیه‌السلام در حدیث معروف «سلسلة‌‌الذهب» یاد شده، مصداقى از اصل جامع ولایت است؛ به طورى که بدون اعتقاد به امامت اهل‌‌بیت عصمت علیهم‌‌‌‌السلام، نه توفیق توحید تام حاصل می‌‌شود و نه تحصیل علوم نبوى میسور خواهد بود.

سرّ کامیابى طبرستان در معارف وحیانی‌، داشتن شرط توحید و ورود از باب مأذون است. ممکن است کسى ظاهراً بدون پذیرش امامت به علوم صاحب رسالت دستبرد بزند، لیکن مالک آن علم نخواهد شد و دانش مسروق وى سودمند نمی‌‌باشد. آنکه باب علوم نبوت است، چنین فرمود: «...نحن الشعار و الاصحاب والخزنة و الابواب، ولا تؤتو البیوت الا من ابوابها. فمن أتاها من غیر ابوابها، سُمّى سارقاً.» اثر ضرورى شرط توحید و باب علم بودن، این است که شخص غیر معتقد به امامت معصومان علیهم‌السلام، وارد حصن أمن نشد و از امنیت طرفى نخواهد بست؛ چنانچه وارد مدینه علم که همان مدینه فاضله الهى است، نمی‌‌شود و از «‌‌‌‌آیه محکمه» و «‌‌‌‌فریضه عادله» و «‌‌‌‌سنت قائمه» که تثلیث معهود نبوى و ولوى است، بهره نخواهد برد؛ هر چند مفاهیمى را به ذهن بسپارد؛ زیرا نه اجر رسالت را پرداخت: «‌قل لا أسئلکم علیه أجراً الا المودة فى القربى» و نه به پایه اسلام ایمان آورد: «‌‌‌‌‌‌‌‌لکل شی‌‌ء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البیت».

مقاله

نویسنده آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS