دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شیطان

No image
شیطان

كلمات كليدي : شيطان، انس، تهاجم، تزيين، ولايت

نویسنده : کاظم احمدزاده

شیطان در لغت از مادّه «شطن» و به معنای دور شدن است[1] و شیطان به هر موجود سرکش و متمرّد خواه انسان باشد یا غیر آن، گفته می‌شود[2] از این رو بر ابلیس، شیطان اطلاق شده است.[3]

ویژگی‌های شیطان[4]

1- شیطان از طایفۀ جنّ:

«...فَسَجَدُوا إلّا إبلیسَ کانَ مِن الجِنّ...» (کهف / 50)

«(فرشتگان) همگی سجده کردند جز ابلیس، که از جنّ بود »

2- مخالفت فرمان الهی:

«إنّ الشََّیطانَ کَانَ لِلرّحْمنِ عِصِیّاً» (مریم / 44)

«شیطان نسبت به خداوند، عصیانگر بود »

3- رانده شده از رحمت الهی:

«قَالَ فَاْخرُجْ مِنها فَإنّکَ رَجیمٌ* وَ إنَّ عَلیکَ اللَعْنَة اِلی یَومِ الدین» (حجر / 34 – 35)

«فرمود: از صف آنها [فرشتگان] بیرون رو، که رانده ‌شده‌ای از (درگاه ما!) و لعنت (و دوری از رحمت حق) تا روز قیامت بر تو خواهد بود!»

4- دارای ذرّیه و قبیله:

«إنّهُ یَرَاکُم هُو و قَبیلُهُ مِن حَیثُ لاتَرَوْنَهُم...» (اعراف/ 27)

«او و همکارانش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید...»

فلسفۀ وجودی شیطان[5]

یکی از مسائل جهان هستی، مسأله امتحان و آزمایش الهی است و اصولاً نظام سعادت و شقاوت و ثواب و عقاب بشر مبتنی بر اساس امتحان است و چون خداوند انسان را به سوی خیر دعوت می‌کند و در این میان اگر کسی نباشد که او را به شرّ دعوت و تشویق کند امتحانی وجود نخواهد داشت.

وجود شیطان برای پویندگان راه حق نه تنها زیانبخش نیست بلکه رمز تکامل نیز محسوب می‌شود، اصولاً تکاملها در میان تضادّها به وجود می‌آید و هیچ موجودی راه کمال را نمی‌پوید مگر اینکه در مقابل آن، ضدّ نیرومندی قرار گیرد.[6]

شیاطین انسی

در قرآن کریم به انسانهای شرور و مفسد نیز شیطان، اطلاق شده است[7]:

«وکَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبیٍّ عَدوّاً شَیاطین الإنس والجِنّ...»(انعام/112)

«اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم..»

اطلاق حقیقی شیطان بر کافران و منافقان[8]

اطلاق شیطان بر منافقان و کافران به نحو حقیقت است نه از سر مجاز و مسامحه:

«...واذا خَلَوْا إلی شَیاطینِهم قالُوا إنّا مَعَکُم...» (بقره/ 14)

«هنگامی که با شیطانهای خود خلوت می‌کنند، می‌گویند: ما با شمائیم..»

آنان که از هدایت رهبران الهی می‌رمند و در مقابل حق خضوع نمی‌کنند و از راههای مرموز و با وسوسه میل به باطل را در دلهای دیگران

تزریق می‌کنند، از مصادیق شیطانند:

«مِن شَرّ الوُسواسِ الخَنّاس الّذی یُوسوِسُ فی صُدورِ النّاسِ من الجِنّةِ والناس»(ناس/ 4 -6)

«(پناه بر خدا) از شرّ وسوسه گر پنهان کار که در درون سینۀ انسانها وسوسه می‌کند خواه از جنّ باشد یا از انسان »

هدف شیطان و تهاجم همه جانبۀ او[9]

یکی از اهداف شیطان، بردن آبرو و بی حیثیّت کردن انسان است:

«یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لَیُرِیَهُما سَوءاتِهِما...»(اعراف/ 27)

«لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد..»

شیطان برای این کار از راهی وارد می‌شود که شخص او را نمی‌بیند:

«انّه یراکم هو و قبیلُهُ من حیثُ لا تَرَونَهُم....»(اعراف/ 27)

«او وهمکارانش شما را می‌بینند از جایی که شما آنان را نمی‌بینید..»

تسلّط و ولایت شیطان

«انّما سُلطانُهُ علی الّذین یَتَولّوْنَهُ والّذین هُم بِه مُشرِکُون»(نحل/ 100)

«تسلط او تنها بر کسانی است که او را به سرپرستی خود برگزیده‌اند و آنها که نسبت به او [خدا] شـرک می‌ورزند (و فرمان شیطان را به جای فرمان خدا، گردن می‌نهند»

مراحل نفوذ شیطان در انسان[10]

1- تزیین:

«وإذ زَیَّنَ لَهُمُ الشَیْطانُ اَعمالَهُمْ...» (انفال/ 48)

«و (به یاد آور) هنگامی را که شیطان، اعمال آنها [مشرکان] را در نظرشان جلوه داد»

2- افکندن آرزوهای باطل در دل:

«وَ لِاُضِلََّنََّهُم و لَاُمَنِیّنَّهُم...» (نساء/119)

«و آنها را گمراه می سازم و به آرزوها سرگرم می‌سازم...»

3- وسوسۀ اکید:

تادنبال آرزو رود و آن را به دست آورد؛

«الّذی یُوسوسُ فی صُدورِ النّاسِ» (ناس/5)

« در درون سینۀ انسانها وسوسه می‌کند»

4- تسویل:

یعنی خوب را بد و بد را خوب جلوه می‌دهد؛

«...الشَیْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وأمْلی لَهُم» (محمّد/ 25)

«کسانی که بعد از روشن شدن هدایت برای آنها، پشت به حق کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشـان زینت داده و آنان را با آرزوهای طولانی فریفته است!»

شراب و قمار از اعمال شیطانی

«یا ایها الّذینَ آمَنُوا إنّما الخَمْرُ ... رِجسٌ مِنْ عَمَلِ الشیطانِ »(مائده/ 90)

« ای کسانی که ایمان آورده‌اید! شراب و قمار و بتها و ازلام [نوعی بخت آزمائی] پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید»

شیطان مانع نماز و عامل فراموشی ذکر خداوند:

«...و یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللهِ ...» (مائده/ 91)

«شیطان می‌خواهد بوسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خداوند و از نماز باز دارد»

کیفر اطاعت کنندگان از شیطان:

«قالَ فَالحَقُّ وَالْحَقَّ اَقُولُ لَأمْلَأنَ جَهَنَّمَ مِنْکَ وَمِمَّنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ اَجْمَعینَ» (ص/ 84 و 85)

«فرمود: به حق سوگند و حق می‌گویم که جهنّم را از تو و هر کدام از آنان که از تو پیروی کنند، پر خواهم کرد».

مقاله

نویسنده کاظم احمدزاده
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - هستی شناسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS