دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صله رحم

سه خصلت از مکارم اخلاق در دنیا و آخرت است: کسی که نسبت به تو ظلم کرده است عفو کنی، با کسی که از تو قطع رابطه کرده، صله و پیوند کنی و نسبت به کسی که از روی نادانی با تو رفتار کرده است حلم و بردباری کنی. (تحف العقول، ترجمه احمد جنتی، ص652)
No image
صله رحم

صله رحم

الباقرُ(ع):ثَلاثَهٌ مِن مَکَارِمِ الدُّنیَاوَالآخِرَةِ:أَن تَعفُوَ عَمَّن ظَلَمَکَ وَ تَصِلَ مَن قَطَعَکَ وَ تَحلُمَ إِذَا جُهِلَ عَلَیک

یکی از چیزهایی که در روایات مورد تأکید و توجّه بسیار زیاد قرار گرفته، پیوند و صله رحم با خویشاوندان است؛ به‌طوری که انسان حق ندارد که با خویشاوندان خود قطع رحم کند. در روایات وارد شده که مردى خدمت پیغمبر(ص) آمد و عرض کرد: یا رسول اللَّه! فامیل من تصمیم گرفته‌اند بر من حمله کنند و از من قطع رابطه کنند و دشنامم دهند. آیا من حق دارم آنها را ترک گویم؟ فرمود: در آن صورت خدا همه شما را ترک می‌کند، عرض کرد: پس چه کنم؟ فرموند، با هرکه از تو بُرید، بپیوند و به هر که تو را محروم کرد، عطا کن و از هر که به تو ستم کرد، در گذر؛ زیرا اگر چنین کاری انجام دهی، خدا تو را بر آنها یارى می‌دهد.[1] در روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که می‌فرمایند:

«لا یَدخُلُ الْجَنَّهَ قَاطِعُ رَحِم‌»[2]

کسی که قطع رحم می‌کند وارد بهشت نمی‌شود.

‌حسن بن علی‌اصغر بن امام سجّاد(ع) پسر عموی امام صادق(ع) از دلاور مردان شجاع و پر صلابت بود؛ به‌طوری که به او رُمح آل ابوطالب ‌(نیزه خاندان ابوطالب) می‌گفتند و از آنجا که بینی پهن داشت، به (حسن أفطس) معروف گردید. او در ماجرای قیام عبدالله محض (فرزند حسن مثلّث، ‌نواده امام حسن مجتبی(ع)) بر ضدّ منصور دوانیقی (سوّمین طاغوت عباسی) پرچمدار آن قیام بود و بر سر همین موضوع، کدورتی با امام صادق(ع) داشت؛ به حدّی که یک بار با کارد پهن به امام صادق(ع) حمله کرد، تا آن حضرت را بکشد. ‌سالمه یکی از کنیزهای امام صادق(ع) می‌گوید: زمانی‌که امام صادق(ع) در بستر شهادت قرارگرفت، در بالینش بودم و پرستاری می‌کردم. آن حضرت بی‌هوش شده وقتی که به هوش آمد، به من فرمودند: هفتاد دینار به حسن أفطس بدهید! و فلان مقدار و فلان مقدار به فلان کس و فلان کس بپردازید. من به آن حضرت عرض کردم: آیا به مردی که با کارد پهن و تیز به شما حمله کرد و می‌خواست شما را بکشد، هفتاد دینار بدهیم؟! امام صادق(ع) فرمودند: آیا نمی‌خواهی مشمول این آیه باشم که خداوند می‌فرماید:

«والّذینَ یَصِلُونَ مَا أمَرَ اللهُ بِهِ أن یُوصَلَ وَ یَخشَونَ ربَّهُم و یَخَافُونَ سوءَ الحِسَابِ»[3]

و آنها که پیوندهایى را که خدا دستور به برقرارى آن داده، برقرار می‌دارند و از پروردگارشان مى‌ترسند و از بدى حساب (روز قیامت) بیم دارند.

سپس فرمودند: «آری ای سالمه! خداوند بهشت را آفرید و پاکیزه و خوشبو ساخت به‌طوری که بوی خوش آن، فاصله مسیر دو هزار سال راه، به مشام انسان می‌رسد، ولی این بوی خوش، به مشام دو نفر نمی‌رسد:

1- قطع‌کننده پیوند خویشاوندی 2- عاقّ والدین.[4]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS