دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شرايط فقهی وقف و وصيت

No image
شرايط فقهی وقف و وصيت  

تفاوت بين وقف اموال و وصيت

 وقف غير از وصيت است؛ هر چند ممکن است وصيت به وقف هم داشته باشيم اما دو موضوع و عنوان جداي از هم هستند و در کتب فقهي هم به صورت مجزا در مورد آن صحبت و مسائل آن را مطرح کرده اند.

 وقف به اين معناست که شخصي ملک خود را در راه خدا آزاد مي کند؛ يعني از ملکيت خود خارج مي کند و ثمره آن را در راه خدا و براي مصارفي که نيت کرده و جهاتي که در نظر دارد يا ذکر مي کند، قرار مي دهد که اصطلاحاً به اين مسئله گفته مي شود؛ «تحبيس العين و تسبيل الثمره» يعني عين مال حبس مي شود و از ملکيت فرد خارج مي شود و ثمره آن در راه خدا صرف مي شود.

 اين وصيت در راه خدا به معناي في سبيل الله که در باب زکات آمده نيست بلکه چون قصد فرد قربت است و في سبيل الله است، اين تعبير به کار گرفته شده و مصارف آن همان نيت واقف است.

  براي واقف و مال وقفي شرايطي وجود دارد، از جمله آنکه واقف بايد عاقل، بالغ و مکلف باشد و با اختيار ملک را وقف کند و کسي او را مجبور نکرده باشد. همچنين زمان وقف هم مهم است، گاهي وقف، موجود يا گاهي ممکن الوجود مي شود، مانند فرزندان که اکنون هستند و نسل هاي آينده در زمان ديگر متولد مي شوند.

يکي ديگر از شرايطي که براي واقف و موقوف عليه ذکر کرده اند، لزوم مال بودن واقف است و چيزهايي که مال محسوب نمي شود، شامل وقف نيست. همچنين آن مال بايد خودش باقي بماند و از بين نرود و مواد مصرفي مانند؛ برنج، گندم و مواد سوختي را نمي توان وقف کرد. بر همين اساس وقف اموالي مانند زمين، باغ، خانه، اتومبيل و... اشکال ندارد، زيرا باقي مي ماند و مي توان از ثمره آن استفاده کرد، در اين مسئله وقف برخي اموال که در کوتاه مدت از بين مي رود، جائز نيست، مانند وقف مداد.

    شرايط فقهی وصيت

اما وصيت آن است که شخص براي بعد از مرگش اموري را خواستار است تا ديگران انجام دهند که اين امور مي تواند مالي و غيرمالي باشد. همچون نمازهاي قضا بخوانند، دعا کنند يا فرزندانش فلان کاري را بکنند، اينها وصيت مالي نيست اما در وصيت مالي، فرد وصيت مي‌کند اموالش را در راهي صرف کند که ممکن است اين مال را به شخصي دهد يا براي جايي وقف کند.

وصيت مالي بيش از ثلث اموال جائز نيست اضافه بر ثلث نافذ نبوده و واجب العمل نيست مگر آنکه ورثه اجازه دهند و اگر ورثه صغير باشد از سهم صغير نمي توان اجازه داد. حال ممکن است شخص مالي را وصيت مي کند که بعد از مرگش وقف باشد و اشکال منقطع الاول بودن اينجا ساري و جاري نيست.

اگر شخص وصيتي اعم از مالي و غيرمالي کرد ورثه مکلف هستند که به آن عمل کنند؛ اگر شخص وصيت مالي کرد و چنانچه از ثلث اموالش نباشد ورثه وظيفه دارند عمل کنند و چنانچه به وقف وصيت کرده باشد اموالش وقف است.

اگر فردي وصيت غيرمالي کرده باشد چنانچه تکليف شرعي باشد بايد انجام دهند مانند اينکه وصيت کند پسر بزرگم نماز قضاهايم را بخواند و پسر بزرگ وظيفه شرعي اش است تا وصيت پدر را عمل کند و اگر تکليف واجب نباشد اما وصيت شدگان در زمان حيات شخص يا بعداً قول انجام آن کار را دهند بايد انجام داد و اگر کسي در زمان حيات شخص يا بعداً وصيت را نپذيرفته باشد تکليفي بر گردنش براي اداي وصيت نيست.

       ضرورت وقف در زمان حيات خود

اما نکته قابل اهميت اين است که آنچه انسان از مال و سلامتي و هستي و وجودش دارد و نيز امکانات، هوش و استعداد موقعيت شغلي همه نعمت الهي است و شکرانه آن استفاده صحيح از اين موهبت هاي خداوند است. اگر هزينه زندگي و افراد واجب النفقه را کنار بگذاريم شايسته است انسان بخشي از اموالش را وقف کند و اگر کسي در حياتش وقف کند به مراتب ثوابش بيشتر است.

شخصي در مدينه انبار خرما داشت و وصيت کرد پس از مرگش اين اموال را بين فقرا تقسيم کنند، يکي از مردم به پيامبر(ص) گفت چه ثوابي واقف خواهد برد! پيامبر(ص) يکي از خرماهاي له شده را از زمين برداشت و فرمود به خدا قسم اگر آن شخص همين يک خرماي له شده را در زمان حياتش وقف کرده بود به مراتب ثوابش از وقف اين همه خرما پس از مرگش بيشتر بود.

افراد آنچه را براي هزينه زندگي و ضروريات نياز است صرف کنند و اگر اضافه آن را در راه خير و به ويژه وقف هزينه کنند ذخيره آخرتشان خواهد شد. بر همين اساس امام علي(ع) مي فرمايند: کسي که بيش از نياز خودش ذخيره کند انباردار ديگران است يعني اموالش پس از مرگ مي ماند و ديگران مي آيند و استفاده مي کنند لذا هر چند اسلام براي ورثه احترام قائل شده و وصيت را بيش از ثلث اموال جائز نمي داند از آن طرف وقف اموال و کارهاي خيريه را توصيف کرده و شايسته است که افراد در صورت تمکن به اين توصيه ها عمل کنند تا باقيات الصالحاتي براي آخرتشان باشد.

    برگرفته از: پايگاه اطلاع رسانی حج

 

مقاله

نویسنده حجت الاسلام محمدحسين فلاح زاده
جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه

براهین وجودشناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه

گویی اندیشمندان شرق و غرب، در این راه به مسابقه پرداخته اند، تا دقیق ترین و صحیح ترین و استوارترین برهان وجود شناختی را عرضه کنند. غربی ها در این راه به اعتراف خودشان شکست خورده و علی الظاهر به بن بست رسیده اند.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS