دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عبودیت راهی برای متاله شدن

No image
عبودیت راهی برای متاله شدن

کلمات کلیدی :عبوديت راهي براي متاله شدن

نویسنده :علی مددی

فلسفه آفرینش در خدایی شدن انسان نهفته است. از آنجایی که انسان مسیر خدایی شدن و بازگشت به کمال مطلق را از مهبط و قرارگاه زمین آغاز می‌کند، مسیری سخت و دشوار را می‌بایست بپیماید که گاه از آن به دوزخ دنیوی یاد می‌شود. انسان از پست‌ترین عنصر در هستی یعنی خاک آفریده شده است. این پست ترین درعین حال قابل ترین عنصر نیز به شمار می‌آید، از این رو پذیرای روح الهی شده و توانایی آن را دارد تا مقام خلافت الهی بر همه کائنات، خود را بالا بکشد.

راه رسیدن به خدایی شدن و لقای الهی، مسیری از عبودیت تا متاله شدن است. اما این تمام مسیر بشر نیست، چون پس از خدایی شدن تا ربوبیت یافتن در مقام خلافت الهی، راهی بس کوتاه و شیرین باید پیموده شود.

از این رو در آموزه‌های قرآنی فرصت عمر کوتاه دنیوی، فرصتی بی نظیر و بی بدیل است که هرگز تکرار نخواهدشد و انسان هر آنچه را ساخته برای ابدیت خود ساخته است.

این مسیر تا مظهریت ربوبیت، نیازمند بسترهایی است که از آن به اهداف ابتدایی، میانی و غایی تعبیر می‌شود. این گونه است که آبادانی زمین، برپایی عدالت، تعلیم و تزکیه، جامعه مدنی و امت و مانند آن به عنوان فلسفه آفرینش و اهداف خلقت انسان معرفی می‌شود؛ چرا که هریک بستری برای دیگری است. انسان در این مسیر است که شدن‌های کمالی را بواسطه ابتلاو مانند آن تمرین می‌کند و در کوره دنیا برای عبودیت و خلافت و ربوبیت آبدیده می‌شود.

هستی در خدمت انسانیت

انسان اشرف آفریده‌های خداوندی است. شرافت انسان را می‌بایست در روح الهی او دید. انسان به گونه ای آفریده شده که می‌تواند به عنوان ظرفی کامل از همه اسمای الهی باشد و مظهر همه صفات خداوندی شود. از این رو از اراده و اختیاری استثنایی برخوردار است و به او فرصت می‌دهد تا خود را چنان بسازد که درمقام مظهر ربوبیت خداوندی تجلی کرده و بر کائنات فرمان راند و هریک از آفریده‌های الهی را پرورش داده و به کمال شایسته و بایسته خودشان برساند.

زمین، قرارگاه آدمی است و دنیا گذرگاه استثنایی برای بشر است که می‌تواند دراین گذرگاه با هر گامی، خود را چنان دگرگون کند که هیچ موجودی را توانایی آن نیست. البته شدن‌های انسان می‌تواند در دو مسیر متقابل هم باشد که درنهایت به حکم دایره به یک منشا باز می‌گردد. لذا بازگشت همه به سوی اوست؛ با این تفاوت که یکی از مسیرشدن‌های کمالی به سوی او باز می‌گردد و آن دیگری از مسیر سقوط، به سوی خداوند می‌رود. در نهایت هر یک، دو وجه متقابل از خداوندی را دیدار خواهندکرد: یکی وجه جمالی الهی را زیارت کرده و خود وجه آن می‌شود و آن دیگر وجه جلالی خداوند را در برابر خویش می‌یابد. خداوند در این باره می‌فرماید: «چهره هایی در آن روز شاداب و خرم است که به پاداش پروردگار خود چشم دوخته اند و چهره هایی که در آن روز گرفته است.» (قیامت، آیات 22 تا 24)

کسی که در مسیر کمالی شدن، قرارمی گیرد، متاله (خدایی) می‌شود. خدایی شدن، عامل اصلی دستیابی به خلافت مطلق خداوندی است؛ چرا که شخص در آن مقام می‌تواند مظهر ربوبیت الهی و پروردگاری خداوندی باشد. این مسیر متاله شدن نیز تنها از گذرگاه و مسیر عبودیت می‌گذرد. از این رو امام صادق می‌فرماید: العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ عبودیت گوهری است که باطن آن ربوبیت است. برهمین اساس خداوند درباره فلسفه آفرینش انسان و جنیان این گونه می‌فرماید: «و جن و انس را نیافریدم، جز برای آنکه مرا بپرستند.» (ذاریات، آیه65)

پرستش و عبادت به معنای اطاعت از خداوند است (آل عمران، آیه23) و مصادیقی بسیار برای اطاعت است که از جمله آن ماموریت در آبادسازی زمین و کشاورزی است. (هود، آیه16)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS