دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سرچشمه قدرت امام: کاریزما یا متافیزیک؟!

تحول در مفهوم قدرت در دستگاه اندیشه امام خمینی(ره)
سرچشمه قدرت امام: کاریزما یا متافیزیک؟!
سرچشمه قدرت امام: کاریزما یا متافیزیک؟!
نویسنده: روح الامین سعیدی

تحول در مفهوم قدرت در دستگاه اندیشه امام خمینی(ره)

ممکن است چنین ادعا شود که حضرت امام خمینی (ره) حقیقتاً تحولی در مفهوم قدرت ایجاد نکرده و کاشف شیوه نوینی از اعمال قدرت نبوده است بلکه موفقیت امام تنها از قدرت «کاریزما»ی وی سرچشمه می‌گیرد. بدین صورت که ایشان ویژگی‌های کاریزماتیکِ فوق العاده پررنگی داشت و با اتکا بر همین ویژگی‌ها، چونان آهن ربایی توده‌های انسانی را در مدار مغناطیس خود قرار داد، قدرت متکثر آنان را حول محور شخصیت جذاب خویش همگرا و یکپارچه ساخت و سپس این قدرت عظیم را همانند موجی سهمگین به حرکت درآورد که ابتدا فضای داخلی ایران را دستخوش تلاطم نمود و موجب سقوط حکومت پهلوی گردید و در مرحله بعد، دامنه آن به محیط بین الملل نیز کشیده شد. اصطلاح «کاریزما» را که ریشه در الهیات مسیحی دارد، «ماکس وبر» به معنای ویژگی خاص شخصیتی فردی به کار برد که بر اساس آن از انسان‌های عادی متمایز است و فردی تلقی می‌شود که برخوردار از قدرتها یا ویژگی‌های مافوق طبیعی یا استثنایی می‌باشد. این اصطلاح به قدرت‌های مسحور کننده‌ای اشاره دارد که ظاهراً هیتلر را قادر ساخت تا بر مردم آلمان چنین نفوذی اعمال کند. وبر مثالهای جالبی از نحوه «عادی شدنِ» کاریزما ارائه می‌دهد زیرا که کاریزما ماهیاً قادر به تداوم نیست. با این حساب اگر دستاوردهای انقلاب اسلامی را جملگی منبعث از خصایص منحصر به فردِ شخصیتی حضرت امام بدانیم، به راستی هیچ تحولی در مفهوم قدرت اثبات نخواهد شد چرا که تاریخ روابط بین‌الملل پر است از مردانی نظیر ناپلئون، بیسمارک، هیتلر یا استالین که کاریزمای فوق العاده‌ای داشتند و حتی چهره هایشان ساطع کننده قدرت بود. از طرفی هم کاریزما، منبع قدرت شناخته شده‌ای برای عالمان دانش سیاسی محسوب می‌شود. لکن به زعم نگارنده، می‌توان ادله‌ای را در رد این ادعا که همه چیز در انقلاب اسلامی به امام و کاریزمای او منتهی می‌گردد اقامه کرد. اولاً تنها کندوکاوی اجمالی در اندیشه‌های حضرت امام خمینی(ره) کافی است تا نشان دهد که ایشان به صراحت هیچ نقش اثرگذاری را در توفیقات انقلاب اسلامی برای خود قائل نبود و همواره در مراحل مختلف نهضت، اصرار عجیب و پرمعنایی داشت که نوک پیکان همه پیروزی‌ها و دستاوردها را از خود دور کرده و به جانب منبع قدرت متافیزیکی یعنی امداد و نصر الهی معطوف سازد. امام مصرانه بر این نکته پای می‌فشرد که حرکت انقلاب از آغاز تا انجام در پرتو عنایات متافیزیکی خداوند متعال صورت پذیرفته و استمرار آن نیز به همین منوال خواهد بود. برای مثال در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه چگونه «پاریس» را برای اقامت خود پس از اخراج از عراق برگزید ـ اقدامی که منجر به توفیقات معجزه آسایی در پیشبرد نهضت گردید و با انعکاس افکار و آرای امام در سراسر جهان، ایشان را ظرف حدود 3 ماه به یک چهره کاملاً بین المللی مبدل ساخت و نقش کاتالیزور پیروزی انقلاب را ایفا کردـ چنین می‌گوید: «ما هیچ بنا نداشتیم به پاریس برویم. مسائلی بود که هیچ اراده ما درش دخالت نداشت. هرچه بود و تا حال هر چه هست و از اول هر چه بود با اراده خدا بود. من هیچ برای خودم قائل نیستم. برای شما هم چیزی قائل نیستم. هرچه هست از اوست. کارهایی می‌شود که ما اصلاً در ذهنمان نمی‌آمد و می‌دیدیم که نتیجه می‌داد.» می‌توان چنین گفت که درکاریزما، «اتکال به نفس» مطرح است و منشا قدرت، ویژگی‌های ذاتی فرد می‌باشد، لکن حضرت امام «اتکال به خدا» را نصب‌العین قرار داد و در مقابلِ این منبع عظیم قدرت، برای خود هیچ نقشی جز ادای تکلیف و عمل به وظایف شرعی قائل نبود: «ما تکلیف شرعی داریم، عمل می‌کنیم... من این طور تشخیص دادم که باید این کار را بکنیم. اگر پیش بردیم، هم به تکلیف شرعی عمل کرده ایم، هم رسیده‌ایم به مقصد. اگر پیش نبردیم، به تکلیف شرعی مان عمل کرده ایم.» (صحیفه امام، جلد8: 10)

وقتی کار برای خدا باشد، ما چه پیروز بشویم چه نشویم، کارمان برای خداست. ما تکلیف ادا کردیم. ما می‌خواهیم تکلیفمان ادا شود. دنبال این نیستیم که یک منصبی به دست آوریم.« (صحیفه امام، جلد 20: 280)
«ما موظفیم از طرف اسلام که مصالح مسلمین را حفظ کنیم. همه موظفیم. همه ما موظفیم که مصالح اسلام را حفظ کنیم.»(صحیفه امام، جلد 9: 301- 300) ثانیاً اگر سرچشمه توفیقات نهضت امام خمینی را قدرت کاریزمای وی بدانیم، مستلزم این است که همه چیز در جمهوری اسلامی با او به پایان می‌رسید. چنانکه برای دیگر چهره‌های کاریزماتیک نیز وضع به همین منوال می‌باشد و با مرگ آنها فروغ کاریزمایشان هم به خاموشی می‌گراید. اما منبع قدرتی که امام، شناسایی کرد، سالها پس از درگذشت ایشان همچنان فیضان خود را حفظ نموده و سبب استمرار پیروزمندانه انقلاب اسلامی گشته است. از طرفی تئوری قدرت حضرت امام طی سالهای اخیر در غیاب ایشان و در نقطه‌ای فرسنگها دورتر از خاک ایران یعنی لبنان مورد استفاده قرار گرفت و به پیروزی‌های حیرت‌آور و معجزه‌آسایی از جنس پیروزی‌های انقلاب اسلامی انجامید. ـ به ترتیب بیرون راندن اسرائیل از جنوب لبنان، شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه و آزادسازی تمامی اسرای لبنانی.ـ حزب الله لبنان با الگوبرداری دقیق از تئوری رهبر فقید انقلاب و استمداد از منبع متافیزیکی قدرت به نتایج کاملاً مشابهی دست یافت و مشمول قواعد نصرالهی گردید در حالی که اگر کاریزمای امام سرچشمه قدرت وی بود، چنین الگوبرداری و تکرار نتایج مشابه هرگز میسر نمی‌شد. لذا نگارنده فرضیه کاریزماتیک بودن ماهیت قدرت امام خمینی(ره) را رد کرده و همچنان بر متافیزیکی بودن آن پای می‌فشرد.

مقاله

نویسنده روح الامین سعیدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS