دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ظلم در کلام امام باقر (ع)

امام باقر (علیه السلام) فرمود: «ظلم بر سه گونه است؛ ظلمی که خدا بیامرزد و ظلمی که خدا نیامرزد و ظلمی که خدا از آن صرف نظر نکند...» (شرح اصول کافی، ج 5، ص 268)
ظلم در کلام امام باقر (ع)
ظلم در کلام امام باقر (ع)

عن ابی جعفر (علیه السلام):

«الظّلم ثَلاثَة؛ ظلم یَغفِره الله وَظلم لا یَغفِره الله وَظلم لا یَدَعه الله...»

(شرح اصول کافی، ج 5، ص 268)

امام باقر (علیه السلام) فرمود:

«ظلم بر سه گونه است؛ ظلمی که خدا بیامرزد و ظلمی که خدا نیامرزد و ظلمی که خدا از آن صرف‌نظر نکند...»

توضیح:

«انواع ظلم»

در ادامه این روایت حضرت باقر (علیه السلام) چنین می‌فرماید:

«الظّلم ثَلاثَة؛ ظلم یَغفِره الله وَظلم لا یَغفِره الله وَظلم لا یَدَعه الله فَامّا الظّلم الّذی لایَغفره فَالشّرک وَامّا الظّلم الّذی یَغفِره فَظلم الرّجل نَفسَه فیما بَینَه وَبَینَ الله وَامّا الظّلم الّذی لایَدَعه فَالمدایَنَة بَینَ العِباد»

«ظلم بر سه گونه است؛ ظلمی که خدا بیامرزد و ظلمی که خدا نیامرزد و ظلمی که خدا از آن صرف‌نظر نکند. اما ستمی که خدا نیامرزد، شرک است و آنکه خدا بیامرزد، ظلم به نفس است و آن ظلمی که خدا از آن صرف‌نظر نکند، دیونی است که بنده ها به یکدیگر دارند»

از علامه مجلسی در شرح این حدیث چنین آمده است:

ستم، کار بیجا است و مشرک، ستمکار است. برای آنکه غیر خدا را بیجا پرستیده است. و هر گنهکاری ستمکار است برای آنکه گناه را به جای طاعت نهاده است. و شرک هر عقیده مخالف ایمان را فرا گیرد و مقصود، آمرزش بی‌توبه است. چنانچه خدای عزوجل می‌فرماید:

«به راستی خدا نیامرزد هر که به او شرک ورزد و بیامرزد آنچه کمتر از آن است برای هر که خواهد»

ستمی که آن را بیامرزد، یعنی بسا باشد که آن را بیامرزد بی‌توبه، چنانچه فرموده: «برای هر که خواهد»

ستمی که وانگذارد، یعنی بی‌مکافات نماند در دنیا یا هر دو سرا و تغییر عبارت برای آن است که حق خدا نیست تا آن را بیامرزد؛ یا مقصود این است که آن را بی‌جبران ستم کشیده رها نکند و یا انتقام گیرد و یا به او عوض دهد، گرچه در آخرت باشد.

    منبع: شرح اصول کافی، محمدباقر کمره‌ای، ج 5، ص 661.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS