دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عوامل اجتماعی فقر و كاهش روزی

No image
عوامل اجتماعی فقر و كاهش روزی

فقر و تنگدستي چه در بعد فردي و چه اجتماعي آن از منظر آموزه هاي وحياني يک امر جبري و ذاتي نيست، بلکه محصول مجموعه اي از علل و عواملي است که موجبات پيدايش پديده فقر را فراهم مي سازد. نوشتار حاضر در مقام تبيين عوامل اجتماعي فقر و کاهش رزق و روزي انسان است که اينک تقديم خوانندگان محترم مي گردد.

***

مجموعه عوامل فقر و تنگدستي و کاهش رزق و روزي به دو عرصه فردي و اجتماعي تقسيم مي شود. در بعد اجتماعي مهم ترين عامل فقر و بدبختي گروهي از انسان ها و به وجود آمدن اختلاف و تضاد طبقاتي، ساختار ناسالم نظام اقتصادي حاکم بر جوامع و وجود روابط ظالمانه بين افراد است. در طول تاريخ نظام هاي اقتصادي غيرالهي که عمدتاً مطابق خواست ثروتمندان و قدرتمندان شکل گرفته، از جهات مختلف زمينه فقر و تنگدستي اکثريت و ثروت انبوه اقليت را فراهم نموده است.

نظام اقتصادي اسلام با شناسايي اين عوامل به مبارزه پيگير و مستمر با آنها مي پردازد که در اينجا به اهم عوامل اجتماعي فقر و کاهش رزق و روزي اشاره مي کنيم.

1- مالکيت خصوصی نامحدود

قرآن کريم از يک سو مبادي رزق و روزي مردم را در زمين گسترده بيان مي کند: «و زمين را گسترديم و در آن کوه هاي ثابتي را افکنديم و از هر گياه موزون در آن رويانيديم و براي شما انواع وسايل زندگي را در آن قرار داديم.» (حجر- 19)

از طرف ديگر، هر انساني براساس غريزه «حب نفس» دوست دارد هر شيئي با ارزش و سودمند را به مالکيت خود درآورد. در چنين شرايطي اگر مالکيت خصوصي حدي نداشته باشد، اقليتي با سوءاستفاده از فرصت ها و بهره گيري از موقعيت ها، منابع طبيعي مذکور را تصرف کرده، ديگران را از دسترسي به سرچشمه هاي رزق و روزي محروم مي کنند. آن گروه از نظام اقتصادي که به محض کشف و تسلط فرد بر يکي از منابع طبيعي و ثروت هاي عمومي، مالکيت خصوصي وي را به رسميت شناخته و ديگران را از بهره مندي از آن ثروت محروم مي کنند، آشکارا زمينه را براي فقر و تنگدستي گروهي و پديد آمدن ثروت انبوه براي گروهي ديگر را فراهم مي سازند. علي(ع) در اين زمينه مي فرمايد: من هيچ ثروت انبوهي را در جايي نديدم مگر آنکه در کنار آن حقي ضايع شده باشد.

2- آزادی نامحدود

آزادي از مواهب ارزشمند خدا براي انسان ها است و در عرصه اقتصادي، وجود بازارهاي آزاد کالاها و عوامل توليد باعث گسترش روزافزون مبادلات، به کارگيري عوامل توليد و اشتغال و بروز استعدادها و ابتکارات و پديدار شدن امکانات جديد و در نتيجه عامل پيشرفت و توسعه و رفاه انسان ها است، ولي همانند هر نعمت ديگري اگر از آن به صورت صحيح استفاده نگردد چه بسا خود تبديل به مشکل و عامل بدبختي گردد. اگر در همه زمان ها و مکان ها تمام انسان‌ها از سطح آگاهي، موقعيت اجتماعي و اقتصادي، هوش و استعداد يکساني برخوردار بودند شايد وجود آزادي هاي مطلق امري مطلوب و پسنديده بود، ولي با وجود اختلاف مراتب انسان ها در اين زمينه ها، اعطاي آزادي مطلق زمينه ساز تسلط اقليتي بر اکثريت و پديدار شدن انحصار خواهد بود. در زمينه اقتصاد، وجود آزادي هاي نامحدود موجب مي شود صاحبان قدرت و سرمايه و استعدادهاي برتر، با سوءاستفاده از قدرت چانه زني بر ديگران مسلط شده، و روابط اقتصادي را هميشه به نفع خود تمام کنند. احتکار کالاهاي ضروري مردم، انحصارها، رقابت هاي ناسالم براي ورشکست کردن رقبا، گران فروشي، ترويج فساد و فحشا براي فروش کالا، توليد و توزيع کالاهاي غيرضروري و احياناً فاسدکننده اخلاق و بنيان هاي خانواده چون مواد مخدر و مشروبات الکلي، ناديده گرفتن آثار منفي تأسيسات توليدي چون تخريب محيط زيست و در يک جمله فدا کردن مصالح و منافع جامعه براي رسيدن به سود شخصي، از آثار زيانبار آزادي هاي نامحدود در عرصه اقتصادي است، که امروزه تقريباً تمام اقتصادها به آن گرفتارند. در سطح بين المللي، سرمايه داران جهاني با تشکيل کارتل ها و تراست ها، توليد و فروش بسياري از کالاهاي اساسي را به انحصار خود درآورده اند، و از يک طرف مواد خام کشورهاي فقير را به ارزان ترين قيمت خريداري کرده و از طرف ديگر محصولات خود را با بالاترين قيمت ها به آنها مي فروشند. آنها هر نوع تلاش براي خودکفايي و به دست آوردن قسمتي از ارزش افزوده را درهم شکسته و کشورهاي جهان سوم را تا ابد به صادرات مواد اوليه و مصرف کردن ثروت هاي ملي وابسته مي کنند.

3- توزيع ناعادلانه درآمد

بي شک منابع و عوامل مختلفي چون مواد خام اوليه، نيروي کار، سرمايه نقدي، کالاهاي سرمايه اي مانند (زمين، ساختمان، ماشين آلات، ابزار و تاسيسات) و مديريت در توليد محصول و به دنبال آن در تحصيل درآمد نقش دارند، و شکي نيست که هر يک از آنها بايد سهمي از توليد و درآمد را داشته باشد.

کيفيت توزيع درآمد ميان عوامل مذکور چه از جهت انتخاب نوع رابطه حقوقي و چه از جهت ميزان سهم هر يک از عوامل، از مسايل پيچيده و مهم نظام هاي اقتصادي است و از آن ميان سهم نيروي کار و سهم صاحبان سرمايه، خصوصاً سرمايه هاي نقدي از اهميت زيادي برخوردار است.

عادلانه ترين نظام اقتصادي، نظامي است که به هر يک از عوامل توليد، متناسب با ارزش افزوده اي که در توليد ايجاد مي کند بپردازد، در غير اين صورت به صورت مستمر بخشي از حقوق يک عامل توسط عامل ديگر دريافت مي شود و به تدريج يک عامل با انباشت ثروت و ديگري با انبوهي از بدهي روبه رو خواهد شد.

4- رواج گناه و اعمال ناشايست

در جهان بيني اسلامي، عوامل افزايش يا کاهش روزي منحصر در مسايل مادي نيست. وجود روابط سالم و برادرانه ميان افراد جامعه، مراعات ضوابط عفاف و تقوا، شکر نعمت و توجه شايسته به دستورات الهي، موجب رحمت پروردگار و گسترش نعمت هاي الهي خواهد شد و در نقطه مقابل، رواج گناه و اعمال ناشايست، بي توجهي به نيازمندان و محرومان، کفران نعمت و روي گرداني افراد از ارزش هاي الهي، اسباب غضب الهي و قطع نعمت را فراهم خواهد آورد.

به عبارت ديگر، رفتار ناشايست آحاد افراد اجتماع علاوه بر تأثيرگذاري منفي بر زندگي شخصي و خانوادگي آنان، تأثيري منفي نيز بر زندگي اجتماعي افراد جامعه خواهد داشت. به اين جهت در تعاليم اسلام علاوه بر تأکيد روي عوامل گذشته، اصلاح روابط اجتماعي و رعايت تقوا از اسباب نزول برکات الهي به شمار آمده است. قرآن کريم در اين زمينه مي فرمايد: «اگر اهل شهرها و آبادي ها ايمان مي آوردند و تقوا پيشه مي کردند برکات آسمان و زمين را بر آنها مي گشوديم.» (اعراف- 96)

5- بی اعتنايی به نيازمندان

در هر جامعه اي گروهي مي توانند از طريق کار و فعاليت اقتصادي، نيازمندي هاي خود را تأمين کنند. گروهي ديگر تنها بخشي از نيامندي هاي خود را برآورده مي کنند، و گروهي به دليل نداشتن توان فعاليت اقتصادي يا فقدان زمينه فعاليت، قادر به تأمين نيازهاي خود نيستند، در جوامع مختلف گرچه افراد به جهت داشتن عواطف و احساسات به نيازمندان کمک مي کنند، اما هيچيک از نظام هاي اقتصادي رايج به صورت نظام مند جايگاهي براي آنان و روش هايي مشخص براي تأمين نياز مستمندان در نظر نمي گيرند. در حالي که در نظام اقتصادي اسلام علاوه بر توصيه هاي کلي و تحريک عواطف انساني و معنوي براي تأمين نيازمندي هاي گروه سوم و تکميل نيازهاي گروه دوم، دو راه مشخص پيش بيني شده است:

1- مسئوليت امت: يعني افراد جامعه نسبت به تأمين نيازهاي حياتي يکديگر مسئوليت متقابل دارند که در حد ساير فرايض لازم الاجرا است. پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: کسي که شب سير بخوابد در حالي که همسايه اش گرسنه باشد به من ايمان نياورده است. (کافي، ج2، ص668)

2- مسئوليت دولت: يعني دولت اسلامي وظيفه دارد با استفاده از منابعي که در اختيار اوست، از طريق فراهم کردن زمينه هاي اشتغال و بستر هاي کار و فعاليت مناسب و حمايت‌هاي همه جانبه، معيشت شهروندان جامعه اسلامي را در سطح مناسب کرامت انساني تأمين کند. پيامبر گرامي اسلام(ص) مي فرمايد: خدا را به ياد هر حاکم اسلامي پس از خود مي آورم... مردمان را فقير نکند که در نتيجه کافرشان خواهد کرد. (الحيات، ج4، ص422)

    روزنامه كيهان، شماره 21670 به تاريخ 22/4/96، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS