دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صدقه

No image
صدقه

كلمات كليدي : قرآن، صدقه، تصدّق، زكات

نویسنده : يوسف عاصم آبادي

"صدقه" چیزی است که انسان آن را به قصد قربت از مالش خارج می‌کند مثل زکات، ولی در اصل صدقه در امر مستحب و زکات در امر واجب گفته می‌شود.[1]

در دین اسلام همان گونه که کسب درآمد از هر راهی مجاز نیست، خرج کردن مال نیز در هر راهی درست نیست، یکی از نیکوترین راه‌های مورد تأیید اسلام برای صرف مال، صدقه دادن آن در راه خداست، دادن مال در راه خدا را "تصدّق" و مال داده شده را "صدقه" می‌نامند.

صدقات دو دسته‌اند:

1- صدقه واجب: یعنی بخشی از اموال شخصی که با شرایطی خاص به افرادی مخصوصی داده می‌شود؛ از جمله زکات، خمس و فطریه.

2- صدقه مستحب: اندازه خاصی ندارد و انسان می‌تواند هر مقدار از مالش را که بخواهد در راه خدا به فقرا و نیازمندان ببخشد.[2]

اهمیت صدقه:

در سوره مبارکه بقره آیه 104 می‌خوانیم؛

«ألَم یَعلَمُوا أنَّ الله هُوَ یَقبِلُ التُوبَة عَنْ عباده و یأخُذُ الصَّدَقات »

«آیا نمی‌دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد و خداوند توبه پذیر و مهربان است.»

سخن از بندگان نیازمندی است که به اجازه و فرمان الهی، این گونه کمک‌ها را می‌پذیرند، در حقیقت نمایندگان پروردگارند و به این ترتیب دست آنها نیز دست خداست، این تعبیر، یکی از لطیف ترین تعبیراتی است که عظمت و شکوه این حکم اسلامی را مجسم می‌سازد و علاوه بر تشویق این فریضۀ الهی هشدار می‌دهد که در پرداخت زکات و صدقات نهایت ادب و احترام را به خرج دهند، چرا که گیرنده خدا است.

در روایتی از امام سجاد (ع) می‌خوانیم:

«إنَّ الصَّدَقَة لاتَقَع فی یَدِ العَبدِ حتّی تَقَعُ فی یَدِ الرَّب »

«صدقه در دست بنده قرار نمی‌گیرد مگر این که قبلاً در دست خدا قرار گیرد.»

با توجه به آیات و روایات متعدد، باز هم کسانی هستند که به هنگام کمک مالی جزئی به برادران وخواهران نیازمند خود آنها را تحقیر کرده و یا با خشونت و بی اعتنائی با آنها رفتار می‌کنند.[3]

مصارف صدقه:

«إنّما الصَّدَقاتُ لِلْفُقَرا والمَساکینَ والعامِلینَ و...»

این آیه به روشنی مصارف واقعی صدقه را بیان کرده و به تمام توقعات بی جا پایان می‌دهد و آن را در هشت مصرف خلاصه می‌کند؛

1- فقرا

2- مساکین

3- عاملان و جمع آوری کنندگان زکات که آنچه به آنها داده می‌شود در حقیقت به منزله مزد و اُجرت آنها است.

4- «مُؤلِفَة قلوبُهُم» یعنی کسانی که انگیزۀ معنوی نیرومندی برای پیشبرد اهداف اسلامی ندارند و با تشویق مالی می‌توان تألیف قلب و جلب محبت آنان را نمود.

5- برای آزاد ساختن بردگان.

6- برای اداء دین بدهکاران و آنها که بدون جرم و تقصیر زیر بار بدهکاری‌ مانده و از ادای آن عاجز شده‌اند.

7- مصرف در راه خدا و منظور آن، تمام راه‌هایی است که بر گسترش وتقویت آئین الهی منتهی شود.

8- «وَابنِ سَبیلْ» و کمک به واماندگان در راه، مسافرانی که بخاطر علتی در راه مانده و زاد و توشۀ کافی برای رسیدن به مقصد ندارند.[4]

صدقه عامل پاکی فرد و جامعه:

«خُذْ مِنْ أمْوالِهِم صَدَقة تُطَهِّرُهُم وَ تُزَّکیهم بِها...»(توبه/ 103)

«از اموال آنها صدقه‌ای (به عنوان زکات بگیر تا به وسیله آن، آنها را پاک سازی و پرورش دهی و (به هنگام گرفتن زکات) به آنها دعا کن که دعای تو مایۀآرامش آنهاست و خداوند شنوا و داناست.»

در این آیه اشاره به یکی از احکام مهم اسلامی یعنی مسأله زکات به عنوان یک قانون کلی شده است و خداوند در ابتدای این آیه چنین به پیامبر (ص) دستور می‌دهد؛ از اموال آنها صدقه‌ای بگیر و در ادامه به دو قسمت، فلسفۀ اخلاقی روانی و اجتماعی زکات اشاره کرده و می‌فرماید؛ تو با این کار آنها را پاک می‌کنی و نموّ می‌دهی، آنها را از رذائل اخلاقی، از دنیا پرستی و بخل و امساک پاک می‌کنی و نهال نوع دوستی سخاوت و توجه به حقوق دیگران را در آنها پرورش می‌دهی.

از این گذشته مفاسد و آلودگی‌هائی که در جامعه به خاطر فقر و فاصله طبقاتی به وجود می‌آید با انجام این فریضۀ الهی بر می‌چینی و صحنه اجتماع را از این آلودگی‌ها پاک می‌سازی و نیز همبستگی اجتماعی و نموّ و پیشرفت اقتصادی را در سایۀ این گونه برنامه‌ها تأمین می‌نمائی.[5]

شرایط صدقه:

آن گونه که از سخنان معصومین (ع) و آیات قرآن کریم استفاده می‌شود صدقه دارای شرایطی می‌باشد از جمله؛

1- قبل از هر چیز، صدقه باید از اموال حلال و خوب و سالم باشد.

«یا أیُّها الَّذینَ آمَنُوا أنْفِقُوا مِنْ طَیّباتِ ما کَسَبْتُمْ وَ...»

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! از قسمت‌های پاکیزه اموالی که (از طریق تجارت حلال) به دست آوردید، و از آن چه از زمین برای شما خارج ساخته‌ایم انفاق کنید!»[6]

2- بهتر است که صدقه و انفاق مخفی باشد.

«وَاِنْ تُخْفُوها وَ تُؤتُوها الفُقَراءَ فَهُوَ خَرٌ لَکُمْ »

«هر گاه آنها را مخفی ساخته و به نیازمندان بدهید برای شما بهتر است.»[7]

3- این که صدقه و انفاق همراه با آزار و منّت نباشد.

«یا أیُّها الَّذینَ آمَنُوا لاتُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالمَنِّ و...»

« ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخشش‌های خود را با منّت و آزار باطل نسازید همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می‌کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمی‌آورد...»[8]

4- انفاق و صدقه باید توأم با اخلاص و خلوص نیت باشد.

«یُنْفِقُونَ أموالَهُمْ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللهِ»

«کسانی که اموالشان را برای جلب خوشنودی خدا انفاق می‌کنند»[9]

5- انفاق و صدقه از اموالی باشد که آنها را دوست داریم و مورد علاقه ماست.

«لَنْ تَنالُوا البِرَّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ...»

«هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی‌رسید مگر این که از آن چه دوست می‌دارید (در راه خدا) انفاق کنید،...»[10]

6- این که انفاق کننده هرگز خود را مالک حقیقی تصور نکرده، بلکه خود راواسطه بین خدا و خلق بداند.

«وَأنْفِقُوا مِنّا جَعَلَکُمْ مَسْتَخْلِفْنی فِیهِ »

«انفاق کنید از آنچه خداوند شما را نماینده خود در آن قرار داده است.»[11]

مقاله

نویسنده يوسف عاصم آبادي
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS