دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عاملان صدقات پیامبر(ص)

No image
عاملان صدقات پیامبر(ص)

كلمات كليدي : پيامبر اكرم(ص)، صدقات، عاملان صدقات، زكات

نویسنده : یدالله حاجی‌زاده

کلمه «صدقه» همانند صلات، زکات و کلماتی دیگر در اصطلاح متشرعه، مفهوم خاصی پیدا کرده است. صدقه در اصطلاح متشرعه، تنها بر کمک‌های مالی مستحبی به فقرا اطلاق می‌شود و نقطه مقابل زکات واجب مالی است؛ اما در قرآن کریم، مفهومی گسترده‌تر از صدقات مستحبی دارد؛ یعنی علاوه بر صدقات مستحب بر زکات واجب هم اطلاق می‌شود؛ چنان‌که در آیه 60 سوره توبه آمده است:

«إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکینِ وَ الْعامِلینَ عَلَیها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمینَ وَ فی‌ سَبیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبیلِ فَریضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیمٌ.»[1]

«صدقات، تنها به تهیدستان و بینوایان و متصدیان [گردآورى و پخش‌] آن و کسانى که دلشان به دست آورده مى‌شود و برای [آزادى‌] بردگان و وامداران و در راه خدا و به در راه مانده اختصاص دارد. [این‌] به عنوان فریضه از جانب خدا، و خدا داناى حکیم است.»

مقصود از صدقات در آیه پیشین، زکات واجب است. در مصادر تاریخی نیز وقتی گفته می‌شود: پیامبر(ص) عاملان صدقات خویش را به مناطق مختلف اعزام می‌کرد، مراد از لفظ «صدقات»، بیشتر، صدقات واجب بود. در مباحث پیش رو، منظور از صدقات، بیشتر، همین معنای دوم، یعنی صدقات واجب(زکات) مراد است.

تعریف عاملان صدقات

در تعریف آن گفته‌اند:

«هم السعاة ای السعاة فی اخذ الصدقات و جمعها و حفظها حتی یودیها الی من یقسمها.»[2]

«عاملان صدقات کسانی‌اند که در گرفتن و جمع‌آوری و حفظ صدقات تا رساندن آن به کسی که آن را تقسیم می‌کند، تلاش و کوشش دارند.»

در تعریفی دیگر آمده است:

«هم السعاة فی جبایة الصدقات.»[3]

«کسانی که مسئول جمع‌آوری صدقات‌اند.»

البته باید توجه داشت که عاملان صدقات، علاوه بر اخذ و جمع‌آوری و حفظ صدقات، گاهی خود، عامل تقسیم زکات نیز بوده‌اند.

زمان وجوب زکات(صدقات واجب)

شکی نیست که زکات، قبل از هجرت و تقریبا هم‌زمان با وجوب نماز، واجب شده است. در روایاتی از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) آمده است: «خداوند، زکات را با نماز واجب کرد.»[4]

جعفر بن ابی‌طالب هم در مجلس نجاشی، زکات را از جمله مواردی برشمرد که خداوند بر مسلمانان واجب کرده است؛[5] اما در مقابل، روایتی با سند صحیح داریم که مطابق مفاد آن، پس از نزول آیه زکات در سوره توبه که از سوره‌های مدنی است، پیامبر(ص) دستور داد تا منادی در میان مردم فریاد بزند: «خداوند، زکات را بر شما واجب کرد.» پس از گذشت یک سال دوباره به منادی فرمود اعلام کند: «ای مسلمانان! زکات اموالتان را بپردازید تا نمازتان قبول شود.» سپس عاملان صدقات را برای جمع‌آوری زکات به اطراف فرستاد.[6]

آیات زیادی از قرآن کریم داریم که در مکه نازل شده‌اند و بر وجوب زکات دلالت دارند؛ مثل آیه 4 سوره مؤمنون، آیه 4 سوره لقمان، آیه 7 سوره فصلت، آیه 73 سوره انبیاء و آیات 31و 55 سوره مریم؛ چون همه این آیات را بر استحباب و یا زکات فطره نمی‌توان حمل کرد، باید بگوییم زکات قبلاً تشریع شده بود؛ اما پیامبر(ص) تا نزول آیه 60 سوره توبه، عاملان صدقات را برای جمع‌آوری آن نفرستاده بود. احتمال دیگر این است که زکات در مکه واجب شده باشد؛ اما گرفتن و لزوم پرداخت آن در مدینه بوده است.[7]

عاملان صدقات

در منابع، افراد زیادی با عنوان "عاملان صدقات پیامبر(ص)" معرفی شده‌اند. رسول اکرم(ص) این افراد را برای اخذ صدقات و گاهی توزیع آن میان مستحقان، اعزام کرده است؛ از جمله این افراد به این اشخاص می‌توان اشاره کرد.

1. «مَعاذِ بن جَبَل»: وی عامل صدقات یمن بود.[8] بلاذری می‌نویسد: «پیامبر(ص) در نامه‌ای به زرعة بن ذی یزن نوشت: «وقتی فرستاده‌ من، معاذبن جبل و یارانش، نزد شما آمدند؛ صدقات و جزیه‌ها را جمع کنید و به او بسپارید. معاذ، سرپرست فرستادگان من است... .»[9] معاذ بن جبل در یمن، امر قضا و جمع‌آوری صدقات را از طرف پیغمبر بر عهده داشت.[10] پیامبر به وی دستور داده بود صدقات را از خرما، گندم ،جو و کشمش بگیرد.[11]

2. «خالدِ بنِِ سَعیدِ بن عاص»: خالد نیز از عاملان صدقات بوده است. از دختر وی نقل شده است که رسول‌ خدا(ص) پدرم را با عنوان کارگزار صدقات، برای جمع‌آوری زکات به یمن اعزام کرد. وقتی پیامبر(ص) رحلت کرد، پدرم در یمن بود.[12] مقدسی آورده است: «خالد بن سعید بن عاص، کاتب پیامبر در مکه و مدینه بود. رسول اکرم (ص) او را عامل صدقات یمن کرد.»[13]

3. «عکرمة بن ابی‌جهل»: پیغمبر(ص) وی را به سرپرستی صدقات هَوازن گماشت.[14]

از دیگر عاملان صدقات می‌توان به زَبرقان بن بَدر،[15] قیسِ بنِ عمرو بنِ معدیکرب،[16] فروة بن مَسیک،[17] عمروعاص،[18] ولید بن عُقبه،[19] عُدی بن حاتم طائی، اَرقمِ بنِ ابی اَرقم و حذیفة بن الیمان اشاره کرد. [20]

پیامبر اکرم(ص) عاملان صدقات را به تمامی نواحی در سرزمین اسلام می فرستاد. در منابع تاریخی آمده است: «پس از اینکه بنی‌المصطلق مسلمان شدند، پیامبر، ولید بن عقبه را برای اخذ زکات، نزد آنان فرستاد.»[21]

صدقات به فقرا، مساکین، بینوایان و گروه‌هایی دیگر اختصاص داشت. در قرآن کریم به این گروه‌ها اشاره شده است.[22] عاملان صدقات در برخی از موارد، پس از جمع‌آوری، آن را میان افراد مستحق تقسیم می‌کردند. عمرو‌عاص ـ که بنا به نقلی فرستاده پیامبر (ص) نزد حاکمان عمان، جیفر و عبد فرزندان جلندی بوده است ـ[23] می‌گوید: «جیفر و عبد هر دو مسلمان شدند و اجازه دادند تا زکات را جمع‌آوری کنم... من صدقات و زکات را از توانگران ایشان می‌گرفتم و بین بینوایان تقسیم می‌کردم.»[24] از ابن‌عمر هم روایت شده است که وقتی پیامبر (ص) عاملان صدقات را می‌فرستاد به آنها دستور می‌داد چیزهایی را که می‌گیرند در خویشاوندانِ کسانی صرف کنند که صدقات را از آنها گرفته‌اند. اگر در خویشاوندان نزدیک آنها کسی پیدا نشد، در عشیره(قبیله) آنها صرف شود، سپس همسایگان نیازمند و... .»[25]

نکته‌ای که باید به آن توجه شود این است که صدقات به خاندان پیامبر(ص) تعلق نمی‌گیرد؛[26] از این رو حضرت از خاندان خویش، هیچ فردی را حتی به عنوان عامل صدقات[27] قرار نداد. در برخی از منابع تاریخی آمده است: عبد‌المطلب بن ربیعة بن حارث و فضل بن عباس به حضور پیامبر آمدند و از آن حضرت خواستند که ایشان را عامل صدقات قرار دهد تا همانند دیگر عاملان، سهمی از صدقات برای خویش بردارند. رسول خدا(ص) با این خواسته مخالفت کرد و فرمود: «صدقه بر محمد و آل محمد روا نیست.»[28]

علامه عسکری در این باره می‌نویسد: «پیامبر راضی نشد که اولاد مطلب که صدقه بر آنها حرام بود، متولی امر صدقات شوند... .از همین‌جا خطای کسانی آشکار می‌شود که گمان کرده‌اند، پیامبر، علی‌(ع) را به یمن فرستاد تا صدقات را اخذ کند.»[29] البته اگر بپذیریم پیغمبر(ص)، علی‌(ع) را به عنوان عامل صدقات به جایی اعزام کرده است، باید بگوییم آن حضرت با وجود این مسئولیت نمی‌توانست سهمی از صدقات برای خویش بردارد.

مقاله

نویسنده یدالله حاجی‌زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
Powered by TayaCMS