دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عفّت و پاکدامنی

خدایا از تو هدایت، رستگاری، پرهیزگاری، عفاف، بی نیازی و عمل به آنچه که تو دوست می داری و مورد رضایت تو است، در خواست می کنم.
عفّت و پاکدامنی
عفّت و پاکدامنی

عفّت و پاکدامنی

قال فاطمه(س): «اللّهم إنّی أسئلُکَ الهُدَی و التُّقی و العِفَاف و الغِنَی و العَمَل بما تُحِبُّ و ترضَی» (بحارالانوار، ج87، ص338، باب9)

عفّت حالت نفسانی است که باعث مهار غلبه شهوت می‌شود و شخص عفیف آن‌را با تمرین و ممارست به‌دست می‌آورد.[1]

ملااحمد نراقی در تعریف عفّت آورده است: عفّت به‌معنی پیروی کردن غرائز شهوانی از قوه عقلانی است؛ تا از آنچه عقل انسان در خصوص آن امر و یا از آن نهی متابعت کند.[2]

عفّت یکی از پایه‌های شخصیتی فرد و نظام خانواده و به تبع آن، یکی از پایه‌های برقراری جامعه است. اجتماعی که از عفّت برخوردار است هیچگاه متزلزل، نابود و دچار انحطاط اخلاقی نمی‌گردد؛ امام خمینی(ره) در این‌باره می‌فرماید: «اگر انسان بیدارگر، قدری فکر کند، به‌خوبی می‌یابد جنایت خود را در هتک پرده عفّت؛ قوّه‌ای را که خداوند تعالی برای حفظ نظام عائله و ابقای شرافت و سعادت دنیا و ‌آخرت مرحمت فرموده؛ همان قوّه را که انسان به ضد مقصد و مقصود به‌کار بَرَد.»[3]

عفّت و عفاف در روایات، دارای جایگاه برجسته‌ای است؛ به‌طوری‌که اساس و پایه هر خیر و خوبی عفّت شمرده شده است؛ حضرت علی(ع) می‌فرماید:

«العفّهُ رأسُ کلِّ خیرٍ»

پاکدامنی اساس هر خیر و خوبی است.

حتی در برخی احادیث، عفّت، ملاک شیعه بودن دانسته شده است. به‌طوری‌که بی‌عفّتی مساوی با شیعه حقیقی نبودن است. امام صادق(ع) می‌فرمایند:

«انّما شیعَهُ جعفرٍ مَن عَفَّ بَطنُه و فرجُه و اشتَدَّ جهاده و عَمل لخالقِهِ و رجا ثوابَه و خافَ عقابَه فاذا رایتَ أولئک، فأولئک شیعهُ جعفرٍ(ع)» [4]

همانا شیعه جعفر(ع) کسی است که عفّت بطن و فرج داشته و سعی خود را به‌کار گیرد و برای خدا و خالق خود عمل کند و به ثواب او امید داشته باشد و از عقاب او بترسد، پس هرگاه چنین افرادی را دیدید، آنان شیعه واقعی جعفر(ع) هستند.

کسی که در رفتار و زندگی خود عفت نداشته باشد و با بی‌عفّتی، خود و دیگران را در معرض گناه قرار دهد، شیعه امام صادق(ع) نیست.

ارزش عفت و عفاف به‌قدری بالا است که در روایات، پاداش عفیف از پاداش شهید بالاتر معرفی شده است؛ حضرت علی(ع) می‌فرمایند:

پاداش مجاهد شهید در راه خدا بزرگتر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدرت گناه دارد و آلوده نمی‌گردد؛ همانا عفیف پاکدامن فرشته‌ای از فرشته‌هاست.[5]

به‌خاطر همین جایگاه بسیار بالای عفت است که حضرت فاطمه(س) در دعای خود یکی از چیزهایی را که از خداوند درخواست می‌کند، عفت است. چراکه نقش عفّت در تداوم و اعتلای جامعه اسلامی، نقشی بی‌بدیل است و در این میان، فرقی میان افراد جامعه اعمّ از زن و مرد نیست.

    پی نوشت:
  • [1]. اصفهانی، راغب؛ مفردات راغب، تهران، مکتبة المرتضویه، بی‌تا، ص339.
  • [2]. نراقی، ملا احمد؛ معراج‌السعاده، تهران، امین ورشیدی، بی‌تا، ص243.
  • [3]. موسوی خمینی، امام روح‌الله؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، 1377، چاپ اول، ج1، ص280.
  • [4]. حرّ عاملی، محمدبن حسن؛ وسایل‌الشیعه، قم، مؤسسه آل‌البیت، 1409هق، ج15، ص251، باب وجوب العفه.
  • [5]. نهج البلاغه، حکمت 474.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS