دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شادی، کلید آرامش درونی

ارسـطو می‌گوید: « اگر از مردم بپـرســیـــم عالی‌ترین خوبی قابل‌دسترس چه چیزی است؟ خواهند گفت شادی».
شادی، کلید آرامش درونی
شادی، کلید آرامش درونی
نویسنده: رقیه بهشتی

ارسـطو می‌گوید: « اگر از مردم بپـرســیـــم عالی‌ترین خوبی قابل‌دسترس چه چیزی است؟ خواهند گفت شادی».

در واقع شادی بزرگ‌ترین موهبتی است که ما داریم. شادی یکی از هیجانات ماست. طیف هیجانات ما از سوگ و ناامیدی تا وجد و سرخوشی را دربرمی‌گیرد. شادی واژه‌ای است که شاید به سادگی از کنار آن بگذریم و نسبت به آن توجهی نشان ندهیم، اما در واقع برای شاد شدن به‌دنبال بهانه‌های گوناگون می‌گردیم.

شادی نیازی به یادآوری ندارد، زیرا همیشه با ماست و تنها کاری که باید انجام دهیم، بازکردن قلب و روحمان برای ورودش است.

شادی، امری درونی و شخصی است. مسئله‌ای که باعث خوشحالی یک فرد می‌شود، ممکن است در دیگری، هیچ احساسی را بیدار نکند یا حتی در برخی موارد باعث ناراحتی او شود. طریقه درک شادی و ابراز آن در افراد، متفاوت است اما در بین این تفاوت‌ها، یک عامل مشترک وجود دارد و آن، احساس رضایت و خشنودی است.

اغلب مردم تقریباً به همان اندازه‌ای شاد هستند که انتظارش را دارند، اما شاد بودن همیشه آسان نیست. شاد بودن می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین مبارزات ما در صحنه زندگی باشد و گاه می‌تواند تمام پافشاری‌ها، انضباط فردی و تصمیماتی را که برای خود فراهم آورده‌ایم مخدوش کند. اما شادی واقعاً چیست و چه معنایی دارد؟

مردم عادی، لذت را شادی می‌دانند.

افراد موفق، شادی را عملکرد خوب می‌دانند.

نزد دانشمندان، شادی، همان زندگی متفکرانه است.

شادی و ناراحتی، در یک موقعیت معین، در مقابل یکدیگر صف‌آرایی می‌کنند. اگر شما با نگاهی مثبت به موقعیت مذکور نگاه کنید، شاد خواهید بود و اگر نگاهتان منفی باشد، بی‌شک ناراحت خواهید شد.

هنگامی که شادی را تجربه و حس می‌کنیم، معمولاً می‌گوییم احساس خوبی دارم. مردم از کلمات مختلفی برای بیان این احساس خوب استفاده می‌کنند: هیجان، شور، نشاط، شعف، آزادی، آرامش، لذت، رضایت، امید و... . حالت طبیعی بشر بر شاد و خوشحال بودن قرار دارد. هنگامی که تمامی احساس‌های ناخوشایند و ناراحت‌کننده را از خود دور کنیم، آن‌وقت معنای شادی را درک خواهیم کرد. پس تعریف کردن کلمه شادی بسیار آسان است.

انسان هنگامی شادی را احساس می‌کند که خصایص زیر در موردش صدق نکند:

افسردگی، شک به‌خود، نگرانی، اضطراب، تنفر، نارضایتی، بی‌حوصلگی، شرم، احساس گناه، حسادت، غم، ناامیدی و ده‌ها مورد دیگر.

چرا باید شاد باشیم؟

آیا هرگز به اثرها و فایده‌های شادی فکر کرده‌اید؟ آیا می‌دانید که شادی نیز مانند تمام داروهای دنیا، شفادهنده است، با این تفاوت که هیچ عارضه جانبی ندارد. دانشمندان دریافته‌اند که شادی موجب تقویت سیستم ایمنی بدن می‌شود. افراد غمگین به‌طور معمول از نقص کارکرد دستگاه گوارش رنج می‌برند و مرتباً در معرض آلودگی‌های میکروبی و ویروسی قرار می‌گیرند. شادی، تقویت‌کننده سیستم عصبی است و از بروز افسردگی جلوگیری می‌کند.

شاید باور نکنید ولی شادی با شفافیت پوست، درخشش چشم و استحکام مو، رابطه مستقیم دارد. در موارد زیادی مشاهده شده است که ریزش مو، بر اثر غم و غصه شدید یا استرس در افراد رخ داده است و بالاخره اینکه، شادی، محیط خانواده را گرم و لذت‌بخش می‌‌کند. روانشناسان دریافته‌اند خانه‌هایی که صدای خنده و شادی از آنها شنیده شود، فرزندان موفق و باهوشی هم خواهند داشت.

محیط گرم و صمیمی، مانع از فرار جوانان از خانه می‌شود، فرزندان با خیال آسوده و اعصاب راحت، می‌توانند به وظیفه‌های اصلی خود که یکی از آنها، درس‌خواندن است، رسیدگی کنند. در این نوع خانواده‌ها، سایه طلاق بر سر افراد خانواده نمی‌افتد و آسودگی و امنیت‌خاطر در همه اعضای آن وجود دارد.

لازمه شادبودن چیست؟

لازمه شادبودن ایجاد تعادل در زندگی است. کسی که زندگی متعادلی دارد، چه از نظر مالی و چه از نظر روانی، در نهایت می‌تواند آدم شادی نیز باشد. هرکسی برای شاد بودن دلایل متفاوتی دارد. ممکن است عاملی باعث شادی یکی شود اما دیگری را شاد نکند. ممکن است عاملی شما را اندوهگین کند اما باعث شادی دیگران شود. این نوع شادی، شادی کاذب است. شادی واقعی آن نوع شادی‌ای است که مکان و زمان در آن تأثیری نداشته باشد و بهترین مثالی که می‌تواند نشان‌دهنده این نوع شادی باشد، ارتباط شادمانه کودکان با یکدیگر است؛ نوعی شادی که توأم با خلاقیت است.

شادی از دیدگاه قرآن و روایات

شادی معادل واژه عربی سرور است که به معنای شادی مکتوم در قلب است. شادی در اصطلاح عبارت است از: احساس خوشبختی و رضایت از زندگی، بهره‌گیری بهینه از نعمات الهی و به‌جاآوردن شکر و سپاس پروردگار. غم عبارت‌است از: انسان، مطلوبی دارد، اگر انسان به مطلوب خود دست نیافت یا مطلوبی که داشت از دستش رفت، حالتی به نام غم و اندوه به او دست می‌دهد.

از دیدگاه قرآن و روایات، عوامل مؤثر بر غم عبارتند از: 1) دست نیافتن به مقصود و از دست دادن محبوب 2) فقر 3) ثروت 4)بیماری 5) قطع صله‌رحم 6) شک و ناخشنودی 7) گناه 8) کوتاهی در انجام وظیفه 9) دلبستگی به دنیا و 10) ناهنجاری‌های اخلاقی.

نگاه قرآن به خوشحالی و سرور نگاهی مثبت است و احکامی که برای آن بیان می‌شود برخاسته از این واقعیت است که از نظر قرآن، سرور امری مطلوب برای آدمی است و حتی از آن، به‌عنوان یکی از ویژگی‌های بهشتیان نام می‌برد و می‌کوشد تا این معنا را منتقل کند که سرور و خوشحالی امری مطلوب است و مؤمنان می‌بایست در دنیا نیز از آن برخوردار باشند. خوشحالی یکی از بازتاب‌های ایمان به خداوند است و کسی که از ایمان واقعی برخوردار باشد در حالتی از سرور و خوشحالی قرار دارد. درباره اهمیت شور و نشاط و سرور و جایگاه آن در تعالیم دینی همین بس که مفهوم شادی 25بار با الفاظ مختلف در قرآن‌کریم آمده است.

اهمیت این موضوع در حدیث زیر به خوبی روشن می‌شود؛ آنجا که امام محمد باقر(ع) می‌فرمایند که پیامبر (ص) فرمودند: هر کس مؤمنی را شاد و خوشحال سازد پس به‌راستی که مرا خوشحال ساخته و هر کس مرا خوشحال سازد به‌راستی خدا را خوشحال کرده است.

هدف نهایی هر شخصی رسیدن به شادی است

هدف نهایی هر انسانی که تاکنون روی این کره خاکی زیسته است، رسیدن به شادی بوده است؛ جمله جسورانه‌ای است، اینطور فکر نمی‌کنید؟

هدف یا معنای زندگی شما چیست؟ آیا زندگی می‌کنید تا خوشحال باشید یا خوشحال هستید چون زندگی می‌کنید؟

به‌دنبال هر چه که در زندگی هستید، هدف‌تان کسب رضایت از زندگی و درک شادی است. حتی افرادی که جان خود را برای زندگی دیگران فدا می‌کنند، به‌دنبال شادی و خشنودی قلبی هستند. آنها شادی زندگی خود را در فداکردن جانشان برای دیگران می‌بینند. انگیزه اصلی شما برای خوشحال‌بودن، با لایه‌های مختلفی از خواسته‌های دیگر احاطه شده است. اما همواره اینطور نیست که رسیدن به شادی، هدفی واضح و آشکار باشد و این به‌دلیل آن است که برای رسیدن به شادی باید ابتدا به اهداف میانی در این زمینه دست یابیم؛ اهدافی که رسیدن به آنها مقدمه رسیدن به شادی است اما در نهایت، ما هر کاری را برای رسیدن به شادی انجام می‌دهیم.

چگونه شادتر زندگی کنیم؟

شادی و خوشحالی یک وضعیت خاص ذهنی است. هر فردی در زندگی خود روزهایی را تجربه کرده که برایش خوشایند نبوده است، اما ناخرسندی مزمن می‌تواند سلامتی، شغل و روابط شما را تحت‌تأثیر قرار دهد. جز هر گونه مشکلات پزشکی یا افسردگی‌های بلندمدت که نیازمند تجویزهای طبی و مساعدت حرفه‌ای هستند، می‌توانید میزان خوشحالی خود را کنترل کنید. به خوشحال بودن فکر کنید تا احساس و ظاهر بهتری به‌دست آورید. نکات زیر شما را در این کار یاری می‌کنند:

خوشبین باشید.

دید وسیعی داشته باشید.

سپاسگزار باشید.

از زندگی لذت ببرید.

از جسم خود مراقبت کنید.

با مردم در تماس باشید.

خلاق باشید.

برای خود همدمی پیدا کنید.

تخیل کنید.

بخشنده باشید.

سخن آخر

شادی، رازی سر به مهر نیست. شادی، آرزویی دست‌نایافتنی نیست. شادی، گوهری نایاب نیست. کافی است نگاهی به نیمه پر لیوان بیندازید، شادی را خواهید یافت.

بسیاری از مردم می‌دانند شادی چیست، اما نمی‌دانند چگونه باید به آن دست یابند، نمی‌دانند چگونه باید به‌دنبالش بروند. پاسخ این سؤال بسیار آسان است، نگاهی به زندگی افراد شاد بیندازید؛ پاسخ را در آنها و روش زندگی‌شان خواهید یافت. شخصی که قلب بزرگی دارد، شاد و خوشحال است.

چنین شخصی هر روز با روحیه‌ای باز و پذیرنده زندگی می‌کند.

شخصی که اراده قوی دارد، شاد و خوشحال است.

چنین شخصی با اطمینان می‌تواند از زندگی لذت ببرد، بدون آنکه شکست‌ها او را رنج دهند.

شخصی که روح و روانی عمیق و ژرف دارد، شاد و خوشحال است.

چنین شخصی می‌تواند ژرفا‌های زندگی را مزه‌ مزه کند و معنا و ارزشی را بیافریند که تا پایان جهان باقی بماند.

شخصی که از ذهنی پاک و خالص برخوردار است، شاد و خوشحال است.

چنین شخصی همواره با نسیم‌های با طراوت شادی احاطه شده و از بودن در این حلقه لذت می‌برد.

مقاله

نویسنده رقیه بهشتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS