دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سفر براى دیدار امام

No image
سفر براى دیدار امام

سفر براى دیدار امام

زمانى که امام خمینى در نوفل لوشاتو بود، استاد سیّد رضى شیرازى به پاریس سفر کرد و به زیارت ایشان شتافت. هر چند در آن زمان مسافرت به خارج براى آقاى شیرازى مشکل بود ولى براى احترام و بزرگداشت آن رهبر بزرگ، رنج سفر را بر خود هموار کرد و هر طورى بود خود را به آنجا رساند. استاد سیّد رضى شیرازى معتقد بود که عالمان اسلامى باید به دیدار حضرت امام خمینى بروند تا به این وسیله او مورد تجلیل قرار گیرد و غربیها بدانند که امام تنها نیست. به همین دلیل استاد سیّد رضى شیرازى نه تنها خودش با آیت الله صدوقى و جمع بسیارى از بازاریان یزدى براى ملاقات با امام خمینى به فرانسه رفت، بلکه علماى دیگر را نیز تشویق مى کرد که براى بزرگداشت امام به آنجا سفر کنند. وقتى به فرودگاه پاریس رسیدند، همه مسافرین را مرخّص کردند به جز آیت الله سیّد رضى شیرازى و شهید آیت الله صدوقى که مسئولین فرودگاه آن دو را به اتاقى بردند و در آنجا مدّتى نگه داشتند. علّت این مسئله آن بود که عنوان آیت الله براى آنها مشکلى به وجود آورده بود و از آیت الله مى ترسیدند و فکر مى کردند هر کسى آیت الله است، امام خمینى است! چیزى نگذشت که مسئولین فرودگاه این دو آیت الله را آزاد کردند. و البتّه پلیس محل اقامت و فعالیّت آنان را زیر نظر گرفت تا مطمئن شود خطرى آنان را تهدید نمى کند. سرانجام زمانى که به دیدار حضرت امام خمینى رسیدند، استاد سیّد رضى شیرازى مطالبى گفت و از آن جمله نام شخصى را برد و عرض کرد: خوب است ایشان از طرف شما براى کارهاى سیاسى و اجتماعى تأیید شود. حضرت امام خمینى فرمود: ما افرادى مثل آقاى صدوقى مى خواهیم. خیلى زرنگ تر از آن آقا که شما مى گویید، مى خواهیم. آن آقا که شما مى گویید سنّ زیادى دارد و دیگر چندان قدرت حرکت و فعالیّت ندارد.[29]

استاد سیّد رضى شیرازى حدود دو سال قبل از هجرت امام خمینى به پاریس، به نجف اشرف مشرّف شد و بعد از زیارت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به دیدار امام خمینى رفت و با ایشان درباره مسائل جهان اسلام و حوزه هاى علمیّه و روحانیّت به گفت و گو و مشاوره پرداخت. در این دیدار، سیّد از وضع نابسامان تحصیل در حوزه علمیه و پایین آمدن سطح علمى برخى از طالبان علوم اسلامى، شکوه کرد. حضرت امام خمینى با تأیید اصل ضرورت تقویت بنیه علمى حوزه هاى علمیّه و ضرورت چاره اندیشى در مورد وضعیّت موجود، به آقاى شیرازى پیشنهاد کرد براى کمک به حلّ مشکل در این زمینه فعّالیّتى را شروع کند. استاد سیّد رضى شیرازى عذرخواهى کرد و گفت: فعلاً براى او چنین کارى مقدور نیست. حضرت امام فرمود: پس این موضوع را با آقایان مطهّرى، اشراقى و اخوى ـ آیت الله سیّد مرتضى پسندیده ـ مطرح کنید. استاد سیّد رضى شیرازى به ایران بازگشت و قضیّه را براى استاد شهید مطهّرى بیان کرد. استاد شهید مطهّرى گفت: حضرت امام خمینى از نجف براى من نامه اى نوشته و در آن توصیه کرده است که براى طلاّب برنامه اى داشته باشم. براى عمل به سفارش حضرت امام خمینى بود که از آن به بعد استاد شهید مطهّرى هفته اى دو روز به قم مى رفت و تصمیم داشت به تدریج در قم مستقرّ شود و براى همیشه در آنجا اقامت گزیند، امّا انقلاب اسلامى پیروز شد و مسائل مهمّ ترى پیش آمد و آن موضوع فراموش شد و دیرى نگذشت که استاد مطهّرى نیز به سعادت شهادت رسید.[30]

استاد سیّد رضى شیرازى قبل از پیروزى انقلاب اسلامى هر سال براى زیارت عرفه به نجف اشرف مى رفت و در هر سفر به خدمت حضرت امام خمینى مى رسید و با ایشان گفت و گو مى کرد. در یکى از این دیدارها، سیّد رضى گفت: بعضى از افراد مى گویند اگر شاه برود، کشور کمونیست مى شود. حضرت امام پاسخ داد:

«اتّفاقاً قضیّه بر عکس است و اگر شاه بماند، مملکت کمونیست مى شود.»[31]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

سید رضی شیرازی

سید رضی شیرازی

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS