دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ضامن سلامت فرد و جامعه

سلامت و صلابت جامعه نیازمند حضور فعال و همکاری مستمر مردم در تمامی صحنه‌ها و نظارت آنان بر امور می‌باشد.
ضامن سلامت فرد و جامعه
ضامن سلامت فرد و جامعه
نویسنده: حجت الله کریمی

نگاهی به اهمیت امر به معروف و نهی از منکر

سلامت و صلابت جامعه نیازمند حضور فعال و همکاری مستمر مردم در تمامی صحنه‌ها و نظارت آنان بر امور می‌باشد. مکتب انسان ساز توحید با طرح فریضه امر به معروف و نهی از منکر به این نیاز اجتماعی پاسخ گفته و راه را برای پویایی و بالندگی جامعه هموار و مطمئن ساخته است. این فریضه یکی از اصول عملی دین مبین اسلام می‌باشد.

همان‌گونه که باید با جنگ و نبرد با دشمنان خارجی مقابله نمود، در پرتو امر به معروف ونهی از منکر می‌توان مفاسد و دشمنان داخلی را سرکوب کرد تا جامعه از فتنه و انحطاط مصون بماند. بر اساس این وظیفه کلیه آحاد و اقشار ملت مسئولیت دارند تا مروج ومبلغ نیکی‌ها و پاسدار ارزش‌ها و آرمان‌ها بوده و از گسترش زشتی‌ها و شیوع ضد ارزش‌ها به شیوه مطلوب آن گونه که اسلام اجازه داده است جلوگیری نمایند.

نظام اسلامی به سبب امر به معروف و نهی از منکر در جامعه استوار می‌گردد و کمک قابل توجهی به بقا و استحکام نظام خواهد کرد. از آنجا که فلسفه اصلی تشریع این فریضه ایجاد و حفظ آ ثار مثبت در جامعه اسلامی و حفظ آن از آفات گوناگون است، آ ثار و پیامدهای منفی ترک این وظیفه اسلامی موجب زیانمندی در بعد اجتماعی می‌شود و با ترک این واجب الهی جامعه اسلامی آفات فراوانی را خواهد دید.

«فلو لاکان من‌القرون من قبلکم اولوا بقیه ینهون عن الفساد فی الارض (هود/ 116)

چرا از نسل‌های گذشته یک عده صاحب عقل و فکر نبودند که با فساد در زمین مبارزه کنند تا در نتیجه این ملت‌ها در اثر فسادها تباه و منقرض و هلاک نشوند.»

از این آیه به دو مطلب می‌توان پی برد:

1- کسانی که در برابر فساد دیگران در جوامع ساکت و بی تفاوت هستند، در واقع صاحب عقل و فکر نیستند و این افراد نیز سزاوار سرزنش می‌باشند حتی اگر خود به این مفاسد و منکرات گرفتار نباشند. در واقع سکوت در برابر زشتی‌ها خود زشتی بزرگی است و عکس‌العملی است در تائید این عمل پست. پس این گونه افراد نیز در خلافکاریها، شرارت‌ها و فسادهای اشرار و متخلفان شریک جرمند.

2- اگر در جامعه‌ای فساد پا گیرد و افرادی بافکر و دانا نباشند تا دیگران را از اعمال ناصواب بازدارند و از عواقب وخیم منکرات باخبر سازند، جامعه محکوم به تباهی و انقراض است.

پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند:

«من امر بالمعروف و نهی عن المنکر فهو خلیفه الله فی ارضه خلیفه رسول الله و خلیفه کتابه:

کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند جانشین خداوند در زمین و جانشین رسول خدا و جانشین کتاب خداست».

از این حدیث می‌توان به اهمیت امر به معروف و نهی از منکر پی برد و دانست که مقام قداست این وظیفه تا آنجا بالا رفته است که آمر به معروف و ناهی از منکر را جانشین خدا و رسول(ص) و قرآن معرفی می‌نماید.

حضرت علی(ع) در غرر الحکم و دررالکلم می‌فرمایند:

«قوام الشریعه الامر بالمعروف و النهی عن المنکر یعنی قوام و پایه شریعت امر به معروف و نهی از منکر است.»

حضرت علی(ع) تا بدانجا به این فریضه اهمیت داده‌اند که استمرار و استواری دین را در سایه این فریضه الهی دانسته‌اند چرا که دفاع از حریم مقدس قرآن و اسلام و اقدام عملی و علمی در احیای این فریضه است و نظارت بر ابعاد اخلاقی و مذهبی جامعه از وظایف هر مسلمان است و اگر این وظیفه انجام نگیرد و امر به معروف و نهی از منکر بی اهمیت یا کم اهمیت تلقی شود جامعه قوام نمی‌یابد و در این صورت حیات خود را از دست داده است. امر به معروف و نهی از منکر یک پایه اساسی و زیر بنای اصلی عبادی- سیاسی- اجتماعی و اخلاقی است که ارکان عملی و معارف بنیادین اسلام بر مبنای آن استوار است. تاریخ در گذشته این حقیقت را نشان داده است که وقتی در جامعه‌ای امر به معروف و نهی از منکر به سستی اجرا شده و مورد مسامحه و کوتاهی قرار گیرد، زشتی‌ها، ضد ارزش‌ها و خلافکاری‌ها در آنجا فزونی گرفته و زشتی عمل قبیح و خلاف به علت تکرار آن در هر روز، در نظر مردم از بین می‌رود و این گونه می‌شود که جامعه غرق در فساد گردیده و به علت زشتکاری‌های بی‌شرمانه و دور از انسانیت آن ملت گرفتار عذاب الهی گردیده و جامعه محکوم به زوال می‌شود.

از پیامبر اکرم(ص) روایت است که فرمودند: «امت من همواره در خیر و خوشی خواهند بود تا وقتی که در میان آنها امر به معروف و نهی از منکر و همیاری در امور نیک برقرار شود. وقتی این عمل در میان آنها ترک شد: 1- برکات الهی از آ‌نان سلب می‌شود 2- و بعضی بر بعض دیگر تسلط می‌یابند 3- و دیگر نه در زمین و نه در آسمان یاوری نخواهند داشت.»

بنابراین با ترک این اصل الهی مردم از سه موهبت مهم محروم خواهند شد:

1- برکت و رحمت الهی 2- امنیت 3- امداد غیبی و توفیق الهی.

حضرت امام محمدباقر(ع) نیز این اصل الهی را راه پیامبران دانسته‌اند و آبادانی زمین، احقاق حقوق، بقای حکومت و حتی کسب حلال را در گرو بر پا داشتن این واجب الهی معرفی نموده‌اند:«امر به معروف و نهی از منکر راه پیامبران و روش صالحان است فریضه بزرگی است که به سبب آن فرایض بر پا و راه‌ها امن می‌شود. کسب‌ها حلال و حقوق از دست رفته مردم احیا می‌گردند زمین آباد و حق از دشمنان گرفته می‌شود و امر حکومت تحکیم و سامان می‌یابد.»

حضرت علی(ع) ضمن حکمت 375 می‌فرمایند:«گروهی از مردم زشتکاری و ناشایستگی را با دست و زبان و دل انکار می‌کنند. اینان در پی آنند که خصال پسندیده خود را به کمال رسانند. گروهی دیگر ناپسندیده‌ها را به زبان و دل منکرند اینان به دو خصلت از خصال نیکو راه یافته‌اند. اما خصلتی را واگذاشته‌اند. جماعتی به دل منکر زشتکاری باشند اما با دست و زبان به انکار آن نورزند اینان دو خصلت از سه خصلت را که از خصلت سوم شریفتر است ضایع گذاشته و تنها به یک خصلت نیکو دست یافته‌اند. جمعی نه با زبان انکار زشتکاری می‌کنند نه با دل و نه با دست. اینان به معنی مرده‌اند و به صورت زنده و همه کرده‌های نیکو و باز کوشیدن در راه حق در برابر امر به معروف و نهی از منکر همچون ترشح آب دهان است در جنب دریای موج خیز. همانا که امر به معروف و نهی از منکر مرگ را نزدیک نسازد و روزی را نکاهد و برتر از همه اینها گفتن سخن حق است در پیش روی حاکمی ستمکار.

از حکمت فوق می‌توان چهار مطلب مهم را استنباط کرد:

اول: امر به معروف و نهی از منکر سه مرحله دارد: قلبی، زبانی و یدی که به ترتیب باید اجرا شود.

چنانچه مخالف قلبی عبارت است از روی گرداندن، دوری گزیدن، ترک مراوده (رفت و آمد) و ... که اگر سودی نبخشید باید با زبان به انجام آن پرداخت و چنانچه باز این هم موثر واقع نشد عملا باید شخص را از کار خلاف بازداشت و به نیکی وادار کرد.

دوم: اشخاصی که هیچ کدام از مراحل امر به معروف و نهی از منکر به ترتیب دل، زبان و دست را انجام ندهند در واقع مردگانی بیش نیستند در کالبد جسمی به ظاهر زنده و حی. یا به عبارت دیگر مردگانی متحرکند. و این چنین اشخاص اعمالشان هیچ بهره‌ای ندارد زیرا که ارزش عمل نیکو حتی در راه خدا در مقایسه با منزلت امر به معروف و نهی از منکر چیزی نیست مگر در حدهای دهان در برابر دریایی مواج و خروشان.

سوم: امر به معروف و نهی از منکر مرگ را نزدیک نمی‌کند و از روزی نمی‌کاهد زیرا که مرگ و زندگی انسان و رزق و روزی وی در دست خداست و نه در دست کسی که او را از زشتی باز می‌داریم و به معروف امر می‌کنیم. هرچند که آن شخص دارای مقام و موقعیت اجتماعی یا سیاسی بالایی باشد نباید ترس بیجا از مرگ و روزی ما را از این اصل واجب الهی باز دارد. همچنان که حضرت علی(ع) در ضمن خطبه 156 همین مضمون را بیان داشته‌اند:

«و ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر لخلقان من خلق الله سبحانه و انهما لایقربان من اجل و لاینقصان من رزق

امر به معروف و نهی از منکر دو خوی الهی هستند که نه اجل (مرگ) کسی را نزدیک می‌کنند و نه از روزی کسی می‌کاهند».

چهارم: گفتن کلمه حق و سردادن شعار عدالت در مقابل ظالم بهترین امر به معروف و نهی از منکر است. روی این اصل افرادی که - تعداد این بزرگواران در آمار فرزانگان کم نیست- در طول تاریخ از ظالم نهراسیدند؛ و در مقابلش ایستادگی کردند و کلمه حق را سر دادند و دشمن قوی را در انزوا قرار دادند و سرانجام به شکست وا داشتند و یا خود عاشقانه به دیدار یار شتافتند و به مقام عظیم شهادت نایل آمدند- که درود خدا تا ابد بر آنان باد- نمونه‌ای از این اشخاص امام حسین (ع) و یاران وفادارشان هستند که دلیرانه در مقابل دشمن به ظاهر قوی ایستادند و جام شهادت را عاشقانه نوشیدند و با آنکه به ظاهر در روز عاشورا شکست خوردند اما همه می‌دانند که پیروز واقعی بودند و آنچه که بیشتر حائز اهمیت است هدف و علت این قیام است که امام حسین (ع) در وصیتی که به برادرش محمد حنیفه نوشته‌اند انگیزه نهضت خود را امر به معروف و نهی از منکر معرفی نموده‌اند.

در باب امر به معروف و نهی از منکر باید به این نکته توجه داشت که ابتدا باید خود را از منکرات و زشتی‌ها پاک گردانیده و خود را فراموش نکنیم و سپس به امر و نهی دیگران بپردازیم. چه بسا افرادی هستند که امر و نهی دیگران را بر خودسازی ترجیح داده و خود را فراموش نموده‌اند و با این کار نه تنها غیر را از منکر نمی‌توان بازداشت. چه بسا که در اثر این امر و نهی، بیشتر تباهی و مفسده به بار آورد و تا ابد لعن خدای و اولیای او را نصیب خود نمود. حضرت علی(ع) ضمن خطبه 129 می‌فرمایند:

«لعن الله الآمرین بالمعروف التارکین له و الناهین عن المنکر العاملین: لعنت خدا بر کسانی باد که به معروف امر می‌کنند اما خود آن را ترک کرده اند و منکر را نهی می‌کنند و خود بدان عامل هستند»

خداوند نیز در قرآن کریم می‌فرمایند: «اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم» آیا مردم را به نیکی امر می‌کنید و خود را فراموش نموده‌اید.

مقاله

نویسنده حجت الله کریمی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS