دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عدالت حضرت علی(ع) در کار

نیازها و احتیاجات مختلف در طول زندگی افراد در جامعه موجب می‌شود طبقات متعددی از افراد وجود داشته باشند تا بر اساس همکاری و تعاون، نیازها برطرف شود.
عدالت حضرت علی(ع) در کار
عدالت حضرت علی(ع) در کار
نویسنده: جمیله مهدوی‌نیا

نیازها و احتیاجات مختلف در طول زندگی افراد در جامعه موجب می‌شود طبقات متعددی از افراد وجود داشته باشند تا بر اساس همکاری و تعاون، نیازها برطرف شود. این تعاون و همکاری موجب گسترش تقسیم‌ کار می‌شود. هر انسانی بر اساس استعدادها، توانایی‌ها و خصوصیات جسمانی و روحی و علاقه به کاری مشغول می‌شود. فعالیت همه گروه‌ها و قشرها موجب بقا و انسجام اجتماعی می‌شود.

از نظر حضرت علی‌(ع) انسان موجودی اجتماعی است و برای ادامه زندگی خود و جامعه لازم است هر فرد متناسب با استعداد و توانایی و مهارت خود به کاری مشغول باشد؛ زیرا بسیاری از نیازهای مردم با کار جمعی و گروهی و تقسیم کار بهتر و آسان‌تر برطرف می‌شود.

حضرت علی‌(ع) فرموده‌اند: صاحبان کسب و کار به کارهای خود باز می‌گردند و مردم از تلاش آنان سود می‌برند. حضرت علی‌(ع) به تقسیم کار برای برقراری عدالت توجه خاصی داشتند و فرمودند: تقسیم کار آثار مفید و مناسبی در جامعه به وجود می‌آورد و بسیاری از نیازهای ضروری زندگی افراد تأمین می‌شود.

در حدیثی دیگر فرمودند: با تخصصی شدن کارها و تقسیم کار زمینه برای موفقیت و شکوفایی افراد و جامعه فراهم می‌شود. در صورتی که افراد به کارهای گوناگون بپردازند، نه فقط موفقیتی کسب نمی‌کنند؛ بلکه موجب هدر دادن منابع و امکانات می‌شوند. تقسیم کار موجب افزایش کارآیی می‌شود. افرادی که به کارهای گوناگون بپردازند، کوچک شده و پیروز نمی‌شوند.

حضرت علی(ع) به تقسیم کار بین زن و مرد توجه داشتند. امور خانه را به عهده‌ی زن و کارهای خارج از منزل را به عهده‌ی مرد می‌دانستند و فرمودند: باید کارهایی به زنان واگذار شود که با روحیه و توانایی جسمی آنان سازگار باشد. کاری که در توانایی زنان نیست به آنان واگذار نکنید. زن گل بهاری است، نه پهلوانی سخت‌کوش.

حضرت علی‌(ع) به امام حسن فرموده‌اند:

کار هر کدام از خدمتکارانت را معین کن تا او را در برابر آن کار مسئول بدانی.

تقسیم درست کار، سبب می‌شود؛ وظایف را به یکدیگر واگذار نکنند و در خدمت سستی نکنند.

حضرت علی(ع) در حدیثی فرمودند: مسلمان واقعی ساعات شبانه روز زندگی خود را به سه قسمت تقسیم می‌کند. 1ـ عبادت و پرستش و نیایش پروردگار 2ـ کار و فعالیت و کسب درآمد حلال 3ـ استراحت و رسیدگی به امور منزل.

حـــضرت عـــلی(ع) سفارش فرمودند: کـــار هر روز را در همان روز انجام دهید؛ زیرا هر روزی، کار مخصوص به خود دارد و کـــار و تلاش باید با برنامه‌ریزی روزانه انجام گیرد.

مقاله

نویسنده جمیله مهدوی‌نیا

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS