دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عجب

امام صادق (ع) فرمودند: «عجب فرع دانه كفر است كه در زمينه نفاق نمو و رشد پيدا كرده و با آب ظلم سيراب مي‏شود و شاخه‏هاي آن جهالت است و برگ هاي آن ضلالت است و ميوه آن لعنت و خلود در آتش است.»
عجب
عجب

قال الصادق(ع): «الْعُجْبُ‏ نَبَاتٌ‏ حَبُّهُ‏ الْكُفْرُ وَ أَرْضُهُ النِّفَاقُ وَ مَاؤُهُ الْبَغْيُ...»
امام صادق (ع) فرمودند: «عجب فرع دانه كفر است كه در زمينه نفاق نمو و رشد پيدا كرده و با آب ظلم سيراب مي‏شود و شاخه‏هاي آن جهالت است و برگ هاي آن ضلالت است و ميوه آن لعنت و خلود در آتش است.» (مصباح الشريعة، ترجمه مصطفوي، ص168)

عجب

«الْعُجْبُ‏ نَبَاتٌ‏ حَبُّهُ‏ الْكُفْرُ وَ أَرْضُهُ النِّفَاقُ وَ مَاؤُهُ الْبَغْيُ وَ أَغْصَانُهُ الْجَهْلُ وَ وَرَقُهُ الضَّلَالُ وَ ثَمَرَتُهُ اللَّعْنَةُ وَ الْخُلُودُ فِي النَّار»

عجب آن است که آدمی به جهت کمالی که در خود بیند خواه آن کمال را داشته باشد یا نداشته باشد، خود را بزرگ شمارد.[1]

فرق عجب و تکبر
«عجب» ميان انسان و پروردگارش مى‏باشد و وجود شخصى ديگر و ملاحظه برترى بر او لازم نيست، و «كبر» ميان انسان است و هم‌جنسان خود كه خويشتن را بهتر از آنان بداند. مادامى كه اين صفت در باطن او مضمر است، «كبر» ناميده مى‏شود، و هر وقت اظهار برترى بر غير نمود، آن را تكبّر نامند.[2]

ریشه عجب و خودپسندی
عجب ناشی از حب نفس است و انسان به واسطه این رذیله، اعمال کوچک خویش را بزرگ می‌شمارد و خود را از خوبان درگاه خداوند متعال تلقی می‌کند و خویش را مستحق مدح و ثنا. با یك عمل كوچك مخلوط به هزاران آفت، خود را سزاوار رحمت او می‌داند. در نقطه مقابل از گناهان و اعمال زشت خود غافل شده و آنها را ناچیز و بی‌اهمیت می‌شمارد، حتی کار به جایی می‌رسد که اعمال زشتش در نظرش نیكو جلوه می‌كند و گاهی در اثر همین غفلت از حقایق، بهاموری که در واقع کمال نبوده و سزاوار افتخار کردن نمی‌باشند، عُجب می‌کند و آنها را کمال خود می پندارد.[3]
چند غروری ای دغل خاکدان چند منی ای دو سه من استخوان
پیش‌تر از تو دگران بوده‌اند کز طلب جاه نیاسوده‌اند
حاصل آن جاه بین تا چه بود سود بد اما به زیان شد چه سود
این چه نشاطست کزو خوش‌دلی غافلی از خود که زخود غافلی[4]

مضرات خودپسندى‏
1. خودپسندى انگيزه خودخواهى مى‏شود، چه آن يكى از عوامل خودخواهى است و از خودخواهى، آفات زيادى پديد مى‏آيد.
2. خودپسندى، باعث فراموشى گناهان و ساده گرفتن آنها مى‏شود، در نتيجه انسان به بعضى از گناهان توجّه نکرده و آنها را ترك نمى‏کند و به فراموشى مى‏سپارد، و آنچه را هم كه مورد توجه قرار مى‏دهد، كوچك مى‏شمارد و اهميّت نمى‏دهد، در نتيجه براى جبران و تلافى آنها كوشش نمى‏كند.
3. فرد خودپسند، به عمل و عقل و خردش می‌بالد و در نتيجه از استفاده و مشورت با ديگران و درخواست و پرسش مطلبى خوددارى مى‏كند و مستبد و خودرأى بار مى‏آيد، و از پرسش مشكلات از آن كسى كه داناتر است خوددارى مى‏كند، و بر اشتباهات خود اصرار مى‏ورزد؛ امام صادق(ع) می‌فرمایند:
4. «مَن دَخَلَهُ العُجبُ هَلَکَ[5]
5. به هر که خودپسندى راه یابد، نابود شود .
6. از جمله مهمترين آفات خود پسندى آن است كه -‌به گمان اينكه او رستگار است و بى‏نياز- از كوشش و تلاش در طلب دانش كوتاهى كند، كه خود هلاكت واضح و روشنى است؛[6]امام صادق(ع) می‌فرماید:
7. «الْعُجْبُ صَارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ دَاعٍ إِلَي الغَمْطِ وَ الْجَهْل:‏[7] خودبينى آدمى را از دانش‏طلبى منصرف مى‏كند و او را به انكار حق و نادانى مى‏كشاند.»
امام باقر يا امام صادق عليهما‌السّلام فرمود: «دو مرد داخل مسجد شوند كه يكى عابد و ديگرى فاسق باشد، و از مسجد خارج شوند، در حالى‌كه فاسق صديق (مؤمن واقعى) شده باشد و عابد فاسق، و اين براى آن است كه عابد داخل مسجد شود، در حالتى كه به عبادتش ببالد و بآن بنازد و فكرش در آن‌باره باشد، ولى فكر فاسق درباره ندامت و پشيمانى از فسقش باشد و از خداى عزوجل راجع به گناهانى كه كرده، آمرزش خواهد.[8]

[1]. نراقی، ملا احمد؛ معراج‎السعاده، قم، انتشارات قائم آل محمد، چاپ هفتم، ص 207
[2]. ابن بابويه، محمد بن على - محمدى شاهرودى، عبد العلى، معاني الأخبار / ترجمه محمدى، 2جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: دوم، 1377ش، ج‏2، ص: 101
[3]. خمینی، روح الله،چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، چاپ 39، سال 1386، ص71-72
[4]. نراقی، ملا احمد؛ معراج‎السعاده، قم، انتشارات قائم آل محمد، چاپ هفتم، ص 223
[5]. شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، 8جلد، آستانة الرضوية المقدسة، مجمع البحوث الإسلامية - مشهد، چاپ: اول، 1414ق، ج-1 ؛ ص45
[6]ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى - عطايى، محمد رضا، مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبيه الخواطر، 1جلد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1369ش، صص393-394
[7]. نورى، حسين بن محمد تقى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، 28جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1408ق، ج‏1 ؛ ص140
[8]. كلينى، محمد بن يعقوب - مصطفوى، سيد جواد، أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، 4جلد، كتاب فروشى علميه اسلاميه - تهران، چاپ: اول، 1369 ش، ج‏3 ؛ ص428

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS