دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علت دین گریزی جوامع غربی

حجت الاسلام احمد مبلغی، رییس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در نشست بررسی و تحلیل بروز خرافات در زیارت، امور غیر واقعی و غیر عقلانی را خرافه عنوان کرد و گفت: ورود امور غیرعقلانی و غیر قابل قبول و تفسیرهای شخصی از دین در آیین یهود و مسیحیت، آن ها را زمین گیر و منحصر به کلیسا ها و معابد کرد و باعث دین گریزی جوامع غربی شد...
No image
علت دین گریزی جوامع غربی
علت دین گریزی جوامع غربی حجت الاسلام احمد مبلغی، رییس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در نشست بررسی و تحلیل بروز خرافات در زیارت، امور غیر واقعی و غیر عقلانی را خرافه عنوان کرد و گفت: ورود امور غیرعقلانی و غیر قابل قبول و تفسیرهای شخصی از دین در آیین یهود و مسیحیت، آن ها را زمین گیر و منحصر به کلیسا ها و معابد کرد و باعث دین گریزی جوامع غربی شد. وی با تأکید بر این که نباید واقعیت ها را منحصر به امور مادی و فیزیکی کرد، حقایق متافیزیکی را در زمره امور واقعی دانست و تصریح کرد: دین همچنان که حقیقت مادی را لحاظ می کند و برنامه ریزی های خود را براساس این حقایق مادی تبیین می کند، به حقایق متافیزیکی نیز توجه دارد. حجت الاسلام مبلغی در ادامه بسیاری از عقاید شخصی را که در پوشش دین در بین مردم رواج می یابد، خرافه و از امور وهمی و تخیلی خواند که به نام دین و معارف دینی آسیب بزرگی را به پیکره دین وارد می کند. معاون پژوهش دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم بروز و ظهور خرافات را سبب به حاشیه رفتن معارف اصیل و اشغال متن دین با این اوهام دانست و افزود: هرآنچه که خدا و پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) و علما و مراجع در طول تاریخ بر اساس ادله عقلی و نقلی بیان کرده اند، جزء دین است و هرچه افزون بر آن در جامعه شکل گیرد و دلیل عقلی نداشته باشد، از امور خرافی محسوب می شود. وی در بخش دیگری از سخنانش عوامل بروز خرافات را سودجویی، فریبکاری، جهل و نادانی و نیاز افراد عنوان کرد و افزود: گاهی جهل و توهم فرد است که به باور و اعتقادی برای او بدل می شود و این زمینه ای برای ورود خرافه در دین می شود؛ گاهی نیز جهل و نادانی شخص باعث می شود که دیگران خرافاتی به او القا کنند. رییس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی همچنین به خرافات وارد شده در زیارت اشاره کرد و یادآور شد: زیارت با این قداست می تواند خاستگاه بروز خرافاتی باشد که سه عامل امور فیزیکی، امور معنوی و امور متافیزیکی در زیارت می تواند به آن دامن بزند. حجت الاسلام مبلغی با بیان این که امور معنوی دل سپردن به آن بزرگواران و طلب حاجت از آنان است، گفت: توسل به ائمه(ع) به معنی مستقل دانستن ائمه معصومین(ع) از خداوند نیست، بلکه آن ها واسطه و وسیله ای برای رسیدن به خواسته های ما در برابر خداوندند.
روزنامه کیهان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS