دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شفاعت

شفاعت  شفاعت از لحاظ لغوی معانی گوناگونی دارد: دعا برای مؤمنان، ایجاد صلح میان دو نفر، زوج، زیاد کردن، یاری کردن کسی که خواستار چیزی باشد.
No image
شفاعت
در محاورات عرفی شفاعت به این معنا است که شخصی آبرومند از بزرگی بخواهد تا از کیفر و مجازات مجرمی بگذرد. در اسلام شفاعت در حقیقت از آن خدا است: « قُلْ لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعًا »[1] «بگو شفاعت یکسره از آن خدا است» اما طبق آیات دیگر و دسته‌ای از روایات شفاعت گرهای دیگری هم هستند که بازگشت شفاعت آنها به خداوند متعال می‌باشد: 1-   توبه: یکی از شفاعت گران به درگاه خداوند متعال توبه  است زیرا باعث آمرزش گناهان می‌گردد حضرت علی (ع) می‌فرماید: «لا شَفِیعٌ اَنْجَحَ مِنْ الْتَّوبَهٌ» «هیچ شفیعی بهتر از توبه انسان را به مقصود نمی‌رساند»[2] 2- ایمان به رسول خدا (ص) : این عنصر نیز موجب بخشش گناهان، آلودگی‌ها، ناپاکی‌های روح آدمی گشته باعث جذبۀ خاص الهی و کشش به سوی لقای حق و جریان فیوضات خداوند می‌گردد:        « یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ءَامِنُواْ بِرَسُولِهِ‌ى یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِن    رَّحْمَتِهِ‌ وَ یَجْعَل لَّکُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ‌ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ »[3] «ای اهل ایمان تقوای خدا داشته باشید وبه پیغمرش ایمان بیاورید که خداوند شما را مورد رحمت و مغفرت قرار می‌دهد» 3- عمل صالح: « الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّلِحَتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ » «خداوند به کسانی که ایمان آورده و اعمال خوب انجام داده‌اند وعده داده آنها را  بخشیده و اجر بسیاری عطا کند» و حضرت علی (ع) فرموده‌است: «شافِعُ الْخَلْق الْعَمَلِ بِالْحَق وَلُزُوم الْصِّدْق» «عمل به حق و پایبندی به راستی خلق خدا را شفاعت می‌نماید.»[4] 4- قرآن کریم: کتاب الهی هدایت‌گر بوده و موجب خروج از تاریکی و داخل شدن به نور و رستگاری می‌گردد. امام رضا (ع) می‌فرماید: «تَعْلَمُوا الْقُرْآنُ فَاِنَّهُ شافِعٌ اَصْحابِهِ یَوْمُ الْقِیامه» «قرآن را یاد بگیرید؛ به درستی که قرآن اصحاب خود را روز قیامت شفاعت می‌نماید»[5] 3-   ملائکه الهی: اینان طلب بخشش و استغفار برای مؤمنان می‌کنند: « وَالْمَلِائکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِى الْأَرْضِ » «فرشتگان پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را به جا می‌آورند و برای کسانی که روی زمین هستند استغفار می‌کنند» 4-   مؤمنان: امام رضا (ع) می‌فرماید: «الشَّفاعَةُ للِأََنبِْیَاءِ وَالأَوصْیاء وَالمُؤْمِنین » «شفاعت مخصوص انبیاء و اوصیاء و مؤمنین می‌باشد»[6] 5-   پیامبران: برخی از مفسرین مقام محمود را در آیه شریفه: «عَسَی اَنْ یبعثک رَبّکِ مَقاماً مَحْمُوداً» طبق روایات مقام محمود را به شفاعت تفسیر کرده‌اند. 6-   امامان معصوم (ع):  که واسطه در فیض بوده و علاوه بر شفاعت تکوینی شفاعت رهبری و شفاعت درمغفرت دارند: امام باقر (ع) فرمود: «قسم به خدا ما شفاعت می‌کنیم و قسم به خدا که شفاعت ما در مورد گناه‌کاران شیعه پذیرفته می‌شود»[7] 8 و 9- علماء و شهداء: پیامبر (ص) فرموده‌اند: «ثَلاثَة یَشْفَعُونَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ فَیَشْفَعُونَ الْأنْبیاء ثُمَّ الْعُلَماءِ ثُمَّ الشُّهَداءِ» «سه دسته در پیشگاه خداوند شفاعت می‌کنند و شفاعت آنان نیز پذیرفته می‌شود؛ پیامبران، دانشمندان و شهداء»[8]   اما در روز قیامت به عده‌ای شفاعت نخواهد رسید: 1-   کافر: « فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِینَ »[9] «پس سود ندهد ایشان را شفاعت شفاعت کنندگان» 2-   ستمگران: « مَا لِلظَّلِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لَا شَفِیعٍ یُطَاعُ »[10] «برای ستمگران دوست و شفاعت کننده‌ای که وساطت او پذیرفته شود وجود نخواهد داشت» 3-   دشمنان خاندان رسالت: امام صادق (ع) فرمود: «لَوْ اَن الْمَلآئِکَة المُقَربینَ وَالْاَنبیاءِِ وَالْمُرْسَلِین شفَعوا فی ناصب ما شُفعوا» «اگر هم فرشتگان مقرب الهی و تمام پیامبران مرسل برای ناصبی [کسی دشمن خاندان خاندان عصمت و طهارت است] شفاعت کنند پذیرفته نمی‌شود»[11] 4- آزار دهنده ذریه رسول خدا (ص): از رسول خدا (ص) نقل شده که فرمود: «اذا قُمت المقام المحمود تشفّعت فی اصحاب الکبار من امتی فیُشفّعنی الله، لااشفع فیمن اذی ذرّیتی »[12] «هنگامی که در مقام شفاعت قرار گیرم برای گناه‌کاران امتم شفاعت می‌کنم و خداوند شفاعت مرا می‌پذیرد، اما برای کسانی که فرزندان مرا اذیت کرده باشند شفاعت نمی‌کنم» 5-   منکرین شفاعت: امام هشتم فرمود: «مَنْ کَذَّبَ شَفاعَة رَسُولِ اله لَمْ تَنَله» «هر کس شفاعت رسول خدا را تکذیب کند شفاعت آن حضرت به او نمی‌رسد» 6-   کوچک شمارنده نماز: حضرت امام کاظم (ع) می‌فرماید: «پدرم امام صادق (ع) در موقع وفات به من فرمود: به شفاعت ما نمی‌رسد آن کس که نمازش را سبک بشمارد»[13] 7-   زنا کار: امام صادق (ع) می‌فرماید: «به خدا سوگند شفاعت ما به کسی که مرتکب زنا شده باشد نمی‌رسد، تا وقتی درد و رنج عذاب را بچشد و هول وحشت جهنم را ببیند»[14]   ................................................... [1] . زمر، آیه 44. [2] . میزان الحکمه، ج 5، ص 123. [3] حدید، آیه 28. [4] . میزان الحکمه، ج 5، ص 123. [5] . میزان الحکمه، ج 5، ص 122. [6] . میزان الحکمه، ج 5، ص 122. [7] . میزان الحکمه، ج 5، ص 122. [8] . خصال صدوق، ص 156. [9] . مدثر، آیه 48. [10] . غافر، 18. [11] . محاسن برقی، ص 184. [12] . امالی صدوق، ص 177. [13] . کافی، ج 6، ص 401. [14] . کافی، ج 5، ص 469.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS