دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صحیح و ضعیف

No image
صحیح و ضعیف

كلمات كليدي : صحیح، ضعیف، علم‌الحدیث، قدماء، متأخرین،قطعی‌‌ الصدور، حسن، موثق

نویسنده : محمدمهدي اميرخاني

صحیح و ضعیف

خبر و حدیث از نظر حالات راویان آن در سند، به چند دسته تقسیم می‌شود.

این تقسیم از ابتدای شکل‌گیری حدیث‌نگاری در عصر معصومین (علیهم‌السلام) تا قرن ششم هجری یک شکل بوده است. اما از قرن ششم و در زمان "سید بن طاووس" (م 673) شکل دیگری داشته است. در علم الحدیث اصطلاح دوره ‌اول را اصطلاح «قدماء» و اصطلاح دوره‌ دوم را اصطلاح «متأخرین» می‌نامند.

حدیث صحیح

در اصطلاح قدماء «صحیح» به حدیثی گفته می‌شود که صدور آن از معصوم (علیه السلام) قطعی باشد که در این صورت عمل به موضوع آن جایز می‌باشد. حال چه در سند آن گزارش‌گران دروغ‌گو وجود داشته باشند یا نه.

«ضعیف» نیز در مقابل حدیث صحیح قرار داشت و به هر حدیثی که صدور آن از معصوم (علیه السلام) قطعی نبود، ضعیف گفته می‌شد، خواه گزارش دهنده‌ها همه راست‌گو باشند یا دروغ‌گو. علت این امر توجه به قرینه‌هایی بود که با تحمل آنها صدور و عدم صدور حدیث از معصوم ثابت می‌گردید؛ مانند وجود حدیث در چند اصل از اصول اربعمأة، تکرار حدیث در یکی از این اصول با سندهای متفاوت، وجود آن در کتاب‌های معتبر شیعه و موافقت حدیث با عقل و نص قرآن.

بنابراین ممکن است، در کتاب "شیخ طوسی" (م 460) به حدیثی صحیح گفته شود، در حالی که در سند آن افراد ضعیف هم وجود دارد.

احادیث در اصطلاح متأخرین

در اصطلاح متأخرین؛ احادیث به صحیح، حسن، موثق و ضعیف تقسیم می‌شود.

«صحیح» در اصطلاح متأخرین، حدیثی است که تک‌تک افراد سند روایت توسط علمای علم رجال به دو خصلت توصیف شده باشند:

1- شیعه بودن

2- ثقه بودن

3- اتصال سند: تمام راویان، روایت را به طور مستقیم از هم‌دیگر نقل کرده باشند.

در نزد متأخرین از علما، صحیح بودن حدیث به معنی معتبر بودن آن برای عمل کردن نمی‌باشد؛ بلکه حدیثی است که تا حدودی شرایط عمل کردن را به دست آورده است.

حسن

در لغت به معنی «نیکو» و در اصطلاح به حدیثی گفته می‌شود که همه افراد سند حدیث، توسط علمای رجال شیعه، به شیعه بودن و خوب بودن توصیف شده‌اند؛ گرچه با لفظ صریح توصیف نشده باشند؛ البته نباید دارای سابقه منفی باشند به گونه‌ای که اعتماد سلب شود.

هم‌چنین باید تمام این افراد روایت را به طور مستقیم از همدیگر نقل کرده باشند. اگر یک نفر از افراد سند هم این خصوصیت را داشته باشد و بقیه شیعه‌ ثقه باشند، آن روایت «حسن» می‌باشد.

موثّق

در لغت به معنی مورد اعتماد می‌باشد و در اصطلاح، حدیثی ‌ است که تمام افراد سند روایت توسط علمای علم رجال به مورد اعتماد بودن در گزارش درست سخن امام توصیف شده‌اند، ولی غیر امامی می‌باشند. همین‌طور تمام این افراد، روایت را به طور مستقیم از همدیگر نقل کرده باشند.

ضعیف

«ضعیف» در لغت به معنی علیل و معبوب می‌باشد و در اصطلاح متأخرین، به حدیثی گفته می‌شود که شرایط «صحیح»، «حسن» یا «موثق» را نداشته باشد؛ مثل آن‌که یکی از افراد موجود در سند آن، توسط علمای علم رجال شیعه به دروغ‌گو بودن، کم حافظه بودن یا جعل کردن روایت و یا فساد مذهب و عقیده متهم باشد.

حدیث صحیح از نظر رتبه در درجه اول اعتبار است، بعد از آن به ترتیب حدیث حسن و حدیث موثق قرار دارد و حدیث ضعیف معتبر نمی‌باشد. اگر تمام افراد سند روایت، دارای شرایط بالای اعتبار باشند و تنها یک نفر شرایط پایین‌تر را داشته باشد، کل حدیث با اعتبار فرد پایین‌تر شناخته می‌شود.

منابع :

iv>

1)الشهید الثانی، زین‌الدین؛ الرعایة نی علم الدرایة، تحقیق عبدالحسین محمد علی بقال، چاپ دوم، قم، دفتر حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، 1408، ص 77.

2)الحسینی الاسترآبادی، (میرداماد)، محمدباقر؛ الرواشح السماویة، تحقیق غلام‌حسین قیصریه‌ها و نعمة‌الله الجلیلی، قم، انتشارات دارالحدیث، 1380، ص 72.

مقاله

نویسنده محمدمهدي اميرخاني
جایگاه در درختواره قرآن پژوهی - علوم حدیث - درایه حدیث

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS