دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شکل اول

No image
شکل اول

كلمات كليدي : شكل اول، حد وسط، حد اكبر، حد اصغر، صغري، كبري

نویسنده : مهدي افضلي

در قیاس اقترانی لازم است سه چیز وجود داشته باشد: حد وسط، حد اصغر و حد اکبر؛ ولی از نحوه قرار گرفتن حد وسط یا اوسط اشکال مختلفی پدید می‌آید که گذشتگان آنرا به سه شکل بالغ میکردند، ولی از ابن سینا به بعد به چهار شکل یا اشکال اربعه ارتقا پیدا کرد و هریک احکام خاصی را واجد است. اگر حد وسط در صغرای یک قیاس محمول و در کبرای آن موضوع واقع شود آنرا "شکل اول" می‌نامند.

برای منتج بودن شکل اول افزون بر شرایط عام قیاس اقترانی دو شرط عمده را ذکر کرده‌اند: موجبه بودن صغری و کلیه بودن کبری، که برای سهولت در ذهن سپاری این دو شرط آنرا به اختصار "مغکب" می‌گویند: م= موجبه، غ= صغری، ک= کلی، ب= کبری.

موجبه بودن صغری

اگر صغری موجبه نباشد، در این صورت معلوم نمی‌شود که حکم موجود در حد وسط در کبرای قیاس، آیا با اصغر در خارج از اوسط ملاقات می‌کند یانه، ولی اگر صغری موجبه باشد حکم موجود در کبری لزوما در صغری صادق خواهد بود. بدین جهت در صورت فقدان این شرط از مقدمات، نه نتیجه موجبه می‌توان گرفت و نه سالبه، از باب نمونه وقتی گفته شود:

(1) هیچ سنگی گیاه نیست

(2) هر گیاهی رشد می‌کند؛ نمی‌توان گفت

(3) .: هر سنگی رشد می‌کند، چون معلوم است که هیچ‌ سنگی رشد نمی‌کند. چنان‌که اگر صغری را به این قضیه تبدیل کنیم که

(4) هیچ انسانی گیاه نیست؛ نمی‌توان گفت:

(5) .: هیچ‌ انسانی رشد نمی‌کند.

کلیه بودن کبری

اگر کبرای قیاس جزئیه باشد، در این صورت احتمال دارد حکم بر آن بخشی از حد وسط در کبری بار شده باشد که در صغری همان بخش محمول واقع نشده است. در این صورت در واقع یکی از شرایط عامه قیاس اقترانی یعنی تکرر حد وسط محقق نیست. از باب نمونه اگر گفته شود:

(1) هر آبی سیال است

(2) بعضی از سیال‌ها با آتش شعله ور می‌شود؛ در این صورت نمی‌توان نتیجه گرفت

(3) بعضی از آب‌ها با آتش شعله ور می‌شود. زیرا در کبری مراد از بعض سیال‌ها نه آب، بلکه نفت است. به همین دلیل نتیجه درست نیست.

از دو شرطی که گفته می‌شود صرفا چهار صورت منتج است.

چنان‌که ملاحظه می‌شود از مجموع شانزده صورت تنها چهار صورت منتج است. صورت های منتج را قیاس می‌نامند و صورت‌های غیر منتج نیز عقیم است. از میان اشکال اربع تنها شکل اول بدیهی الانتاج است، بقیه اشکال برای اثبات همه باید به شکل اول برگردند، در ضرب اول از شکل اول یعنی موجبه کلیه صغری و موجبه کلیه کبری نتیجه نیز موجبه کلیه است و معرفت نیز با چنین قضیه‌ای تحصیل می‌شود. راز اول نامیده شدن آنرا نیز همین دانسته‌اند که نتیجه بخشی آن بدیهی است.

صغری کبری

موجبه کلیه

سالبه کلیه

موجبه جزئیه

سالبه جزئیه

موجبه کلیه

منتج

منتج

عقیم

عقیم

سالب کلیه

عقیم

عقیم

عقیم

عقیم

موجبه جزئیه

منتج

منتج

عقیم

عقیم

سالبه جزئیه

عقیم

عقیم

عقیم

عقیم

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS