دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عصمت از دیدگاه وهابیت

No image
عصمت از دیدگاه وهابیت

نویسنده : محمد محسن مرداني

كلمات كليدي : گناه، عصمت، قرآن، روايات، رجس

معنای عصمت

عصمت در لغت به معنای منع و در اصطلاح نگاه داشتن خدا، بنده­اش را از چیزی که موجب عقوبت و عذاب می­شود[1] و معصوم یعنی کسی که هیچ یک از حرامهای الهی از او سر نمی­زند.[2]

در متون دینی و تاریخی کهن مثل عهدین[3] مطالبی در رابطه با عصمت و یا عدم آن نسبت به پیامبران به چشم می­خورد و یا حتی در کتب تاریخ نگاری جدید و یا کتبهای اسلامی مثل برخی از تفاسیر، اقوالی به چشم می­خورد که متأثر از اسرائلیات بوده و رفته رفته در بین ذهن علما نفوذ کرده و در آنجا راسخ شده است که با شرع مقدس و مقام پیامبران پیشین سازگاری نداشته و ما را در شناخت اسلام ناب با مشکل مواجه می­کند. مثلا در آیاتی از تورات و انجیل گناهانی از قبیل زنا، شراب خواری، جنایت، حقه بازی، چشم چرانی و... [4] را به پیامبران بزرگ الهی نسبت داده­اند.

دیدگاه وهابیت

از جمله کسانی­که قائل به عدم عصمت پیامبران و به تبع آنها ائمه اطهار (علیهم السلام) شده­اند سلفی­ها می­باشند که به اعتراف بزرگانشان عصمت را برای پیامبران و ائمه اطهار قبول ندارند. ابن تیمیه از بزرگان اهل سنت در یکی از اقوالش مدعی شده که هیچ کس معصوم نیست نه پیغمبر نه غیر پیغمبر[5] و می­گوید: «فإنه لا معصوم بعد الرسول و لاتجب طاعه أحد بعده فى کل شیء»[6] بدرستی که هیچ معصومی بعد از رسول نیست و طاعت هیچ کسی بعد از پیغمبر در هیچ چیزی واجب نیست.

او می­­گوید: امت پیغمبر جمعاً معصوم هستند و چون امت معصومند دیگر نیازی به عصمت امام نیست. وی در منهاج می­نویسد:

أحدها أن یقال لا نسلم أن الحاجه داعیه إلى نصب إمام معصوم وذلک لأن عصمه الأمه مغنیه عن عصمته[7]

دیدگاه امامیه

در رابطه با عصمت پیامبران دلائل مختلفی وجود دارد. مثلاً چون انبیا انسانها را به پاکی و پاکیزگی فرار می­خواندند پس اگر خود آلوده به گناه باشند این فراخوان، ره­آوردی نخواهد داشت و به تعبیر قرآن مورد مواخذه و خشم خداوند متعال قرار می­گیرند:

یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ*کَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ[8]

اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چرا سخنى مى‌گویید که عمل نمى‌کنید؟! * نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنى بگویید که عمل نمى‌کنید!

انبیا باید معصوم باشند تا بتوانند رهبر و راهنمای مردم شوند و همچنین باید معصوم باشند تا در حمل پیامهای خداوند، هیچ جای شک و شبهه و تردیدی باقی­ نماند. اگر دارای مقام عصمت نبوده باشند مردم چگونه می­توانند به اینگونه پیامها اعتماد کنند.

در رابطه با عصمت پیامبر(ص) در قرآن کریم می­خوانیم:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‌ شَیْ‌ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً[9]

اى کسانى­که ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید.

در این آیه و 10 آیه دیگر در قرآن کریم بوضوح می­بینیم که اطاعت از پیغمبر خدا در کنار اطاعت از خداوند متعال قرار داده شده است و از آنجا که فعل پیامبر همانند قولش و تقریرش حجت است باید فعلش صد در صد صحیح باشد تا بندگان در تبعیت از افعال پیامبر به گمراهی نیفتند. پس نبی باید معصوم باشد.

در رابطه با عصمت ائمه اطهار علیهم السلام خداوند متعال در قرآن کریم می­فرماید :

إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً[10]

همانا خداوند مى‌خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد.

اراده خداوند متعال در این آیه بر این تعلق گرفته است که پلیدی را از اهل بیت دور گرداند و رجس هرنوع پلیدی اعم از گناه و غیر گناه است.

نقد وهابیت

برخی از اهل سنت گفته­اند که این آیه در بیان مقام عصمت برای زنها­ی پیغمبر است نه برای اهل بیت. چون آیه مربوط به زنهای پیغمبر است. در جواب باید گفت:

اولا بر فرض اینکه قبول کنیم این آیه در مقام اثبات عصمت برای زنهای پیامبر است پس خود این جواب است برای آقایانی که می­گویند عصمت برای هیچ کسی ثابت نیست نه نبی و نه غیر نبی.

ثانیا این جمله در این آیه برای زنهای پیامبر نیوده و برای اهل بیت می­باشد. زیرا :

1. این احتمال اجتهاد در مقابل نص است. زیرا روایات متواتر بیان می­کند که شان نزول آیه درباره پیامبر و فاطمه و علی و حسن و حسین (علیهم السلام) است و حتی این مطلب را مدتها پیامبر اسلام تکرار می­کرده است تا برای مردم خوب جا بیفتد. مثل روایتی که در مسند احمد از انس ابن مالک نقل می­کند:

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا أَسْوَدُ بن عَامِرٍ ثنا حَمَّادُ بن سلمه عن علی بن زَیْدٍ عن أَنَسِ بن مَالِکٍ أَنَّ النبی صلى الله علیه وسلم کان یَمُرُّ بِبَیْتِ فَاطِمَه سِتَّه أَشْهُرٍ إذا خَرَجَ إلى الْفَجْرِ فیقول الصَّلاَه یا أَهْلَ الْبَیْتِ إنما یُرِیدُ الله لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً[11]

از انس نقل می کند گه پیاکبر گرامی اسلام شش ماه هر وقت که برای نماز صبح از منزل خارج می­شدند به درب خانه فاطمه(س) که می­رسیدند می­فرمودند: ای اهل بیت وقت نماز صبح است و بعد این آیه را تلاوت می­فرمودند که همانا خداوند مى‌خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملا پاک سازد.

آیا این فعل پیامبر آنهم برای شش ماه و هر روز دلالتی جز این دارد که اهل بیت کسانی هستند که در خانه علی و فاطمه­اند.

2. اگر آیه درباره زنهای پیامبر بود باید به صورت خطاب مونث ذکر می­شد نه خطاب مذکر؛ یعنی باید چنین می­آمد: إنما یُرِیدُ الله لِیُذْهِبَ عَنْکُن الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُن تَطْهِیراً

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS