دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ظلم و پیامدهای آن

No image
ظلم و پیامدهای آن

خيلي از مصائب و مشكلاتي كه برايمان اتفاق مي‌افتد حاصل اعمال ناپسند خودمان است، در اين مواقع اگر به اعمالمان در گذشته فكر كنيم متوجه مي‌شويم كه چه بي‌توجهي‌هايي به حقوق ديگران داشته‌ايم و چه ظلم‌هايي كه در حق ديگران روا داشته‌ايم كه حالا همانها گريبانمان را گرفته است.

مفهوم ظلم و ستم

بعضي از كتاب‌هاي لغت، ظلم را به معني ستم، بيداد و ناقص كردن حق دانسته‌اند و در تعريف آن گفته‌اند: ظلم عبارت است از: گذاشتن يك شي ء در غير محل و جاي مناسب آن. بر اين اساس، ظلم و ستم در مقابل عدل و داد قرار مي‌گيرد؛ چون در تعريف عدل هم گفته شده است: عدل عبارت است از: قرار دادن هر چيز در جاي خودش. در اصطلاح، ظلم عبارت است از اينكه: اشيا، اعمال، صفات و عقايد از محل و جايگاه واقعي آنها تغيير داده شوند. در علوم اجتماعي نيز ظلم عبارت است از: غصب و ناديده گرفتن حقوق اجتماعي و اقتصادي افراد و اجبار آنان به اموري ناپسند كه برايشان مطبوع و مطلوب نيست. اما در اصطلاح قرآن، ظلم اختصاص به تجاوز فرد يا گروهي به حقوق فرد يا گروه ديگر ندارد، بلكه شامل ظلم فرد به نفس خود او نيز مي‌شود و هر فسق و فجور و خارج شدن از مسير درست انسانيت را هم ظلم مي‌گويند. در قرآن يكي از فلسفه‌هاي بعثت انبياء برقراري قسط بيان شده است: همانا ما پيغمبران خود را با ادله و معجزات فرستاديم و برايشان كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم به راستي و عدالت گرايند و آهن را كه در آن هم سختي و كارزار و هم منافع بسيار بر مردم است نيز براي حفظ عدالت آفريديم تا معلوم شود كه خداوند رسلش را با ايمان قلبي ياري خواهد كرد كه خدا بسيار قوي و مقتدر است (1).

انواع ستم

امام علي (ع) در نهج البلاغه ستم را بر سه گونه شمرده‌اند: وإنّ الظُّلْم ثلاثه: فظُلْمٌ لا يغْفرُ، وظُلْمٌ لا يتْركُ، وظُلْمٌ مغْفُورٌ لايطْلبُ: فأمّا الظُّلْمُ الّذِي لا يغْفرُ فالشِّرْكُ بِا...، قال‌ا... تعالى: . وأمّا الظُّلْمُ الّذِي يغْفرُ فظُلْمُ الْعبْدِ نفْسهُ عِنْد بعْضِ الْهناتِ وأمّا الظُّلْمُ الّذِي لا يتْركُ فظُلْمُ الْعِبادِ بعْضِهِمْ بعْضاً. الْقِصاصُ هُناك شدِيدٌ، ليس هُو جرْحاً بِالْمُدىولا ضرْباً بِالسِّياطِ ولكِنّهُ ما يسْتصْغرُ ذلِك معهُ (2). بدانيد ظلم و ستم بر سه گونه است: ستمى كه هرگز بخشوده نمى‏شود، و ستمى كه‏بدون مجازات نخواهد بود و ظلمى است كه از آن صرفنظر مى‏شود و بازخواست ندارد. اماظلمى كه بخشوده نخواهد شد«شرك به خدا است‏» خداوند مى‏فرمايد: «خداوند هيچگاه از شرك به خود در نمى‏گذرد» (آيه 48 سوره نساء.)، اما ظلمى‏كه بخشوده مى‏شود ستمى است كه بنده با گناهان صغيره به خويشتن كرده است. اما ستمى كه بدون مجازات نمى‏ماند ستمگرى بعضى از بندگان به برخى ديگر است. قصاص در آنجا بسيار سخت است (اين قصاص) مجروح ساختن با كارد يا زدن با تازيانه‏نيست‏بلكه چيزى است كه اينها در برابرش كوچك است. بدترين ظلم ها، ظلم به ضعيف است. فرق نمي‌كند، چه در روابط خانوادگي و چه در روابط اجتماعي، بدين معنا كه در كانون خانواده نبايد احترام بر مبناي ترس باشد، هميشه كوچك‌ترها از اعمال قدرت بزرگ‌ترها در ترس و اضطراب باشند يا در روابط اجتماعي تحت هر عنواني از موقعيت خودش سوءاستفاده كرده و به زيردستان يا ارباب رجوع ظلم كند و به تدريج اهداف سازماني را فداي منافع شخصي و ارضاي قدرت و جاه طلبي نمايد.

نشانه‌های ظالم

خداوند مهربان به وسيله اوليا و انبيا خود، ملاك‌ها و نشانه‌هايي را معرفي كرده است كه به وسيله آنها، مي‌توان صراط مستقيم يا انحراف از آن را تشخيص داد. درباره آلودگي به ستم از امام علي(ع) نقل شده است كه آن حضرت فرمودند: براي ظالم سه نشانه است. به مافوق خود با نافرماني و به زير دستش با قدرت‌نمايي ستم مي‌كند و از ستمگران طرفداري و پشتيباني مي‌كند.

پيامدهای ظلم و ستم

يكي از راه‌هاي تحقق اجتماع سالم كه در پرتو آن همگان به طور شايسته و بايسته از حقوق فردي و اجتماعي خويش بهره‌مند خواهند شد تبيين پيامدهاي زيانبار ظلم و ستم است، پيامدهايی كه نه تنها زمينه نابودي خود ستمگر را فراهم مي‌نمايد بلكه آثار مخرب آن دامنگير جامعه نيز خواهد شد. در اين رابطه پيامبر اعظم (ص) مي‌فرمايند: الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم (3)؛ حكومت با كفر باقي مي‌ماند اما با ظلم دوامي نخواهد داشت. حضرت علي(ع) مي‌فرمايند: يوْمُ الْمظْلُومِ على الظّالِم أشدُّ مِنْ يوْمِ الظّالِمِ على الْمظْلُوم (4)؛ روزى كه ستمديده از ستمكار انتقام كشد، سخت‏تر از روزى است كه ستمكار بر او ستم روا مى‏داشت.

راه پرهيز از ستم

براي در امان ماندن از آلودگي به ظلم و ستم، در حق ديگران، راهكارهاي زيادي ذكر شده است. از جمله اين راهكارها، انديشيدن در نتايج و دستاوردهاي زيانبار اعمال و رفتارهاي ظالمانه است. چون يكي از قوانين و سنت‌هاي حاكم بر نظام هستي اين است كه هر عملي، بازتابي را در پي دارد. اگر عمل نيك باشد، ثمره شيرين و اگر عمل ناشايست باشد، نتيجه‌اي تلخ به دنبال خواهد آورد. گذشته از آن، اقتضاي عدالت خداوند آن است كه هر كس را به سزاي عملي كه انجام مي‌دهد، برساند. حضرت علي (ع) در اشاره به اين حقيقت مي‌فرمايد: در موقع ارتكاب به ستم، دادگري خداوند را كه با تو خواهد داشت و در هنگام قدرتمندي، توانمندي و قدرت خدا را كه بر تو دارد، ياد كن.

كلام آخر

قطعا اگر افراد جامعه يقين داشته باشند كه هيچ ظلمي بي‌پاسخ نمي‌ماند و پاسخي كه به ظالم داده مي‌شود به مراتب دردناك‌تر از ظلمي است كه به مظلوم شده است، ديگر كسي حتي فكر ستم به ديگران را در سر نخواهد پروراند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS