دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ظلم را برنتابيم

No image
ظلم را برنتابيم

«عبرت های عاشورا» در گفت و گو با حجت الاسلام مصطفی قنبرپور

نويسنده: محمد احمدی

قيام امام حسين(ع) و واقعه عاشورا پس از گذشت قرن ها نه تنها در جوامع مسلمان بلکه در ميان همه جوامع همچنان جاودان است. برآن شديم در گپ وگفتي با حجت الاسلام مصطفي قنبرپور، واعظ و پژوهشگر دين، راز جاودانگي واقعه عاشورا و درسي که براي انسان امروز دارد را به بحث بنشينيم. آنچه در ادامه مي آيد ماحصل اين گپ وگفت است که مي خوانيد:

راز جاوادنگی عاشورا چيست؟

در تاريخ مي خوانيم که رهبران و افرادي بوده اند و قيام هايي را در جهان صورت داده اند، گاهي پيروز شدند و گاهي هم شکست خوردند، افرادي مانند عبدالله بن زبير که با يزيد بيعت نکرد و خود داعيه خلافت را داشت سرانجام شکست خورده و به دست حجاج بن يوسف ثقفي کشته شد. از اين دست افراد و قيام ها را زياد مي توان نام برد؛ ولي حادثه جانسوز کربلا تاکنون مشعل جانسوز محافل شيعه و عامل تحرک مجامع آنان در طول قرون و اعصار بوده است. بي گمان نيز همچنان روشنايي بخش مجامع و محافل امت هاي اسلامي خواهد بود.

راز جاودانگي امام حسين(ع) اين است که او به پا خاست تا دين جد خود پيامبر اکرم(ص) را که يک عده منحرف بدعت هايي در آن گذاشته و يک نوع اشرافيت براي خود و وابستگانشان ايجاد کرده بودند و حقوق مستضعفان را به زور غصب کرده بودند، از غارتگران بازستاند. امام حسين(ع) قيام کرد که درس عدالت خواهي، ايمان، مبارزه در راه حق و ظلم ستيزي را به انسان ها بياموزد.

بنابراين، راز باقي ماندن عاشورا قيام براي خدا و براي امر به معروف و نهي از منکر است. امام حسين(ع) در نامه اي براي برادرش محمد حنفيه هنگام خروج از مدينه مي نويسد «من خروج نکردم از براي تفريح و نه از براي استکبار و بلندمنشي و نه از روي فساد و خرابي و نه از براي ظلم و بيدادگري، بلکه خروج من براي اصلاح امت جدم محمد(ص) است. من مي خواهم امر به معروف و نهي از منکر کنم و به سيره و سنت جدم و آيين و روش پدرم، علي ابن ابي طالب(ع)، رفتار کنم پس هر که مرا بپذيرد و به قبول حق قبول کند، پيش خداوند سزاوارتر است به حق و هر که مرا در اين امر رد کند، پس من صبر و شکيبايي پيشه مي گيرم تا آنکه خداوند ميان من و ميان اين جماعت، حکم به حق فرمايد.» (نفس المهموم، شيخ عباس قمي، صفحه 45)

مسيو ماربين آلماني مي گويد: «مصائبي که حسين(ع) در راه احياي دين جد خود بر خود خريد بر سالفين از ارباب ديانات و مذاهب مزيت دارد و براي احدي از گذشتگان وارد نيامده و بر فرض هم اگر گفته شود اشخاص ديگر هم در راه ديانت جان باخته اند اما به وضع حسين(ع) نبوده است. زيرا حسين(ع) جان شيرين خود را داد، فرزندان عزيز، برادران، برادرزادگان، اصحاب و خويشانش را داد. حتي مال و عيال را به اسيري داد و در تاريخ دنيا هجوم اينگونه مصائب پي درپي اختصاص به حسين(ع) داشته است و اين است که به مجرد پيش آمدن اين مصائب، اعمال و قبايح بني اميه به يکباره ظاهر شد و حس سياسي در مسلمانان پيدا و بني اميه را مخرب اسلام دانستند و آنها را ظالم و غاصب ناميدند. گويا با اين فداکاري حسين(ع)، مسلمانان از نو زندگي گرفتند و روحانيت اسلام که يک دفعه ظاهر شده بود با يک نورانيت تجديد شد.»

آري، امام حسين(ع) عزت را بر ذلت ترجيح دادند و قطعاً اگر ايشان با يزيد و آل اميه مبارزه نمي کرد و با آنان کنار مي آمد و سکوت اختيار مي کرد، بهترين امکانات و زندگي ها را براي او فراهم مي کردند؛ ولي ايشان عزت اسلام و مسلمين را بر زندگي اشرافي و فاسد اموي ترجيح داد.

چرا امام حسين(ع) برای اصلاح جامعه و حکومت، «جهاد» را برگزيد؟

امام حسين(ع) تنها به مسلمانان و شيعيان تعلق ندارد، بلکه او متعلق به همه بشريت است، بشريتي که از بي عدالتي ها، تبعيض ها، زندگي اشرافي رنج مي برند. حسين بن علي(ع) با بررسي موکبات و مقدماتي که حدود 30 سال پيش از قيام فراهم شده بود اين طور تشخيص داد و تشخيص او بسيار درست بود که انحراف مسلمين و انحراف امت اسلامي در آن تاريخ، يعني در سال 60 هجري به قدري شديد شده است که با سخنراني و موعظه و نامه نوشتن نمي شود آنها را علاج کرد و لذا آن حضرت تشخيص داد که جز با يک قيام و نهضت عميق نمي شود از مقدماتي که اميرمؤمنان و امام حسن(ع) تاکنون فراهم کرده اند، نتيجه قطعي گرفت؛ لذا آن قيام بزرگ را در عاشورا انجام دادند.

انسان امروز از عاشورا چه درس ها و عبرت هايی می تواند بگيرد؟

اگر به تاريخ رجوع کنيم در خواهيم يافت همراه با زنده بودن نام مقدس امام حسين(ع) نام يزيد نيز باقي است منتها حسين(ع) به عنوان الگوي رشادت و شهامت و يزيد سمبل جنايت است. براي پاسخ به اين پرسش که درس عاشورا براي انسان امروز چيست، بايد نخست به سخنان امام حسين(ع) رجوع کرد ايشان در ميدان مبارزه فرياد مي زند: «آيا نمي بينيد که به حق عمل نمي شود و از باطل دست نمي کشند و در اين صورت حتماً بايد مؤمن حق جو طالب ديدار خدا و لقاء حق بوده باشد. من مرگ را جز سعادت نمي بينم و زندگي با ستمگران را جز ملالت و خستگي نمي نگرم.» (لهوف، سيد بن طاووس، صفحه 69).

باز جمله ديگري از امام حسين(ع) هست که مي گويند: «مرگ در راه عزت بهتر از زندگي با ذلت است». و در آخرين لحظه زير تيغ دشمن فاسد فرياد مي زنند: «اي پيروان ابي سفيان اگر براي شما ديني نيست و از معاد نمي ترسيد، پس در زندگاني دنياي خود از آزادگان باشيد»

ابي عبدالله الحسين(ع) با کلامي فراديني، فرامذهبي، فراقومي، فرامليتي بيان مي کند: «اگر دين نداريد از خدا هم نمي ترسيد، به روز آخرت و رستاخيز هم اعتقاد نداريد؛ لااقل مردم آزاده به دنيا باشيد» معتقدم، اين جمله را بايد بر سر در سازمان ملل متحد نوشت.

دکتر طاها حسين مصري در کتاب «علي و فرزندانش» مي نويسد: «فرق ياران يزيد با ياران امام حسين(ع) اين است، موقعي که يزيد مي گفت برويد حسين و يارانش را بکشيد، می‌گفتند چقدر به ما پول مي دهي؟ اما ابي عبدالله موقعي که مي گفت برويد به ميدان مبارزه، يارانشان مي گفتند کاش ما هزار جان داشتيم، کشته مي شديم، زنده مي شديم، دوباره زير شمشير قطعه قطعه مي شديم، باز حيات پيدا مي کرديم، باز در راه شما ما فداکاري مي کرديم و هرکدام بر ديگري سبقت مي گرفت براي جلو رفتن.» بنابراين، درسي که از عاشوراي ابي عبدالله(ع) مي گيريم فقط سينه زدن و زنجير زدن نيست بلکه درس آزادگي، تمکين نکردن از ظالم، ظلم ستيزي، عزت، مبارزه، حتي با قلت جمعيت است. از کثرت دشمن نترسيم و اگر حق را تشخيص داديم، براي گرفتنش مبارزه کنيم، همچنان که امام حسين(ع) مبارزه کرد.

 

روزنامه ايران، شماره 6605 به تاريخ 5/7/96، صفحه 15 (انديشه)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS