دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عام الحزن

No image
عام الحزن

كلمات كليدي : تاريخ، پيامبر(ص)، عام الحزن، خديجه(س)، ابوطالب

نویسنده : سيد علي اكبر حسيني

عام‌الحزن از حوادث حزن‌انگیز صدر اسلام است،[1] در پی وفات ابوطالب و خدیجه(س) رسول خدا(ص) از این سال با عنوان «عام‌الحزن» یاد کردند. نام‌گذاری این سال بدین نام، خود، بیش از هر چیز دیگر، بیانگر خدمات شایسته و فداکاری‌های بی‌مانند آن دو بزرگوار در راه دین و حمایت از رسول خدا(ص) بود.

سال دهم بعثت سال اندوه پیامبر(ص)

سال دهم بعثت سالی سخت و طاقت فرسا برای رسول خدا(ص) بود؛ دو ماه[2] و به نقلی هشت ماه و بیست و یک روز[3] پس از خروج از شعب رسول خدا(ص) دو تکیه‌گاه توانمند و دو یار پر نفوذ و راستین[4] و دو اهرم قدرتمند در پیشبرد اهداف الهی را از دست داد؛ این حادثه به قدری بر رسول خدا(ص) سخت و ناگوار آمد که ایشان این سال را سال «غم و اندوه» نامیدند.[5] در این سال، پیامبر(ص) عمویش ابوطالب را که از کودکی عهده‌دار سرپرستی‌اش بوده و از حامیان و مدافعان بزرگ رسول خدا(ص) پس از بعثت بود را از دست داد؛ پیامبر(ص) چون خبر وفات ابوطالب را دریافت کرد به شدت دلتنگ و منقلب گردید و با شتاب خود را به بالینش رسانید سپس دست برپیشانی او می‌کشید و می‌فرمود: «عموجان در خردسالی تربیتم کردی، در یتیمی سرپرستی‌ام نمودی و در بزرگی یاری‌ام نمودی خدا از سوی من به تو پاداش خیر عطا فرماید.»[6] اندکی قبل[7] یا بعد از مرگ ابوطالب[8] خدیجه(س) نیز از دنیا رفت به راستی خدیجه(س) برای پیامبر(ص) از نعمت‌های ارزنده و والامقام آفریدگار بود که مدت بیست و پنج سال مهربانانه و دلسوزانه در کنارش از مشکلات و سختی‌هایش کاست و به روح و روان رسول خدا(ص) آرامش ‌داد و در تلخ‌ترین اوقات هم‌چون فرشته‌ای او را کمک ‌نمود و در راستای تبلیغ دین مبین اسلام و اعتلای کلمه توحید یار و یاور و در مبارزه سخت و پرمشقت علیه دشمنان شریکش بود و از بذل جان و مال هیچ دریغ نورزید .ایشان وزیری صادق برای اسلام و مایه‌ی تسکین رسول خدا(ص) بود.[9] پیامبر(ص) پیوسته از این بانو حتی پس از وفاتش(س) به شایستگی یاد کرده در ستایشش می‌فرمود: «او به من ایمان آورد زمانی که مردم کافر بودند و تصدیقم کرد، زمانی که مردم تکذیبم می‌کردند و به مالش یاری می‌رساند زمانی که مردم تحریمم کردند و خدا از او فرزندانی نصیبم کرد که از دیگر زنان، نصیبم نکرد.»[10]

مورخان در این‌که سال وقوع این رخداد سال دهم بعثت و پس از خروج از شعب ابی‌طالب بوده اتفاق نظر دارند؛ اما در روز و ماه وفات این دو بزرگوار و نیز فاصله زمانی بین وفات آن‌ها به شدت اختلاف کرده‌اند، در منابع روایی و تاریخی از اول ذی‌القعده،[11] نیمه شوال[12] و نیمه اول ماه رمضان،[13] به عنوان روز و ماه وفات ابوطالب یاد شده و وفات خدیجه(س) را نیز سه،[14] سی،[15] سی و پنج،[16] پنجاه و پنج روز[17] پس از این تاریخ عنوان کرده‌اند. همچنین در تقدم و تأخر وفات آن‌ها از یکدیگر نیز بین مورخان و سیره‌نگاران اختلاف است عده‌ای وفات ابوطالب را مقدم دانسته‌اند[18] و عده‌ای نیز وفات حضرت خدیجه (س) را.[19]

پس از وفات این دو یار عزیز و دو همراه شفیق، مصیبت‌ها و محنت‌های پی‌درپی عرصه را بر حضرت(ص)، سخت تنگ کرد و مصیبت‌ها از هر سوی بر حضرت به شدت فزونی گرفت.[20] از هند بن ابی‌هاله اسدی نقل شده: «وقتی ابوطالب از دنیا رفت آن حضرت به شدت مورد اذیت و آزار قریش قرار گرفت تا جایی که فرمود: ای عمو چه زود جای خالی تو را احساس کردیم صله رحم تو برایت مفید باشد و خداوند به تو جزای خیر عنایت فرماید.»[21] از پیامبر اکرم(ص) نیز در وصف این ایام روایت شده: «ما زالت قریش کاعّة عنی حتی مات ابوطالب؛ قریش از من واهمه داشتند تا آن هنگام که ابوطالب از دنیا رفت.»[22]

مقاله

نویسنده سيد علي اكبر حسيني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS