دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سوء ظن

امام علی (ع): حضرت امیر (ع) می فرماید: بدترین مردم کسی است که به واسطه ی بدبینی اش نه خود به کسی اعتماد می کند و نه کسی به واسطه ی زشتی رفتارش به وی اعتماد دارد.
سوء ظن
سوء ظن

قال على (ع): أسوأ الناس خالا من لم يثق بأخدر لشوء ظنه ولم یثق به آخد الشو و فغله؛ حضرت امیر (ع) می فرماید: بدترین مردم کسی است که به واسطه ی بدبینی اش نه خود به کسی اعتماد می کند و نه کسی به واسطه ی زشتی رفتارش به وی اعتماد دارد. (کنز الفوائد، ج 2 )

سوء ظن
حسن ظن وجود آدمی را سرشار از آرامش و اطمینان می کند انسانهای اطراف خویش را دوست خویش فرض می نماید و رفتار دوستانه با ایشان در پیش می گیرد فرد خوش بین وقتی عاقلانه حسن ظن دارد از تمام محسنات این حس زیبا نیز بهره میبرد؛ به عبارت دیگر نه تنها این رفتار منشأ بسیاری از اخلاقهای زیبا از جمله مهربانی خوشرویی و... می شود بلکه از نظر فیزیکی جسم سالم تری خواهد داشت به دلیل اینکه دائما با حس تهمت و زشتی به اطرافیان نمی نگرد و زندگی را به خود تلخ نمی کند بارها شنیده ایم که می گویند فلانی به نظر آدمی خوبی نمی آمد. این گفتار ناشی از برداشت ظاهری افراد و تنها شاید برگرفته از و هم و خیالات وی بوده باشد حال اگر این هم کلام شدنها و دریافت خوبی انسانها نباشد همان برداشت ابتدایی باقی میماند یعنی حس بدی و زشتی نسبت به برادر دینی. انسان بدبین با سوءظن های خویش این حس ناپسند را بارها در روز برای خود تکرار می کند لذا در بلند مدت بروی سلامتی وی نیز تأثیر غیر قابل جبران خواهد گذاشت.

انواع سوعظن
سه نوع سوءظن وجود دارد که دو مورد آن غلط است و یکی درست.
در جامعه ای که غالب مردم معتقد و متخلق به اصول اخلاقی هستند، سوء ظن به مردم صحیح نبوده و نباید بی جهت تهمت بدی به کسی بزند و او را ناصالح دانست کسی که سوء ظن دارد واقعیات را نمیفهمد چرا چون ما به هم بد بینی داریم و همین باعث می شود که ما واقعیات را درک نکنیم. مثل آدمی که عینک تیره به چشم زده باشد همه چیز را تیره میبیند. اما اگر در جامعه بیشتر مردم فاسد هستند، اگر آدم سوء ظن داشته باشد عیبی ندارد. یک وقت جامعه اش فاسد است، خوب آدم دیگر چشمش آب نمی خورد که بگوید ان شاءالله فلانی آدم خوبی است. حضرت امیر (ع) می فرماید هر گاه نیکوکاری بر روزگار و مردم آن غالب آید، اگر کسی به دیگری گمان بد برد، در حالی که از او عمل زشتی آشکار نشده ستمکار است و اگر بدی بر زمانه و مردم آن غالب شود، و کسی به دیگری خوش گمان باشد، خود را فریب داد. و از طرف دیگر خود مومن نیز نباید خود را در معرض تهمت و بدبینی دیگران قرار دهد لذا حضرت امیر می فرماید: من وقف نفستهٔ موقف اللهمهٔ فلایلو من من آسماء به الظن" هر کس خویش را در معرض تهمت قرار دهد کسی را به خاطر سوء ظن سرزنش نکند

سوء ظن به خدا نیز بد است سوء ظن به خدا، مایه ی ترس است. چقدر در قرآن گفته شده است: خدا قدیر است و قدرت دارد و ان تصمروا الله ینصر گم و یکبات آقدامگم» اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می کند و گامهایتان را استوار می دارد. «و الذین جاهدیوا فینالنهدیهم شبلنا» و آنها که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد کنند، قطعاً به راه های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است. بعضی ها می ترسند، زیرا در قدرت خدا شک دارند. چگونه گمان نیکو به خدای نداشته باشی در حالی که خدا اکرم الاکرمین و ارحم الراحمین است و او کسی است که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است؛ خدای تعالی فرمود: و اذغوهٔ خوفاً و طمعاً " و او را به ترس و امید بخوانید. و در حدیث قدسی آمده: من به محض گمان بنده ام به نزد او هستم؟! پس بنده من گمانی جز گمان نیکو به من نبرد. رسول خدا(ص) فرمود: خدای را بخوانید در حالی که یقین به اجابت دارید. سلیمان بن فراء از مردی از ابی عبد الله امام صادق (ع) نقل کرد که حضرت فرمود: وقتی خدای را خواندی حاجت خود را بر در خانه بدان.

اما سوءظن به خود خوب است. به خودت سوء ظن داشته باش. نگو مرا می بینی؟ من آدم مخلصی هستم. شک کن. همیشه در خودت شک کن. نه اینکه وسواس داشته باشی. از علامات انسان متقی این است که به خویشتن تهمت میزند یعنی میگوید معلوم نیست قبول شده باشد. معلوم نیست کارهایم صد در صد خالص باشد. «فهم لأنفسيهم منهمونه"
سوء ظن به خدا ریشه ی زشتیها یکی دیگر از عیب های کلیدی سوءظن به خداست. سوءظن به خدا یکی از عیب های کلیدی است و اغلم آن الجبن و البخل و الحرص غریزهٔ ی جمغها شوهٔ الظن. بدان ای علی، که ترس و بخل و حرص یک غریزه است که همه از بدگمانی نسبت به خدا (و فضل خدا) پدید می آید"

آثار زیان بار سوءظن
۱. سوء ظن بیماری مسری است
۲. سرچشمه ناراحتی روح و عذاب جسم
3.گاهی سوء ظن به خلق به سوء ظن به خدا کشانده می شود.
۴. سوء ظن مایه غیبت و کدروت و دور از صفا است و قهرا همیشه کسی که سوء ظن دارد تنهاست
5 سوء ظن به مردم انسان را از عیب های خود غافل میکند.
۶. عدم درک صحیح اجتماعی: واقعیت ها را آنچنان که هست درک
۷. عدم تعاون و اتحاد و عامل نفاق و از بین برنده صفا و صمیمیت و محبت عامل تجسس در دیگران سرچشمه دشمنیها با جمع

قرائتی، محسن، درسهایی از قران سال ۶۲، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قران، صص ۵-۶
شریف الرضی، محمد بن حسین - دشتی، محمد، نهج البلاغهٔ / ترجمه دشتی، ۱ جلد، مشهور - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۳۷۹ ش، ص ۶۵۱
مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحارالانوار الجامعهٔ لدرر اخبار الائمهٔ الاطهار (ط - بیروت)، جلد، دار احیاء التراث العربی - بیروت ، چاپ: دوم
محمد، ۷
عنکبوت، ۶۹
اعراف، ۵۶ ". ابن فهد حلی، احمد بن محمد - نائیجی، محمد حسین، آداب راز ونیاز به درگاه بی نیاز (ترجمه عدهٔ الداعی)، ۱ جلد، انتشارات کیا - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۱ ش، ج ۱؛ صص ۱۲۹ - ۱۳۰
مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحارالانوار الجامعهٔ لدرر اخبار الائمهٔ الاطهار (ط - بیروت)،
۱۱۱ جلد، دار احیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق، ج ۶۴ ؛ ص ۳۱۶ . ابن بابویه، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ۴ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه
مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: دوم، ۱۴۱۳ ق، ج ۴ ؛ ص ۴۰۹ . قرائتی، محسن، مجموعه فیش های تبلیغی (۴)، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، مبحث
ظن و گمان، ص ۲

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS